تبليغاتX
برنامه گلها
 

یکم : مقدمه

شجریان ، دروازه موسیقی ایرانی ...

 

سعدی در باب پنجم گلستان می فرماید :

در عنفوان جوانی ، چندانکه افتد و دانی ، با شاهدی ، سری و سری داشتم ...

من هم مانند بیشتر جوانان ایرانی ، نخستین بار به موسیقی اصیل ایرانی با صدای شجریان توجه کردم و به هر دو (: موسیقی ایرانی و شجریان) علاقه مند شدم تا جاییکه بسیاری از اشعار حافظ و سعدی و مولانا و ... را که بخاطر دارم از آوازهای وی به خاطر سپردم .

... ولی من هم مانند بیشتر جوانان هموطن کم کم دچار نوعی تعصب نسبت به ایشان شدم تا جاییکه بخاطر دارم :

زمانی – حدود 10 سال پیش-  به یکی از دوستانم ،

گفتم : تاکنون در موسیقی ایرانی چون شجریانی نبوده و پس از این هم نخواهد بود .

دوستم که چندان هم موسیقایی نبود به حکم عقل  

گفت : شاید تاکنون مانند شجریان نبوده باشد اما آینده را که دیده ؟

البته بعدها نظرم به کلی عوض شد ولی نه به صورتی که دوستم پیش بینی کرده بود ، بلکه بر عکس یعنی : شاید در آینده (متاسفانه!) مانند شجریانی ظهور نکند ولی در گذشته - اگر بیشتر یا مانند او نداشته باشیم - کمتر از او هم کم نداشته ایم .

درست یا نادرست شجریان آنقدر بزرگ شده است که حتی ، کسانیکه به موسیقی اصیل ایرانی علاقه ندارند برای ایشان احترام قائل هستند و به خود جسارت نمی دهند که دست کم درباره ایشان نظر منفی بدهند .

و همین احترامی که ایشان برای خود و البته موسیقی ایرانی – به شایستگی - بوجود آورده اند ، سبب شده است بسیاری برای نخستین بار با صدای وی به موسیقی ایرانی گوش بسپارند و ... علاقه مند شوند .

سخنی از پیامبر به یاد دارم که فرمود من شهر علم هستم و علی (ع) دروازه آن .

به نظر من همین تعبیر درباره موسیقی ایرانی و شجریان هم قابل قیاس است .

 

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد ... بگذریم .

 

دوم :

شجریان و بازخوانی

 

بازخوانی های شجریان بر دو دسته اند :

1 –  تصنیف های قدیمی :

 

شجریان از دهه پنجاه به بعد با گروه پایور و ... دهها تصنیف قدیمی (بیشتر از : شیدا ، عارف ، امیر جاهد) را که از استادش دوامی فراگرفته بود بازخوانی کرد (مانند : ز من نگارم ، عشق تو ، آنکه هلاک من ، دوش دوش ، غم عشق ، تار زلف ، باغ تفرج ، شب یلدا ، بت چین ، آمان ، از کفم رها ، گریه را به مستی ، خون جوانان وطن ، ای کبوتر ، باد صبا ، مرغ سحر ، هزار دستان ، خسرو خوبان و ... ) که برخی هم مانند چشم نرگس و مرغ سحر از شهرت چشمگیری برخوردار شدند .

* از میان این دسته برای من یک بازخوانی بسیار شگفت انگیز است : آن هم بازخوانی تصنیف جاودانه عارف قزوینی " گریه را به مستی " در آواز دشتی است که ایشان در دستگاه سه گاه ، آن هم با ریتمی شاد که کاملا مخالف - دست کم -  معنی شعر می باشد ، اجرا کرده اند !

البته خود ایشان این تصنیف را در همان مایه دشتی با گروه پایور – آلبوم راز دل- اجرا کرده بودند ؛ قبل از ایشان مرضیه در گلهای رنگارنگ 175 اجرا کرده است و عبدالوهاب شهیدی هم در گلهای رنگارنگ 266 با تنظیم جواد معروفی به طور واقعا کم نظیری خوانده است .

* البته هر کدام از خوانندگان نامبرده با اشعار متفاوتی این ترانه را خوانده اند که من قسمت های غیر تکراری همه را برای شما نوشته ام :

 

گریه را به مستی

آهنگساز و ترانه سرا : عارف قزوینی

مایه : دشتی

با صدای مرضیه  با صدای شهیدی  با صدای شجریان - دشتی  شجریان - سه گاه

 

 موضوع نظر سنجی

 

گریه را به مستی بهانه کردم    شکوه‌ها ز دست زمانه کردم
آستین چو از دیده برگرفتم     سیل خون به دامان روانه کردم
ناله دروغین اثر ندارد   شام ما چو از پی ، سحر ندارد    مرده بهتر زآن کو ، هنر ندارد
گریه تا سحرگه ، من عاشقانه کردم
دلا خموشی چرا؟      چو خم نجوشی چرا؟
برون شد از پرده راز ، خدا، پرده راز ، حبیب ، پرده راز
تو پرده‌پوشی چرا ؟

(2)
راز دل همان به ، نهفته ماند            گفتنش چو نتوان ، نگفته ماند
فتنه به که یک چند ، خفته ماند           گنج بر در دل ، خزانه کردم
باغبان چه گویم به من چه‌ها کرد ؟    کینه‌های دیرینه برملا کرد    دست من ز دامان گل جدا کرد
تا به شاخه گل ، یک دم آشیانه کردم

(3)

همچو چشم مستت جهان خراب است  رخ مپوش کین دور انتخاب است

من تو را به خوبی نشانه کردم

2 – تصنیف هایی از آهنگسازان معاصر :

 

که این بار یکی از این تصنیف ها که ساخته آقای فرامرز پایور است و قبل از آقای شجریان ، آقای احمد ابراهیمی (شاگرد استاد بنان) خوانده بودند تقدیم می کنم :

* با تشکر از دوست خوبم آقای سیامک معدن پور مدیر وبلاگ آواز ایرانی که این اثر زیبا را در اختیار من گذاشتند .

متاسفانه به علت کیفیت بد اثر ، شعر ترانه بسیار نامفهوم به گوش می رسد ؛ بنابراین ممکن است بخی جاها اشتباهی از طرف من صورت گرفته باشد .

 

آهنگ عاشق

دستگاه : سه گاه

آهنگساز : فرامرز پایور

ترانه سرا : ؟

خواننده : احمد ابراهیمی

 احمد ابراهیمی

تا عاشق رویش شدم   از من جدایی می کند    آن ماه سیم اندام من 

با آتشین پیمانه ای      برد از دل دیوانه ام        آرام من آرام من

هر چند از نگهش پروا کردم    چون او را دیدم    از نو با او سودا کردم

بمیرم برایش ، بلا گردان آن سیه چشمش باشم

بسوزم ز هجرش ، که دور از نگاه شرربارش باشم

از دلجویی ، حاشا دارد ، سنگین دل مرا بنگر ، چه می کند با من

یاران زو خبری کو ؟ که از غم نگرانم      سوی من بکشانید ز بزم دگرانش

به زاری و به ناله کشانیدش به خانه    که دل از دوری او همی گیرد بهانه

بگویید که دیگر گذر ای بیوفا زین بینوا کمتر نما نامهربانی

که ناگه می کشد او را همی درد و غم بی همزبانی

گر باز آید رو بنماید ؟؟

 

با صدای ابراهیمی  با صدای شجریان

 

 پایور و شجریان

ساز قصه گو

دستگاه : سه گاه

آهنگساز : فرامرز پایور

شعر : جواد آذر

خواننده : شجریان

 

تا دور چشم مست او جای می از نای سبو خون کرده در پیمانه ها

بشنو ز ساز قصه گو سوز دل من مو به مو در پرده افسانه ها

بشنو ناله درد کز دل خیزد شاید زین ناله خونین اشکت بر رخ ریزد

خدا را خدا را که این شام غم را سحر از پی نیاید

چه سازم چه سازم صبوری ما را ظفر از پی بر نیاید

تا کی ناله تا کی مویه برخیز ای رهنشین گامی از کفر و دین نه فراتر

برخیز با خیل مستان چو می خاموش و جوشان

بنشین با می پرستان به دور از خودفروشان

مگر از زندگانی مراد دل ستانی ، مراد دل بستانی مگر از زندگانی

که گردون به افسون چو بستیزد نهد از جام جم افسانه ای در روزگاران

بیا خودکامگی از سر بنه چون جام می در بزم یاران

درده ساقی زان می جامی تا برگیرد از من خودکامگی

 

3- تصنیف هایی که بنان خوانده است

بنان

 شجریان بارها دلبستگی خود را به بنان بیان کرده است و با بازخوانی چند تصنیف از وی این دلبستگی را بیشتر عیان کرده است ولی اینکه تا چه حد در این باره موفق بوده است به عهده قضاوت خود شما است .

 

روز ازل

دستگاه : سه گاه

آهنگ : مرتضی محجوبی

ترانه : رهی معیری

 

با صدای بنان  با صدای شجریان

 

من از روز ازل دیوانه بودم ، دیوانه روی تو ، سرگشته کوی تو
سرخوش از باده مستانه بودم        در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد چنگ و عود من     تار موی تو ، تار و پود من
بی باده مدهوشم      ساغر نوشم      ز چشمه ی نوش تو
مستی دهد ما را     گل رخسارا          بهار آغوش تو
چو به ما نگری    غم دل ببری       کز باده نوشین تری
سوزم همچو گل از سودای دل    دل رسوای تو من رسوای دل
گر چه به خاک و خون کشیدی مرا       روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غم صبح سپیدی مرا

 

مرا عاشقی شیدا

دستگاه : سه گاه

آهنگ : علی تجویدی

ترانه : خانم منیر طاها

 

با صدای بنان  با صدای شجریان

 

مرا عاشقی شیدا فارغ از دنیا    توکردی ، تو کردی
مرا عاقبت رسوا مست و بی پروا    تو کردی ، تو کردی
نداند کس ،  جانا چه کردی       چه ها کردی با ما چه کردی
دو چشمم چو دریا     در افشان ، گهر زا     تو کردی ، تو کردی
روان از چشم ما          گهرها ، دریاها      تو کردی، تو کردی
نه یک دم از جورت فغان کردم        نه دستی سوی آسمان کردم
منم اکنون چون خاک راهی              غباری در شام سیاهی
اگر مهری رخشد تو آن مهری         اگر ماهی تابد ، تو آن ماهی
اگر هستی باید ، تو هستی              اگر بودی باید تو بودی
بی لطف و صفا ، باشد به خدا ، بی تو هستی ها
از دیدارت ، از رخسارت ، ای جان بینم ، سرمستی ها
شمیم روح افزایی ، مشکی ، عودی ، چنگی ، رودی

 

برنامه گلها

 

* قبلا یکی از دوستان در بخش نظرات وبلاگ از من خواسته بود که فهرست آثار آقای شجریان در برنامه گلها را ارائه کنم . من هم آنچه در آرشیو خودم دارم گردآوری و مرتب کردم که در یک جدول در نرم افزار اکسل  تقدیم می کنم :

فهرست گلهایی که آقای شجریان اجرا کرده اند

* لازم به گفتن است که نخستین برنامه ایشان در گلها ، برگ سبز 216 می باشد که در سال 1346 اجرا شده است . البته بیشترین اجراهای ایشام مربوط به برنامه گلهای تازه (سالهای 51 الی 55) می باشد .

* در بخش برنامه گلها ، این بار یک برنامه موسیقی ایرانی را برای شما در نظر گرفته ام که  آقای شجریان تصنیف دیگری از خوانده های بنان را بازخوانی کرده است .

 

برنامه موسیقی ایرانی

مایه : دشتی

آهنگ : روح الله خالقی

شعر ترانه : فروغی بسطامی

 با صدای بنان   با صدای شجریان (موسیقی ایرانی)

تصنیف

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت                      داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت
چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپرد                  نوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
نعره ها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد   شعله ها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید                 آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
(2)
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن                     یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
یا به پایش نقد جان بی گفتگو خواهم فشاند          یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد                              یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
یا سرو پای مرا در خاک و خون خواهد کشید              یا بر و دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت

 

آواز :

* این اثر ظاهرا با گروه فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور ضبط شده است ، در این صورت نوازنده کمانچه آقای رحمت الله بدیعی و تار آقای هوشنگ ظریف هستند .

 

درآمد

دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است          چاره کن درد کسی کز همه محتاج تر است

بیات راجه

من بدین طالع سرگشته چه خواهم کردن         که ز مژگان سیاه تو نگونسارتر است

عشاق

گر تواش وعده دیدار ندادی امشب                 پس چرا دیده من از همه بیدارتر است

اوج ؟

گر تواش وعده دیدار ندادی امشب                 پس چرا دیده من از همه بیدارتر است

هر گرفتار که در بند تو می نالد زار               می برد حسرت صیدی که گرفتارتر است

فرود به دشتی و سپس شور

             دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است          چاره کن درد کسی کز همه محتاج تر است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط سعید   |