یکم : سرمقاله
هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)

برگرفته از کتاب مرغ شباهنگ یادنامه محمود محمودی خوانساری نوشته حمید تجریشی
... محمودی که برنامه گلها را خانه خود می دانست به غیر از دوران سرپرستی آقای ابتهاج در دوره های قبلی چندان نارضایتی از آن ندارد ، در یکی از مطبوعات می گوید : بعد از مرحوم پیرنیا ، مرحوم رهی معیری و بعد هم محمد میرنقیبی گل ها را تهیه کردند البته نه به اندازه پبرنیا ولی نسبتا موفق بودند اما با آمدن ابتهاج دیگر رونق گلها از دست رفت . البته ایشان شاعر خوبی هستند ولی شناخت لازم را از موسیقی ندارند .
ظاهرا از سال 52 سرپرستی گلها و به طور کلی واحد تولید موسیقی رادیو به آقای ابتهاج سپرده می شود ؛ هر چند هنرمندان در دوره قبل از او نیز به هر حال گاهی از اوضاع گله کرده بودند در دوران ایشان شکایات به اوج می رسد ؛ در این دوره است که مطبوعات با طنز می نویسند : آیا گلها در سایه هم گل می کنند ؟
در این دوره هنرمندانی چون : تجویدی ، بدیعی ، یاحقی ، خرم دست از کار می کشند و اسدالله ملک ناچار می شود برای امرار معاش در یک کارخانه به فعالیت بپردازد ؛ در این دوره است که آقای شجریان می گوید : من تصمیم خودم را گرفته ام و با این ترتیب دیگر حاضر به ادامه فعالیت نیستم و مشغول مقدمات کار کشاورزی در کرج و هشتگرد هستم چون در کار رادیو هیچ ضوابطی وجود ندارد و تهیه کنندگان هر از راه رسیده ای را به رادیو می برند و صدای او را بارها پخش می کنند ... ؛ در این دوره است که برخی خوانندگان چون پریسا ، الهه ، دلکش نیز به جمع معترضین می پیوندند و خانم الهه سخن از نابودی گلها می گوید ؛ در این دوره است که محمد حیدری می گوید ابتهاج موسیقی ایرانی را کشته است . این اعتراضات مربوط به سالهای 49 – 50 نیست که فقط محمودی تنها سخت از حق و ناحق در عالم هنر می گوید ؛ حالا وخامت اوضاع به قدری شده است که حتی هوشمند عقیلی نیز در آستانه سفر به آمریکا می گوید از محیط هنری دلسرد شده ام .
روزنامه اطلاعات 17/2/54 :
ابتذال آواز ایرانی را احاطه کرده است
رسمی رایج شده است که خوانندگان خوش صدا در آغاز کار به رادیو روی می آورند و پس از اینکه شهرتی به هم زدند راهی کاباره ها می شوند و با دستمزد های شبی 5 تا 10 هزار تومان در آن جا خلق را مشعوف می کنند ، پیش از این پاره ای خوانندگان خوش صدا مانند بنان ، الهه ، محمودی خوانساری با رفتار متین خود برای جماعت خواننده اعتباری کسب کرده بودند اما وسوسه پول بالاخره هنرمندان خوش آواز را فریفت رفتن به کاباره با دستمزدهای کلان ظاهرا با گلپایگانی آغاز شد و حالا خوانندگانی مانند هایده و حمیرا و ... سرقفلی تبلیغاتی کاباره ها هستند .
حرف آنها نیز شنیدنی است : ما به درآمد مختصر ماهیانه ای که رادیو می دهد نمی توانیم قانع باشیم صدای ما عمر کوتاهی دارد باید از این سرمایه خداداد استفاده کرد تازه ما مگر در کاباره برای چه کسانی می خوانیم ؟ معلوم است برای مردم پس چه فرقی می کند در کجا برنامه اجرا کنیم .
این حرف ظاهرا معقول به نظر می رسد چرا که هنرمندان باید زندگی مرفهی داشته باشند هیچکس از درآمد سرشار بدش نمی آید اما
خواندن در کاباره دو زیان عمده دارد :
1 - باعث می شود که به تدریج نوعی ذوق کاباره ای بر خواننده تحمیل شود و ترانه های سبک و جلفی باید اجرا کند که آدم های مست و خمار را به هیجان آورد و هر کسی از هر طبقه ای را خشنود کند و چون پای مشتری در میان است سطح کار را آنقدر پایین آورد تا راضی شود صورتحساب چند هزار تومانی میز خود را پرداخت کند .
2 – خوانده ترانه های جلف وسبکسرانه و عامیانه به تدریج برای خواننده خوش صدا به صورت عادت در می آید و برای همین است که سالی ، ماهی یک ترانه خوب نمی شنویم .
این سهل انگاری و عوام پسند بودن خطر بزرگی است که آوازخوانهای خوب ما را تهدید می کند و چه کسی می تواند در برابر وسوسه دستمزدهای کلان مقاومت کند و به کاباره نرود ؛ اما هنوز هم تک و توکی خواننده خوب و جوان هستند که تاکنون به وسیله کاباره ها شکار نشده اند آینده را چه کسی می داند ؟
نخست از محمودی خوانساری سپس از منتشری و شجریان باید نام ببریم این خوانندگان خوش آواز و مسلط که خوب تعلیم دیده اند و عاشق موسیقی ایرانی هستند خوشبختانه به عنوان یک خواننده سنتی مانند گذشتگان خود قوامی ، بنان حرمت خویش را دارند و صدای خود را به سکه ا ی بیشتر نفروختند .
حرف عبدالوهاب شهیدی یادم می آید که گفته بود روزی برسد که آنقدر خواننده ها پول پرست شده باشند که مشتری بگوید به اندازه ای صد تومان ابوعطا بخوان و ایاشن بخوانند .
آنچه پشتوانه همت کسانی چون شجریان و منتشری و سیما بینا و ... است حمایت بی دریغ رادیو باید باشد که رفاهی نسبی برای آنان به وجود آورد که ناگزیر نشوند راهی ویترین های رقص و آواز و شوهای عجیب و غریب شوند .
روزنامه اطلاعت 24/9/56
شجریان صحنه آواز را ترک می کند
خبرنگار - به شجریان می گویم شک ندارم که شما از کوشندگان واقعی موسیقی ایرانی هستید ، به همین خاطر است که از کناره گیری شما پس از آن همه فعالیت متعجب می شوم به خصوص که می دانم این روزها با رادیو و تلویزیون ملی ایران همکاری نمی کنید ؟
شجریان - مشکلات من ارج نگذاشتن به کار هنرمندان است . در شرایطی که زندگی کردن در اجتماع امروز ما روز به روز مشکل تز می شود و هزینه زندگی دائما رو به افزایش است زندگی کردن با پولی که سازمان به من می دهد بسیار مشکل است . با این درآمد نمی توانم به چیزی دلخوش باشم ! . اداره کردن یک خانواده 7 نفری با پولی که در حدود 6000- 5 تومان در ماه برای آدمی مثل من که حتی خانه ای از خود ندارد دیگر وقت و فکر و خیال راحتی برایم باقی نگذاشته است که به هنرم بیاندیشم . بنابراین علتی هم نمی بینم که همچنان به کارم ادامه بدهم . الان بیش از دو ماه است که هیچ کاری عرضه نکرده ام و این بسیار ناراحتم می کند . حتی تمریناتم را نیز به تدریج کنار گذاشته ام ... اکنون بیش از سه سال است هر از گاهی در سازمان به منظور رسیدگی به مشکلات ما جلساتی برپا می شود ولی تا به حال هیچ نتیجه ای از این نشستها گرفته نشده است نمی دانم چه مشکلی است که حل شدنی نیست ... .
روزنامه اطلاعات 28/10/56 : گفتگو با ابتهاج
چر ا هنرمندان موسیقی ایرانی رادیو را ترک می کنند ؟
خبرنگار- در موارد بسیاری دیده شده است رادیو از کسانی دعوت به همکاری در تولید موسیقی خود نموده که صلاحیت این کار را ندارند و بیشتر وقت خود را به کار در کاباره ها اختصاص داده اند و ضمنا نشان داده اند که موسیقی ایرانی را خود نمی شناسند بهتر نیست رادیو کسانی را که کار به شیوه کاباره ای و کافه ای را به کار خوب هنرمندانه ترجیح داده اند کنار بگذارد و به دنبال هنرمندانی به شیوه کار بهتر برود ؟
ابتهاج- سعی ما بر این بوده است که هنرمندانی که قسمت اعظم کارشان در کافه است وقتی به رادیو می آیند در این محدوده در راه اعتلای موسیقی خوب ایرانی کوشش کنند و در این جا از روش های کاباره ای استفاده نکنند به عقیده من سلیقه خاصی را بر دستگاه موسیقی وارد کنیم ، مردم از انواع موسیقی خوششان می آید و در این مورد نظرات شنوندگان و خواست آنان نیز باید مورد توجه قرار گیرد ؛ گروهی از مردم به این گونه خوانندگان توجه دارند و کار آنان را می پسندند .
خبرنگار – پس در این جا باید بپذیریم که شما بنا به دلایلی که می گویید ناچارید خط مشی خودتان را در زمینه موسیقی مورد توجه قرار ندهید چرا که می گویید هدفتان اشاعه موسیقی خوب است حال آنکه به کار گرفتن اینگونه به اصطلاح هنرمندان به علت رخوت و سستی و کج روی که در کارشان است و انعکاس دهنده هنر تجارتی هستند نه تنها پیشرفتی را موجب نشده است بلکه باعث بروز لطماتی نیز شده است که نمایان ترین شکل آن همان تصور غلطی است که بسیاری مردم از موسیقی ایرانی پیدا کرده اند .
ابتهاج- اینکه هنر مندی در کاباره کار کند دلیل بر محکومیت او نمی شود و ....
خبرنگار – به هر حال تضادی میان هدف و عمل تولید موسیقی در رادیو وجود دارد که دفاع از رسالت این واحد را مشکل کرده است البته ناگفته نماند برنامه های خوبی مانند گلچین هفته و بعضی برنامه های گلهای تازه را نیز تهیه کرده اید ...
نکته دیگر اینکه مدتی است هنرمندانی مانند محمودی ، شجریان ، پریسا ، تجویدی و ... مایل به همکاری با رادیو نیستند و دلایلی که برای این کار ابراز می کنند اگر فرض کنیم که بسیاری از دلایل شان برای این کار درست نیست از یکی از دلایل که نمی توانیم بگذریم تفاوت فاحش درآمد هنرمندان رادیو و هنرمندان بازار آزاد است .
ابتهاج – بله می پذیرم که میان درآمد داخل و خارج از رادیو تفاوت وجود دارد این تفاوت همه جا موجود است مثلا درآمدی که میان یک مهندس اداره و یک مهندس مقاطعه کار وجود دارد ، این درآمد کم به معنای کم ارج نهادن بر کار هنرمندان نیست ولی مادیات نباید در زندگی یک هنرمند تبدیل به یک هدف شود چون مسیر را عوض می کند و او را تبدیل به یک سوداگر می کند تاکید می کنم این حرف من به این معنی نیست که هنرمند گرسنه باشد و رفاه هنرمند باید تامین شود این وضع درست نیست و باید تغییر کند ولی سطح درآمد هنرمندان رادیو هیچ گاه به هنرمندان کاباره نخواهد رسید ولی باید کم شود و... .
گفتگو با استاد بنان :
بنان – آقای قطبی گفته درهای رادیو را به روی جوانان باز کنید ولی نگفته به روی هر جوانی بلکه به کسی که استعداد دارد ، رادیو کاروانسرا شاه عباسی نیست.
خبرنگار – ولی الآن عملا همین طور است .
بنان – بله ولی این کار را نه ما کردیم و نه آقای ابتهاج .
خبرنگار – در این مورد تاکید خاصی نیست که چه کسی این کار را کرده حتی من معتقدم آقای ابتهاج مقصر نیست صحبت درباره فضایی است که همه حتی خود آقای ابتهاج در آن زندگی می کنند ایشان هم دراین حال و هوا قرار دارند با این تفاوت که منکر وجود چنین وضعی هستند .
بنان – من از انکار ایشان آگاهی ندارم فقط می دانم که مقامات بالاتر به ایشان دیکته می کنند و ایشان هم ناچارند بپذیرند مگر آنکه در چنان وضعی باشند که بتوانند از شغل و درآمد شان بگذرند .
هر چند توضیحات استاد بنان خیلی مختصر و مفید تکلیف مقصر و نقش آقای ابتهاج را در آن شرایط روشن کرد ولی اگر از آن بگذریم و بخواهیم از سخنان خود ابتهاج به مشکل کارشان پی ببریم باید بگوییم مطالب ایشان در پاسخ به اصل موضوع ( که از زبان شجریان نقل کردیم) حاوی دو تناقض ( در جنبه نظری و عملی) است .
از جنبه نظری تناقض محتوای کلام ایشان آن است که از یک سو می فرمایند حرص و جوش زدن برای به دست آوردن پول در جاهایی مغایر با هدف قرار می گیرد و مسیر را عوض می کند و هنرمند را تبدیل به سوداگر می کند و از سوی دیگر در مقابل این سوال که آیا بهتر نیست رادیو کسانی را که به کار به شیوه کاباره ای را به کار خوب ترجیح داده اند ( یعنی همان سوداگران حریص در جمع پول) را کنار بگذارد و به دنبال هنرمندانی با شیوه کار بهتر و ارزنده تر برود می فرمایند اینکه هنرمندی در کاباره کار کند یعنی به تعیبیر خود ایشان با حرص و جوش زدن برای پول بیشتر به سوداگر تبدیل شود نمی تواند دلیل بر محکومیت او باشد .
واقعیت این ست که با این استدلال پر تاقض ایشان نتیجه آن شده است که هنرفروشان کاباره ای هم خدا را داشته باشند هم خرما را .
اگر آقای ابتهاج عمیق تر به موضوع توجه می کردند در می یافتند که اعتراضات امثال محمودی پیش از آکه جنبه مادی داشته باشد جنبه معنوی داشته است زیرا او نمی گفت که دیگران کاباره نروند و پول در نیاورند بلکه می گفت وقتی رفتند و خودشان را فروختند دیگر نباید به عنوان هنرمند برنامه های سنگین و با اصالتی چون گل ها راه داشته باشند تا لااقل عدالت بدین سان رعایت شود یعنی اگر محمودی و ... از سود مادی هنرمندان بازار آزاد سهمی ندارند آنها هم از سود معنوی و اعتباری که حضور در گلها برای یک هنرمند ایجاد می کرد سهمی نداشته باشند .
این است نکته ای که ایشان در مقابلش به تناقض گویی پرداخته اند ایشان فقط با اتکا به اینکه مردم از این هنرمندان خوششان می آید رادیو باید تابع خواست مردم و ارضا کننده همه سلیقه ها باشد درهای رادیو را به روی بی هنران باز گذاشته بودند در حالی که مرحوم پیرنیا در دوران خود به هیچ وجه مردم نوازی را زمینه برای راه دادن هنرفروشان به گل ها نساخته بودند به قول محمودی پیرنیا برنامه اش را حفظ می کرد و با وسواس و دقتی که به خرج می داد کمتر خواننده ای می توانست به گل ها راه پیدا کند .
اما تناقض 2 مربوط به جنبه عملی کار ایشان می گردد در این قسمت از گفته ای ایشان که فرمودند باید تفاوت میان درآمد هنرمندان رادیو و کاباره ها کم شود و کوشش واحد موسیقی این است که وضع مالی هنرمندان تا حد ممکن بهبود یابد اما این مطلب را ایشان و بالا دست ها فقط می گفته اند و البته در عمل چنانکه آقای شجریان گفته بود طی سه سال جلسات برگزار کردن هیچ گرهی از کار فروبسته هنرمندان اصیل گشوده نشد .
در پایان به مطلب مشابهی هم از کتاب یادنامه استاد برومند نوشته احمد کریمی از زبان استاد شجریان توجه کنید :
... هم چنان که وقتی هوشنگ ابتهاج به رادیو آمد با کارشکنی و توطئه و بدگویی و تهمت ، بلایی به روزگارش آورده بودند که یک روز وقتی مرا در راهرو اداره رادیو دید بدون جواب سلام و در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود با یک دنیا ناراحتی و عقده در گلو به من گفت آقای شجریان من برای خدمت به موسیقی اصیل و شما هنرمندانی که وارث آن هستید آمده ام چرا همه حتی هنرمندان طراز اول و اساتید با من جبهه گیری می کنند و هیچ کس حاضر به همکاری نیست ؟ اصلا چرا این مسئولیتی را قبول کردم ؟ اصلا چرا به رادیو آمدم ؟ به من چه که بیایم و خودم را سپر بلای هنرمندانی بکنم که با من این شکل رفتار می کنند و با لحنی که از آن ها توقع نمی رود با آدم صحبت می کنند ؟ و در حالی که سعی داشت اشک هایش را از من پنهان بدارد فورا صورتش را برگرداند و رفت .
* حالا خودتان کلاه خودتان را قاضی کیند و نظراتتان را هم در بخش نظرات بنویسید .
دوم : برنامه گلها
گلهای تازه 124 – بی تو بسر نمی شود
مایه : شور
تصنیف و پیش درآمد و رنگ : پایور
آواز : عبدالوهاب شهیدی
نوازندگان : فرامرز پایور ، هوشنگ ظریف ، حسن ناهید ، محمد اسماعیلی
شعرها : مولوی
گوینده : رضا معینی
صدا بردار : محمد جهانفرد
آواز : دانلود
در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت بر ندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان می خواستند جان و دل را می سپارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشک بارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را می شمارم روز و شب
تصنیف :
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بی تو به سر نمی شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی آن منی کجا روی بی تو به سر نمی شود
جاه و جلال من تویی مکنت و مال من تویی آب زلال من تویی بی تو به سر نمی شود
بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم سر ز غم تو چون کشم بی تو به سر نمی شود
گلهای تازه 137 – آهوی وحشی
دستگاه : چهارگاه
آهنگ و پیش درآمد : اسماعیل مهرتاش (تنظیم : پایور)
آواز و بربط : عبدالوهاب شهیدی
نوازندگان : فرامرز پایور ، رحمت الله بدیعی
شعرها : حافظ
گوینده : سرور پاک نشان
صدا بردار : حسن عسگری
آواز : دانلود
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرحبخش نوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند
پیش چشمم کمترست از قطره ای این حکایت ها که این طوفان کند
تصنیف :
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی گیرد
خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت در دیگر نمی داند ره دیگر نمی گیرد
سر و چشمی بدین خوبی تو گویی چشم ازو برگیر برو کاین وعظ بی معنی مرا در سر نمی گیرد
دلم جز مهر مهرویان طریقی برنمی گیرد ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین که فکری در درون ما از این خوشتر نمی گیرد
* جالب اینجاست که دو برنامه گلهای تازه ، شماره 137 نامگذاری شده اند که دیگری با صدای محمودی خوانساری ضبط شده است . از دوستانی که برنامه دیگر را در اختیار دارند خواهش می کنم با من تماس بگیرند .
* این آهنگ نخستین بار با صدای ملوک ضرابی اجرا شد و بعد ها نیز خانم حمیرا و سپس آقای ستار آن را بازخوانی کردند که این آثار تقدیم می شود :
1 – اجرای ملوک ضرابی در گلچین هفته 31 دانلود
2 – اجرای حمیرا در گلچین هفته 61 دانلود
3 – اجرای ستار
سوم : کلیپ موبایل
این بار نیز چند کلیپ دیگر با تلاش آقای رضا رجبی برای شما در نظر گرفته شده است :
1 – قطعه بسیار قدیم دشتی با ویلن رحمت الله بدیعی دانلود
2 – قطعه افشاری با کمانچه رحمت الله بدیعی دانلود
3 – آواز دشتی با عود و آواز شهیدید و نی حسن ناهید دانلود
یکم : سرمقاله
گلهای تازه !
همزمان با شتاب گرفتن تحولات اجتماعی دهه 50 ، مسئولین رادیو در یک اقدام انقلابی ، گلستان (پژمرده !) برنامه گلها (گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل و برگ سبز) را چیدند و به جای آن گلی تازه را نشاندند . (گلهای جاویدان و صحرایی قبلا بوسیله خود پیرنیا جایگزین شده بودند ) .
ولی با تعطیلی ارکستر گلها کمبود قطعات ارکسترال و تصنیف ها در گلهای تازه احساس می شد ؛ بنابراین هنرمندان در آغاز رو به ضربی خوانی آوردند و در چند برنامه نیز تصنیف هایی با ارکستر رادیو تلویزیون ملی ضبط شد . سرانجام مسئولین این برنامه با دعوت از ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور سعی بر ، به سامان کردن این مسئله کردند .
ولی این دعوت بر اختلاف کهنه بین هنرمندان قدیمی گلها و تازه واردین بیشتر (زیرا برخی هنرمندان پرکار و قدیمی گلها همکاری خود را با این برنامه قطع کرده بودند و یا به حداقل رسانده بودند ؛ الهه ، حمیرا ، مسعودی ، هایده ، ورزنده ، عبادی فقط در یک برنامه شرکت کردند و تعداد حضور هنرمندان : کسایی ، مجد ، تجویدی به حدود 5 برنامه هم نمی رسد) دامن زد .
اما اختلاف از کجا آغاز شد ؟
با تاسیس تلویزیون ملی ایران ، رقابت بین این دو سازمان نیز شکل گرفت . رادیویی ها حاضر به شرکت در تلویزیون نمی شوند و تلویزیون تاسیس خود را با ارکستر فرهنگ و هنر و صدای احمد ابراهیمی اعلام می کند .
در مقابل رادیو هم طبق یک قانون نانوشته اجازه شرکت هنرمندان تلویزیون را در گلها نمی دهد و خودشان نیز در برابر دوربین حاضر نمی شوند و به همین علت است که از هنرمندان گلها به ندرت فیلم پیدا می شود .
البته این اختلاف و رقابت در همه زمینه ها (مانند بازیگران و نویسندگان نمایشنامه های رادیویی) بین این دو سازمان وجود داشته است و بعد از یکی شدن دو سازمان این سنگ اندازی ها ادامه داشته است که برای اطلاعات بیشتر در این مورد دعوت میکنم به کتاب خاطراتی از هنرمندان نوشته پرویز خطیبی مراجعه کنید .
مطالب بالا دلیل بر ایراد من بر گروه پایور نیست و خود من از علاقه مندان تنظیم های پایور هستم و به نظرم تاکنون کسی ارکستر سازهای ایرانی را مانند پایور تنظیم نکرده است و بهترین بازسازیهای آثار شیدا و عارف و ... و پیش درآمد ها و رنگ ها و ... را با ارکستر سازهای ایرانی وی انجام داده است ؛ ولی به نظرم فضای موسیقی که وی ارائه می داد با فضاری گلها همخوانی نداشته است .
با مقدمه بالا در 3 شماره آینده وبلاگ ، آثاری از همکارهای ارکستر پایور و صدای شهیدی و چند مقاله در این باره تقدیم به دوستداران آثار پایور می شود :
دوم : برنامه گلها

گلهای تازه 103 - زندگی
دستگاه : ماهور
آهنگ : محلی خرم آبادی (مقدمه و تنظیم : پایور)
ترانه سرا : هما میرافشار
آواز و بربط : عبدالوهاب شهیدی
نوازندگان : فرامرز پایور – اصغر بهاری – محمد اسماعیلی
شعرهای آواز : شهریار - باباطاهر
گوینده : فخری نیکزاد
صدا بردار : محمد جهانفرد
در حین دکلمه فخری نیکزاد قطعه بدون کلام زندگی نیز اجرا می شود :
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاک دامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
آواز :
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
خداوندا بسی زارم از این دل شب و روزم در آزارم از این دل
ز بس نالیدم از نالیدن افتان ز مو بستان که بیزارم از این دل
خدایا داد از این دل داد از این دل که یکدم مو نگشتم شاد از این دل
چو فردا دادخواهان داد خواهند بگویم صد هزاران داد از این دل
تصنیف:
آن نگاه گرم تو جام شرابه اما سرابه زندگی بی چشم تو رنج و عذابه ، رنج و عذابه
آه من ترسم شبی دامنت بگیره با دلم بازی مکن عاشق و اسیره ، ترسم بمیره
یکشب از روی صفا ای بلای دل ها درد من دوا کن یا وفا کن با دلم یا مرا رها کن ، یا مرا رها کن
می شکنی شیشه دلم قدرشو ندونی مهربونی با همه با من و دل من نامهربونی

گلهای تازه 112
دستگاه : سه گاه
آهنگ : محمد میرنقیبی (تنظیم : پایور)
آواز و بربط : عبدالوهاب شهیدی
نوازندگان : جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ، حسن ناهید ، محمد اسماعیلی
شعرهای آواز و تصنیف : حافظ
گوینده : آذر پژوهش
صدا بردار : محمد جهانفرد
نخست دکلمه آذر پژوهش را حین اجرای پیش درآمد سه گاه می شنوید :
اگر روم ز پیش ، فتنه ها بر انگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
وگر به رهگذری یک دم از هواخواهی چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
وگر طلب کنم نیم بوسه ، صد افسوس ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد
تو عمر خواه و صبوری ، که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
فراز و شیب بیابان عشق ، دام بلاست کجاست شیر دلی ، کز بلا نپرهیزد
من آن فریب که در نرگس تو می بینم بس آبروی ، که خاک ره برآمیزد
آواز :
جلیل شهناز چهارمضراب بسیار زیبایی را (کوک : سه گاه لا کرن) می نوازد و سپس شهیدی آواز را آغاز می کند :
درآمد
اگر روم ز پیش ، فتنه ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
وگر به رهگذری یک دم از هواخواهی چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
زابل
من آن فریب که در نرگس تو می بینم بس آبروی ، که با خاک ره برآمیزد
مخالف
فراز و شیب بیابان عشق ، دام بلاست کجاست شیر دلی ، کز بلا نپرهیزد
چهارمضراب مخالف از پایور و مخالف
تو عمر خواه و صبوری ، که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
فرود
بر آستانه تسلیم ، سر بنه "حافظ" که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
تصنیف :
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
دیده ما چو به امید تو دریاست چرا به تفرج گذری بر لب دریا نکنی
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر که دعایی ز سر صدق جز آنجا نکنی
در پایان رنگ سه گاه بوسیله ارکستر اجرا می شود .
سوم : کلیپ موبایل
این بار هم چند کلیپ زیبا با موضوع این شماره وبلاگ تقدیم می شود : (ضمن تشکر همیشگی از آقای رجبی)
۱ – تصنیف زندگی اجرا در جامعه باربد دانلود
۲ – پیش درآمد سه گاه ، گروه اساتید دز جشن هنر شیراز دانلود
۳ – تصنیف اما از این دل که داد ، در جشن هنر شیراز دانلود
۴ – آواز سه گاه با استاد بهاری دانلود
۵ – آواز مخالف سه گاه با استاد بهاری دانلود
چهارم : هنرمندان جوان

این بار سنتور هنرمند 9 ساله آقای علی حسینی را می شنوید که به نظر من می تواند موتسارت موسیقی ایران لقب بگیرد .
تسلط وی بر موارد زیر با توجه به سن بسیار کم و از طرفی فضای درونگرای موسیقی ایرانی واقعا قابل تحسین و شگفتی است :
1- اجرای جملات آوازی به مدت زمان نسبتا طولانی (قطعا دوستان نوازنده قطعا بیشتر متوجه منظور من می شوند) .
2- توانایی در نواختن ملودی های گوناگون در قسمت های ضربی .
3- تکنیک کاملا صحیح از نظر وضع ظاهری اجرا (که برای شما به علت ندیدن فیلم اثر اماکن پذیر نیست) .
4- القای حس موسیقی با تغییر در شدت صدا و اجرای تکنیک های گوناگون مضراب نوازی سنتور .
* موضوع نظر سنجی این بار وبلاگ نیز درباره ساز همین هنرمند است که خواهش می کنم حتما قطعات را دانلود و گوش کنید و نظر بدهید .
وی از شاگردان آقای مهران مهتدی است که قبلا نیز در این وبلاگ به وی اشاراتی شده بود و بزودی گفتگو و مقالاتی از وی خواهید خواند .
جالب است که بدانید ساز تخصیص ایشان ویلن است ! ولی تقریبا همه سازها را تدریس می کنند ؛ که دو قطعه از نواخته های ایشان نیز در این قسمت تقدیم می شود :
نخست : به یاد حسین تهرانی

در گذشته چند بار آثاری از برنامه گلچین هفته به شما تقدیم شد ؛ این بار گلچین هفته شماره 19 را که به مناسبت نخستین سال درگذشت حسین تهرانی بصورت ویژه نامه ای تهیه شده بود تقدیم می شود :
در این شماره مطالب زیر به تهیه شده بود :
گلچین هفته 19
1 – تصنیف "اوج" ساخته فرامرز پایور با شعر لعبت والا و صدای نادر گلچین به یاد حسین تهرانی .
2 – شرح حال کودکی تهرانی .
3 – شرح دانش آموزی تهرانی نزد حسین اسماعیل زاده با صدای خودش .
4 – شرح دانش آموزی تهرانی نزد صبا و خالقی و سپس تدریس وی در هنرستان موسیقی .
5 – گفتگوی مرتضی عبدالرسولی با تهرانی درباره تکنیک های نوازندگی تنبک .
6 – تصنیف در "خلوت غم" ساخته پایور با شعر ابتهاج و صدای مرضیه .
به وفایت که به جایت صنما کس ننشانم به جمالت که خیالت نرود از دل و جانم
به غمت که مرا جز غم تو شب همه شب همنفسی نیست
به غمت که در این خلوت غم همدم من جز تو کسی نیست
چه کنم مانده و تنها دل غمگین مرا من و این گریه شبها که همین گریه دواست
تو کجایی که ببینی ز جدایی دل تنگم چه کشید
تو نداری سر یاری چه ثمر زین همه زاری که به جایی نرسید
من و این گریه شبها که همین گریه دواست چه کند مانده و تنها دل تنگی که مراست
7 – خاطره خالقی از تهرانی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران .
8 – قطعه قطار ساخته تهرانی و نظر ابتهاج .
9 – چهارمضراب ابوعطا با ویلن صبا و ضرب تهرانی .
10 – گفتگو با پایور درباره تهرانی .
11 – پندهای اخلاقی از زبان تهرانی .
12 – زرد ملیجه ساخته صبا با سنتور پایور و ضرب تهرانی .
13 – تکرار تصنیف اوج .
اوج را می نگرم و تو را می بینم
که در آن نقطه دور در همان قله نور
که ملائک گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
در میخانه زدی ره افسانه زدی
با سر انگشت نوازشگر جادویی خود
جرس قافله ها را به نوا آوردی سایه ثانیه ها را به صدا آوردی
تو همان نفس صدایی
که به جا خواهد ماند که رها خواهد ماند
در بهار تو چنان قلب زمان در تهی طبل جهان
ضربه هشداری ضربه بیداری
تو همه جان بودی جان به جانانه رفتی مست شبگرد پریشان بودی
که به میخانه رسی
بنواز با سرانگشت نوازشگر و جادویی خود
نغمه عشق و صفا را بنواز نغمه مرغ رها را بنواز
گلچین هفته 84
در این قسمت قسمتی از برنامه گلچین هفته 84 را که به حسین تهرانی اختصاص یافته بود نیز تقدیم می شود . در این برنامه نخست قطعه ضربی با صدای تهرانی و سپس بازخوانی آن را با صدای شهرام ناظری را می شنوید :
* دوستان گرامی می توانند بازسازی این ترانه را با قسمت ترانه وبلاگ که درادامه خواهید دید مقایسه کنند !؟ و به تفاوت سبک هنرمندان گلها(ی پژمرده !؟) و هنرمندان برجسته گلهای تازه و همچنین هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر سابق (به سرپستی پایور - گلچین هفته 19- که بالاتر شنیدید) پی ببرند !؟
همچو فرهاد
آواز : بیات ترک
گروه : شیدا (سرپرست : محمد رضا لطفی)
آواز : شهرام ناظری
همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما ؟ کوه ما سینه ما ، ناخن ما تیشه ما
بهر یک جرعه می منت ساقی نکشیم اشک ما باده ما ، دیده ما شیشه ما
ماه من ماه من
بیا ای تاج سرم بیا بنشین به برم
دل به یار بی وفای خویشتن دادم و دیدم سزای خویشتن
زخم فرهاد و من از یک تیشه بود او به سر زد من به پای خویشتن
هر که ننشیند به جای خویشتن افتد و بیند سزای خویشتن
اگر دل می بری جانا روا باشد که دل داری میان دلبران الحق به دل بردن سزاواری
دلا دیگر چه می گردی تو در کوی حبیب من الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
دوم : کلیپ موبایل
در این قسمت تعدادی کلیپ موبایل که برای بلوتوث (به کوشش رضا رجبی) تهیه شده ، تقدیم می شود :
۱ – قطعه قطار دانلود
۲ – نوازندگی و صحبت های تهرانی . دانلود
۳ – ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی پایور به یاد تهرانی (1) دانلود
۴ – ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی پایور به یاد تهرانی (3) دانلود
سوم : ترانه آرزو گم کرده
برگرفته از : مجله رادیو ایران
بازنویسی : مجید معظمی
با تشکر از آقای سیروس احمدی فر(بخاطر در اختیار قرار دادن متن مجله)
نه همزبانی ، نه همنوایی ، تا با او بگویم ز عشقت حکایتی
نه مهربانی ، نه چاره سازی ، تا کنم از سوز پنهان شکایتی
نوای منی ، بینوای توام بلای منی ، مبتلای توام
شور و مستی ، تویی تویی نور هستی ، تویی تویی
منم غباری ، به کوی تو
سرود منی ، چنگ و عود منی وجود منی ، تار و پود منی
جام و ساقی ، تویی تویی عشق باقی ، تویی تویی
منم که مستم ، به بوی تو
من که در دام هلاک افتاده ام من که چون اشکی به خاک افتاده ام
عاشقی ، دیوانه ای ، افسرده جانم بیدلی ، بیحاصلی ، بی آشنایم
من کیم درد آشنایی بی نصیبی ، بی نوایی
هر شب افسانه ای دارد دل دیوانه من بشنو ای مرغ شب ، راز من و افسانه من
رهی ، تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
ترانه "آرزو گم کرده" که شعر و نت آن در اینجا به نظر خوانندگان گرامی می رسد از جمله ترانه های دل انگیزی است که شورای موسیقی رادیو ایران آن را بهترین ترانه ماه گذشته شناخته و آقایان رهی معیری سراینده ترانه ، تجویدی سازنده آهنگ ، مرتضی حنانه تنظیم کننده آهنگ و خانم پوران خواننده آهنگ را مورد تشویق قرار داد . این ترانه را ارکستر فارابی اجرا کرد و به حق می توان گفت که یکی از بهترین ترانه های ایرانی است که در سالهای اخیر اجرا شده است . خبرنگار مجله رادیو ایران با هنرمندانی که با همکاری یکدیگر این ترانه زیبا را بوجود آوردند مصاحبه ای به عمل آورده که در اینجا به نظر خوانندگان عزیز می رسد .
شاعر شیرین سخن
رهی معیری یکی از مشهورترین و شیرین سخن ترین شاعران معاصر ایران است و خوانندگان مجله و شنوندگان رادیو ایران بلاشک با آثار دل انگیز او آشنایی دارند و ذوق لطیف او را در سرودن غزل و ترانه هایی که در مدت زمان کوتاهی زبانزد خاص و عام می شود می شناسند . در مورد ترانه "آرزو گم کرده" رهی به خبرنگار ما گفت : مدتی بود که آرزو داشتم ترانه ای جالب و پرسوز که زبان دل و جانم باشد بسرایم . روزی دوست هنرمندم آقای تجویدی آهنگ شورانگیزی را که در دستگاه دشتی ساخته بودند ، برای من نواختند ولی آن آهنگ هنوز ناتمام بود و ایشان اصرار داشتند که همان جا من ابیات آغاز تصنیف را بسازم . از رقت و لطف آهنگ ، حالی به من دست داد که چهار مصراع آغاز را در همان مجلس سرودم و بقیه را نیز روز بعد ساخته و آماده کردم .
این ترانه که از یکی از غزلهای من بنام آتش خاموش که با این مطلع شروع می شود :
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی ، نه امیدی ، نه همدردی ، نه همراهی
الهام پذیرفته است هم از جهت آهنگ و هم از لحاظ مطابقت اشعار با روح موسیقی آن تازگی دارد و بی نهایت خرسندم که بعد از ترانه های "من از روز ازل دیوانه بودم" و "کاروان" که چند سال قبل سروده بودم توفیق یافتم که امسال نیز اثر جانسوزی به اهل ادب و دوستداران شعر و موسیقی اهدا نمایم .
ادبیات ، ملهم آهنگساز
آقای علی تجویدی هنرمند شایسته رادیو ایران در مورد ترانه "آرزو گم کرده" به خبرنگار ما گفت از مدتها پیش با آقای رهی معیری مذاکره می کردم که شعری بسرایند تا من آهنگ آنرا تنظیم کنم ولی اشکال کار در این بود که آقای رهی عقیده داشت بهتر است من آهنگی بسازم تا بعدا ایشان شعری مناسب آن بسرایند و من هم کمتر می توانم بدون در نظر گرفتن شعر و احساس شاعرانه ترانه ، آهنگی بسازم و به همین دلیل کمتر ترانه ای هست که شعر آن از من و آهنگ آن از رهی باشد اما روزی بر سبیل اتفاق من و رهی در مصاحبت یکدیگر بودیم . من پیشنهاد کردم که مشترکا آهنگی و شعری بسازیم زیرا هم اکنون آهنگی به ذهنم رسیده که ممکن است شما شعری برای آن بسازید . خوشبختانه تا من مقدمه آهنگ را نواختم آقای رهی شعر بسیار مناسبی روی همان مبتدای آهنگ ساخته و آن روز متجاوز از نصف آهنگ و شعر ساخته شد و مجددا جلساتی با یکدیگر ترتیب دادیم و ترانه ای که ملاحظه می کنید تهیه شد .
تجویدی اظهار کرد من معتقدم که اگر سازنده آهنگ تحت تاثیر عاملی قرار نگیرد آنچه می سازد مصنوعی ، سطحی و خشک خواهد بود . خوشبختانه به علت وسعت ادبیات فارسی برای آهنگسازانی که قصد تلفیق آهنگ و شعر را دارند موضوع و مطلب فراوان است . ترانه ای که ماه گذشته بهترین ترانه ایرانی رادیو شناخته شد تحت تاثیر این شعر رهی ساخته شده :
کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی ، نه امیدی ، نه همدردی ، نه همراهی
آهنگ این ترانه در دشتی است . آقای مرتضی حنانه آنرا شنید اظهار علاقه کرد که آنرا برای برای ارکستر فارابی تنظیم و هارمونیزه کند . از نظر من ، سعی ایشان کاملا ثمر بخش بوده و این خود نشان می دهد که ترانه های ایرانی به خوبی قابل هارمونیزه شدن است.
راه اصلاح موسیقی ایرانی

من در این قطعه سعی نکردم از چیزهای خارق العاده استفاده کنم بلکه کوششم این بود که نغمه اصلی را همانطور که بود حفظ کنم. فقط در آنجا که در ترانه می شنویم : "رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکب ها" از موزیک دسکرپیتیو (موسیقی تفسیری) استفاده کردم و بعد از بیان حرکت کواکب و اختران ، ناگهان شاعر را از آسمان به زمین می اندازم و به سوختن و سرگردانی او پایان می بخشم . برای این منظور از فاگوت در باس تیمپانیا استفاده کردم .
بهترین شیوه خوانندگی
در مورد پوران خواننده ترانه ، آقای مرتضی حنانه گفت : به نظر من این بهترین ترانه ای است که پوران تاکنون خوانده و به عقیده من باید همین شیوه را ادامه دهد . خانم پوران هنرمند رادیو ایران در مورد اجرای این ترانه به خبرنگار ما گفت : من نمی دانم این ترانه را خوب خواندم یا بد و قضاوت آن به عهده شنوندگان رادیو و آهنگساز و سراینده ترانه است . ولی من معتقدم که اگر خواننده ای شعر را احساس نکند یا به آن علاقه نداشته باشد نمی تواند آن طور که باید آنرا اجرا کند و من به محض شنیدن این شعر به آن علاقه مند شدم و با تمام احساسم آنرا خواندم .
باید گفت که در دو ماه اخیر ترانه هایی که از طرف شورای موسیقی رادیو ایران به عنوان بهترین ترانه ماه شناخته شده و جایزه گرفته هر دو بوسیله خانم پوران خوانده شده است .

برای دریافت نت اینجا کلیک راست کنید و گزینه save picture as را برگزینید