یکم :
به یاد
عماد خراسانی

مطلب بسیار خلاصه شده زیر برگرفته از مقاله ای است با نام " از قصه و غصه عماد" به قلم شادروان مهدی اخون ثالث ( م . امید ) ، که در سال 41 نگاشته شده است .
سال 1299 در طوس مشهد به دنیا آمد .
پدرش : سید محمد تقی معین دفتر و مادرش : بی بی حرمت .
نسب عماد به موسی مبرقع پسر امام محمد تقی جواد می رسد .
نام کاملش عماالدین حسن برقعی است :
مادرش به خواب می بیند که امام علی به او می گوید : این فرزند تو همنام پسر من ماست . می پرسد : کدام یک ؟ جواب می شنود : حسن و این هم سکه رونمای اوست بگیر ؛ می گیرد و بیدار می شود .
عماد یک بار ازدواج کرد ولی همسرش 8 ماه بعد درگذشت و فرزندی نداشت .
در سال 31 از مشهد به تهران آمد و ساکن این شهر شد .
اما بعد ...
شعرهای زیبا و و اکثرا پرشور عماد که برخاسته از عشقی (البته ناکام) هستند بارها در برنامه گلها توسط گویندگان خوانده شده و تعدادی هم که در فهرست زیر می بینید ، بوسیله خوانندگان به آواز درآمده است :
دوستان گرامی علی شریفی (وبلاگ آوای گلپا) و کیان در نظرات وبلاگ تعدادی از برنامه ها که غزل آواز آنها از اشعار عماد بوده اند و در فهرست من نبود ، یادآور شدند که با تشکر از ایشان فهرست کامل تر شده تقدیم می گردد :
|
مطلع غزل |
خواننده |
عنوان برنامه |
|
چیست این آتش سوزنده که در جان من است ؟ |
محمودی |
برگ سبز 136 |
|
چیست این آتش سوزنده که در جان من است ؟ |
محمودی |
گلهای تازه 145 |
|
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست |
گلپا |
شاخه گل 193 |
|
ما عاشقیم و خوشتر از این کار کار نیست |
عماد |
برگ سبز 20 |
|
عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت |
فرح |
برگ سبز 47 |
|
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد |
ایرج |
موسیقی ایرانی |
|
گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر |
ستار |
رنگارنگ (آمریکا) |
|
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز |
گلپا |
برگ سبز 265 |
|
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز |
گلپا |
برگ سبز 301 |
|
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز |
حمیرا |
رنگارنگ 500 |
|
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم |
حمیرا |
گلبرگ 1 (آمریکا) |
|
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم |
شجریان |
موسیقی ایرانی |
|
عزیز دل تو را با خویشتن یکدل نمی بینم |
حمیرا |
رنگارنگ 570 |
|
برو ای دوست که ما دست به دامان خودیم |
محمودی |
شاخه گل 437 |
|
دلم دیوانه شد دیوانه شد دیوانه دیوانه |
گلپا |
برگ سبز 174 |
|
دلم دیوانه شد دیوانه شد دیوانه دیوانه |
حمیرا |
رنگارنگ 433 |
|
ای آرزوی گم شده مهمان کیستی ؟ |
گلپا |
رنگارنگ 555 |
|
تو که درد دل دیوانه من می دانی |
گلپا |
شاخه گل 206 |
|
تو که درد دل دیوانه من می دانی |
حمیرا |
رنگارنگ 518 |
|
امشب ندانم ای بت زیبا چه می کنی ؟ |
شجریان |
برگ سبز 287 |
|
دلم خون گشته امشب از جدایی |
حمیرا |
رنگارنگ 538 |
|
ماییم و دلی پر خون از عشق پری رویی |
محمودی |
رنگارنگ 291 |
هنرمند گرامی آقای محمد رضا شجریان هم یکی از غزلهای مشهدی عماد را به صورت ضربی در برنامه موسیقی ایرانی اجرا کردند که می شنوید :
پیری و معرکه گیری
خواننده : محمد رضا شجریان
شعر : عماد خراسانی
نوازندگان : احمد عبادی و لطف الله مجد
دستگاه : سه گاه
یره گه کار مو و تو دره بالا می گیره ذره ذره دره عشقت تو دلم جا می گیره
روز اول به خودم گفتم ایم مثل بقی حالا کم کم می بینم کار دره بالا می گیره
چن شبه واز مث بیس سال پیش از ای مرغ دلم تو زمستون بهنه سبزه و صحرا می گیره
چن شبه واز می دوزم چشهامه تا صبحه به چخت یا بیک سم بی خودی مات ممنه را می گیره
تا سحر جل مزنم خواب به سراغم نمیه هی دل مثل بچه بهنه ی بجا می گیره
موگومش هر چی که مرگت چیه ؟ کوفتی نمگه عوضش نق مزنه ذکر خدایا می گیره
پیری و معرکه گیری که مگن کار مویه دفتر عمر دره صفحه پینجاه می گیره
او که عاشق شده پنهون مکنه مثل اویه که سوار شتر و پوشتشه دولا می گیره
کتا کردم دامنار تا بیخ رون مشتی عماد دیگه مجنون توی خواب دامن لیلا می گیره
* البته اگر تفاوت های جزیی در شعر و اجرا می بینید به این خاطر است که من اشعار را عینا از دیوان عماد و نه اجرای آن بازنویسی کردم .
* در ضمن اجرای خصوصی بسیار زیبای دیگری هم از همین قطعه ضربی همراه با ویلن می شنوید :
دوم :
برنامه گلها
جالب اینجاست که عماد با صدای خود ، غزلی از خود را در برگ سبز 20 اجرا کرده است که بخشی از این برنامه که خودش آن را اجرا کرده است برای شما در نظر گرفته ام .
برگ سبز 20
آواز : عماد خراسانی
شعر های آواز : عماد و مولانا
همنواز آواز : رضا ورزنده
دستگاه : شور
آواز :
ما عاشقیم و خوشتر ازین کار کار نیست یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست
دانی بهشت چیست که داریم انتظار ؟ جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست
فصل بهار فصل جنون است و این سه ماه هر کس که مست نیست یقین هوشیار نیست
دیشب لبش چو غنچه تبسم به من نمود اما چه سود زآنکه به یک گل بهار نیست
امید شیخ بسیته به تسبیح و خرقه است گویا به عفو و لطف تو امیدوار نیست
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن این روزگار نیست
بگذر ز صید و این دو سه مه با عماد باش صیاد من بهار که فصل شکار نیست
ضربی با شعر مولانا :
زهی عشق و زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغز است و چه خوبست و چه زیباست خدایا
فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
چه نقش است و چه نقش است در این صفحه دلها
غریب است غریب است ز بالاست خدایا
به هر مغز و دماغی که درافتاد خیالش
چه مغز است و چه نغز است و چه رعناست خدایا
نه دام است و نه زنجیر همه بسته چراییم ؟
چه بند است و چه زنجیر ؟ که برپاست خدایا
بیایید ببینیم که شمس الحق تبریز
به هر کار تواناست توانست خدایا
* ضربی بالا را آقای حاتم عسگری فراهانی مدرس و ردیف دان بزرگ کشورمان یک بار در رادیو فرهنگ اجرا کردند ، که احتملا از همین برنامه برداشت کرده اند ؛ شاید هم هر دو از جای دیگری ؟!
سوم :
نت ماه
بر آن شدم از این به بعد گاهگاهی برخی تصنیف های قدیمی - که گاهی کمتر شنیده شده اند - را همراه نت موسیقی آنها تقدیم دوستان نوازنده بکنم .
البته چون بیشتر این نت ها برای ساز ویلن نوشه شده اند بنابراین دوستانی که به دیگر سازها می پردازند نخست باید آهنگ را به گام مناسب برای ساز خودشان انتقال بدهند و سپس اجرا کنند ، ولی دوستانی که در این زمینه مشکل دارند می توانند در بخش نظرات از من کمک بگیرند تا راهنمایی لازم صورت پذیرد .
اما بعد ...
تصنیف : طلیعه بهار
آهنگ : پرویز یاحقی
شعر : بیژن ترقی
خواننده : الهه
دستگاه : ماهور

آرد آرد صبا از بر تو عطر گل از بستر تو زان مرمرین پیکر تو
نرگس شود خیره بر آن چشمان افسونگر تو
بنفشه شرمنده شود زان عطر جان پرور تو
آرد صبا خرمن گل ریزد ز پا تا سر تو
تو امیدی که من گریز از تو دمی نتوانم
نتوانم که جان به پیش قدمت نفشانم
جلوه گر چون گهری همچو نور سحری قبله گاه هنری
تو بخت پیروز منی بهار و نوروز منی
نمی روی از دل من که مایه سوز منی
خوش فارغ از من در خواب نازی رویت چه جلوه ها کند
بگشا دو چشمت تا جام باده میخانه را رها کند
امید من قرار من ای عشق پایدار من
باشد روی نکوی تو طلیعه بهار من


* جهت رعایت امانت اضافه کنم که نت این آهنگ از مجله موزیک ایران چاپ سال 1339 گرفته شده است . به علت کمبود جا من تصویر نت را کوچک کرده ام ولی برای دریافت نت کامل روی تصویر کلیک راست کنید و گزینه ذخیره تصویر را انتخاب کنید .
* متاسفانه خبردار شدم که در هفته گذشته خانم الهه به علت کهولت سن و بیماری در بیمارستان بستری شده اند ؛ امیدوارم که تا کنون بهتر شده باشند و برای ایشان آروزی سلامت می کنم .
* از آنجا که بخش نظرسنجی وبلاگ در چند روز نخست دچار ایراد بود ضمن پوزش خواهی از شما خوانندگان وبلاگ ، خواهش می کنم که در نظر سنجی هنرمندان وبلاگ بیشتر شرکت کنید .
یکم :
مهستی

به مناسبت درگذشت یکی دیگر از هنرمدان گلها ، در این شماره وبلاگ به معرفی بیشتر وی و آثارش می پردازیم :
...
در کشاکش روی کار آمدن خواننده ای (خانم حمیرا می باشد – توضیح از وبلاگ گلها) که با خواندن ترانه های مشهور استاد تجویدی نظیر ترانه های : صبرم عطا کن و پشیمانم و ... ، که شوق و شور بسیاری در جمع علاقه مندان موسیقی به پا کرده بود ، روزی استاد پرویز یاحقی به من تلفن زد که خیلی سرت گرم است و دوستان قدیم را فراموش کرده ای . یک خواننده جدید به وسیله آقای رهی معیری به من معرفی شده ، دلم می خواهد تو هم صدای او را بشنوی . در یک روز زمستانی که برف زمین و زمان را پوشانده بود ، به کلاس آقای یاحقی رفتم ، بعد از مدتی دختری جوان از در وارد شد ، با دیدن من که کلاه پوستی زمستانی به سر داشتم سری تکان داد و چون می دید پرویز توجه زیادی به من دارد ، مثل اینکه انتظار داشت من را به او معرفی کند .
قرار شد چیزی بخواند ، شروع به خواندن تصنیف های : صبرم عطا کن ، و بی همزبان نمود که در آن روزها شهرت فراوانی داشت .
پرویز گفت : می دانی این اشعاری که می خوانی از کیست ؟ گفت درست نه ، ولی مثل اینکه از آقای بیژن ترقی است .
پرویز گفت : این هم آقای بیژن ترقی که در مقابلت نشسته .
من هم از صدای او تعریف کردم و قرار بر این شد که آهنگهائی را که یاد گرفته فراموش کند تا ما بتوانیم قدرت و سبک واقعی صدای او را پیدا کنیم .
در روز معینی که آقای یاحقی آهنگش را ساخته بود ، ایشان مجدداً به کلاس موسیقی آمدند . چند فراز تا نیمی از شعر و آهنگش را که یکی دو ساعت قبل از ورود او ساخته بودیم از نظر اینکه ببینیم استعداد فراگیری و اجرای او تا چه پایه است مرور می کردیم .
من گفتم : هر چند شعر و آهنگ هنوز ناتمام است ، او تا همین جائی را که ساخته شده ، بخواند تا بعد .
یک رمانس در اول آهنگ وجود داشت ، که شعرش به این گونه ساخته شده بود :
بی خبر ماندی ز حالم زآنچه آمد بر سر من
عاقبت طوفان عشقت می برد خاکستر من
آنکه دلم را برده خدایا زندگیم را کرده تبه کو
آن را که شروع به خواندن کرد ، گفتم پرویز جان ، بهتر نیست از جهت آنکه قدرت صدای ایشان را بسنجیم ، تا آنجا که ممکن است کوک ساز را بالا ببری ، تا ببینیم قدرت صدای او تا چه حد است ؟ پیشنهاد من پذیرفته شد . ناگهان اوج صدای او ، آنچنان فضای کلاس را پر کرد که ما به حیرت افتادیم . من احساس کردم از تبلور صدای او تمام چراغ های وجود من روشن شد .
آقای یاحقی هم نگاه تحسین آمیزی به او کرد و گفت : فکر نمی کردم بتوانی از عهده خواندن در این کوک بالا برآئی .
به خاطر دارم روزی که در استودیوی رادیو این برنامه ضبط می شد ، عده ای از موسیقی دانان و اولیا رادیو سر شوق آمده او را تشویق می کردند .
موقعی که بعد از چند مرتبه تمرین ، آهنگ ضبط شد و در اطاق فرمان ، خود او صدایش را می شنید ، قدرت ایستادن روی پا را نداشت . روی صندلی افتاده مست صدای خود شده بود . نامی که در همان ایام برای شهرت رادیوئی او انتخاب شده مهستی بود .
مطلب بالا از کتاب " از پشت دیوارهای خاطره " که سال پیش بوسیله آقای بیژن ترقی منتشر شد ، توسط دوست خوبمان آقای مجید معظمی بازنویسی شده است .
اما بعد ...
خانم مهستی در فقط در برنامه گلهای رنگارنگ به اجرای تصنیف می پرداختند که در زیر جدول سیر کامل آثار ایشان را می بینید :
|
برنامه گلها |
دستگاه |
مطلع ترانه |
سازنده |
شاعر |
تنظیم |
|
رنگارنگ 420 |
چهارگاه |
آنکه دلم را برده خدایا |
پرویز یاحقی |
بیژن ترقی |
جواد معروفی |
|
رنگارنگ 428 |
سه گاه |
چه کنم ؟ ای خدا |
پرویز یاحقی |
بیژن ترقی |
جواد معروفی |
|
رنگارنگ 484 |
سه گاه |
شب بود و من سر در |
حبیب ا... بدیعی |
بیژن ترقی |
؟ |
|
رنگارنگ 516 |
اصفهان |
غمینم و تنها |
اسد ا... ملک |
بهادر یگانه |
جواد معروفی |
|
رنگارنگ 529 |
شوشتری |
ای فلک بی آشیون |
اسد ا... ملک |
هما میر افشار |
جواد معروفی |
|
رنگارنگ 545 |
اصفهان |
بعد از تو هم در بستر |
همایون خرم |
تورج نگهبان |
همایون خرم |
|
رنگارنگ 560 |
چهارگاه |
بگذار تا از سینه |
همایون خرم |
تورج نگهبان |
همایون خرم |
|
رنگارنگ 576 |
سه گاه |
ساقی ببین آزرده ام |
همایون خرم |
پرویز وکیلی |
همایون خرم |
1 - تصنیف غوغای مستی از آقایان حبیب الله بدیعی و بیژن ترقی که در گلهای رنگارنگ 484 بوسیله مهستی اجرا شد و بعدها در برنامه گلچین هفته شماره 5 ، این تصنیف با صدای خود حبیب الله بدیعی نیز پخش شد که من هم همین برنامه را با اجرای بدیعی و سپس مهستی تقدیم می کنم .
فقط به یک نکته توجه کنید که گوینده نام تصنیف را "چرا " اعلام می کند که کاملا اشتباه است (؟!) و اثر دیگری از بدیعی می باشد که در بیات اصفهان ساخته شده است و امیدوارم در آینده آن را نیز تقدیم شما کنم .
غوغای مستی

شب بود و من سر در گریبان غوغای مستی بود و هجران
از زندگانی خسته بودم با گریه پیمان بسته بودم
تا دیده از این مستی گشودم در کوی تو بنشسته بودم با گریه پیمان بسته بودم
ز غم تو من رهایی ندارم که بجز تو آشنایی ندارم
غمت از دل من نرفته برون کشیده دلم را به دشت جنون
خدایا تو که دل به یارم ندادی چرا طاقت انتظارم ندادی؟
تو که عشق او در وجودم نهادی چرا طاقت رنجم ندادی؟
مرا غم هجران نکرده رها رها نشود دل ز دام بلا
که مهر و وفایی نمانده به دلها نشان صفایی نمانده به دلها
2 - تصنیف راز خلقت از آقایان انوشیروان روحانی و رحیم معینی کرمانشاهی
در کتاب تاریخچه ای بر ادبیات آهنگین ایران درباره این تصنیف نوشته شده :
این ترانه اوج ادبیات آهنگین ایران است و ترانه ایران تا کنون از این قله بالاتر نرفته است ؛ ترانه ای که ملکوتی است و انسان را به سکوت و اندیشه می کشاند ؛ ترانه ای که جستجوگر است و حاصل این جستجوی در جهان و در هستی انسان و حضور انسان در جهان و نیز روح جهان یعنی خدا را به صورت یک سوال می بینیم . سوالی که شاید هرگز بشر برای آن جوابی نیابد ! به هر حال با این ترانه و سرودی که از ملکوت و آسمانها سخن می گوید ما به نقطه عطف در تاریخ ترانه سرایی ایران رسیدیم و پس از آن هیچ یک از ترانه سرایان و آهنگسازان به این قله نزدیک نشدند و نرسیدند .
این تصنیف در سال 1345 ساخته شده است و کاملا تنظیم آقای انوشیروان روحانی در آن مشخص می باشد و گروه کر هم که در جهت فضای ملکوتی ترانه به کار گرفته شده است ، بسیار موثر است .
راز خلقت

دارم سوالی ای خدا ای آشنا با فکر ما وی قادر قدرت نما
چون می نوشتی ، این سرنوشت ، ما خاکیان را
قسمت چه کردی ؟ از ملک هستی ، افلاکیان را
ای داور عرش آفرین صورتگر فرش زمین وی مالک ملک یقین
باید به بال اندیشه پویم ، هفت آسمانت را
یک به یک بینم ، هم ثابت و هم سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران زآنچه می جوید بشر ذره ای یابم نشان
شاید آنجا زندگی دور از این غوغا بود معنی صلح و صفا بلکه در آنجا بود
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان
با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
دوم :
مکتب مدرن آرشه کشی
البته در گذشته چند مطلب از دوستان در وبلاگ منتشر شده بود ولی از سایر دوستان هم خواهش می کنم جهت ادامه فعالیت وبلاگ – که واقعا یک نفره از من ساخته نیست - به من ، علی الخصوص در نوشتن مقالات علمی در زمینه های زیر کمک کنند :
1- مقالاتی درباره توضیح ردیف دستگاه های موسیقی ایرانی ( البته در این مورد در گذشته در سایت هارمونیا مطالبی می نوشتم ) .
2- تهیه فهرست مجموعه آثار آهنگسازان ، ترانه سرایان و خوانندگان قدیمی ( مانند فهرستی که از گلهای تازه قبلا در این وبلاگ تقدیم شما کردم و البته بزودی فهرست برگ سبز هم تقدیم خواهد شد ) .
توضیح : این مقاله نخستین بخش از 12 شماره مقاله درباره آرشه کشی ویلن می باشد که در صورت استقبال شما در آینده ادامه می یابد ؛ و برگرفته از سلسله مقالاتی است که در مجله موزیک ایران در سال 1339 توسط آقای دکتر فرخ شادان از نوشته های آقای هارولد برکلی ترجمه می شده است و بوسیله دوست خوبمان آقای رضا رجبی بازنویسی شده است .
فصل سوم :
حركات مچ و انگشتان
(موزیک ایران شماره 97 ، خرداد 1339)
بین بعضی از معلمین مدرن ویلن تمایلی وجود دارد كه حركات مچ را كم اهمیت تر از حركات بازو محسوب دارند و عقیده دارند كه فقط وقتی تمپو سریع باشد و نتوان از حركات بازو به نحو مناسب استفاده كرد باید از حركات مچ بجای آن استفاده نمود .
این عقیده واكنشی طبیعی بر ضد مكتب قدیم آرشه كشی آلمانی میباشد ، در این مكتب مچ را طوری تربیت میكردند كه بتواند حركات مبالغه آمیز و پر دامنه ای را بكند و در عوض توجهی به حركات بازو نمی كردند .
قسمت دست را هنگام آرشه كشی نمی توان كم اهمیت تر از سایر قسمت ها دانست . آرشه كشی خوب احتیاج به همكاری بین تمام عضلات و مفاصل اندام بالا از شانه تا انگشتان دارد و برای آرشه كشی موفقیت آمیز حركات دقیق و حساس مچ دست اهمیت زیادی در این همكاری دارد .
در مكتب قدیم سعی می شد كه به مچ دست حركات شدید و مبالغه آمیز بدهند اما در مكتب جدید حركات بازو و مچ دست و انگشتان هم به حساس بودن آن كمك می كنند .
حركات مچ و انگشتان باید تواما به كار برده شوند و اگر مچ حركت كرده و انگشتان بدون حركت باقی بمانند آرشه در خط مستقیم سیر نخواهد كرد و اگر انگشتان بدون كمک مچ حرکت کنند تن صدا ضعیف خواهد شد .
بنابراین باید روی حرکات مچ و انگشتان بعنوان یک حرکت واحد کار کرد بطوری که بعد از مدتی همکاری بین آنها بنحو اتوماتیک عملی شود .
فقط در مواردی که انگشتان بنحو غیر طبیعی خیلی سخت باشند باید روی حرکات انگشتان بنحو جداگانه کار نمود . بکار بردن زیاد حرکات مستقل انگشتان خیلی آسان است اما این عادت اثر بدی روی آرشه کشی داشته و ترک آن مشکل است .
باید به خاطر داشت که ابتدا حرکت از مچ شروع شده و سپس انگشتان وضعیت خود را با این تغییر وضع مچ تطبیق میدهند (اشکال 3 و 4 چاپ شده در شماره 94 مجله موزیک) کلید این تطابق قابلیت انعطاف انگشت کوچک است زیرا اگر انگشت کوچک مستقیم باقی بماند سایر انگشتان قادر به خم شدن نخواهند بود . وقتی این قابلیت انعطاف تامین شد باید انگشتان را طوری تربیت کرد که چه مستقیم و چه خمیده بتوانند تعادل آرشه را در هنگام رسیدن به چوب ته آرشه حفظ کنند .
اهمیت حرکت مچ و انگشتان از این جا معلوم می شود که در هر تغییر آرشه در هر نوع آرشه کشی این حرکت به نحوی از انحاء دخالت دارد . اگر این عمل خوب انجام نشود صدا در هر تغییر آرشه خواهد شکست و شخص قادر نخواهد بود که نوع آرشه کشی را سریعا عوض کند .
اما هنوز اکثریت ویلنیست ها خوب این حرکت را درک نکرده اند بنابراین بهتر است ما ببینیم چطور میتوانیم این حرکت را ملکه شویم .
برای مطالعه یک نوع جدید آرشه کشی همیشه رسم بر این است که اتودی را انتخاب کنند که به درد این کار بخورد . نمونه هائی که در زیر انتخاب شده بیشتر مال " کرویتزر" و " فیوریلو" میباشند . اما نمونه های آسانتر را می تواندر اتودهای "ولفارت" و "کایزر" و "مازاس " بدست آورد .
تمرینهای زیر که توسط نویسنده پس از سالها تدریس توصیه میشود اگر با دقت و حوصله تمریت شوند سبب ایجاد تکنیک خوبی در حرکات مچ و انگشتان خواهند شد .
- شروع از ته آرشه ؛ فقط حرکت مچ و انگشتان ، بازو نباید تند حرکت کند ، آرنج باید موازی با مچ باشد ، آرشه باید روی سیم باقی بماند و باید تا حد امکان بیشتر آرشه کشید . (مثال 12 را ببینید)
- مثل مثال بالا اما آرشه بعد از هر نوبت از روی سیم بلند میشود بعلاوه آرشه تندتر از مثال بالا حرکت می نماید . فقط حرکت مچ و انگشتان . (مثال 13)
- نظیر همان دو مثال بالاست با این فرق که باید روی سیم های مختلف آرشه کشید . (مثال 14)
- مثالهای 14 و 15 باید با حرکات وسیع و پر دامنه مچ و انگشتان انجام شود . آرشه بعد از هر نوبت از روی سیم بلند میشود . این تمرین سبب تربیت انگشت کوچک می شود تا در حال خمیده یا راست قادر به حفظ کردن تعادل آرشه لاشد . (مثال 15)
- آرشه بعد از هر ضربه از سیم جدا می شود . باید برای هر نت استاکاتو به اندازه دو نت متصل ، آرشه مصرف کرد . (مثال 16)
- فقط حرکت مچ و انگشتان در ته و نوک آرشه ؛ در ته آرشه آرنج را باید بالا برد تا موازی با مچ شود . (مثال 17)
- آرشه کشی بالا خیلی بغرنج است . فقط حرکت مچ و انگشتان باید به کار برده شود در مثال 18a باید برای هر نت استاکاتو در آخر گروه چهار نتی باندازه دو نت متصل آرشه مصرف کرد . بنابراین بین نت سوم و چهارم باید بدون اینکه آرشه با سیم تماس یابد یک آرشه راست سریع انجام داد . عکس این حالت در مثال 18b انجام می شود این دو آرشه کشی اهمیت زیادی دارند و باید روی آن زیاد کار کرد .

سوم :
معرفی هنرمندان وبلاگ
بنا به پیشنهاد جالب یکی از دوستان تصمیم گرفتم که از این شماره از همه خوانندگان وبلاگ که دستی بر هنر دارند دعوت کنم آثار سازی یا آوازی خودشان را برای وبلاگ ارسال کنند تا با نام خودشان استفاده شود ؛ فقط خواهشمندم نکات زیر را در نظر داشته باشند :
1- فایل خود را نخست در سایت www.4shared.com آپلود کنید و سپس آدرس آن را به ایمیل سایت ارسال کنید .
2- زمان قطعات حداکثر 5 دقیقه و حجم آنها حداکثر 500 کیلو بایت باشد .
3- بیوگرافی خودتان را شامل : نام و نام خانوادگی و سن و شهر محل سکونت و مدت تمرین و استادان و هنرمندان مورد علاقه تان و ... را حداکثر در 3 خط معرفی بفرمایید و اگر مایل بودید یک قطعه عکس هم اضافه بفرمایید .
برای نخستین برنامه قطعه ای که توسط دوست خوب وبلاگ آقای رضا رجبی با ویلن اجرا شده است تقدیم می گردد .
ایشان متولد سال 61 در بابل و لیسانس کامپیوتر هستند .
او عاشق صدای ویلن پرویز یاحقی است و هم اکنون نیز شاگرد آقای مهران مهتدی می باشد و تاکنون کتابهای هنرستان و کتاب دوره اول ردیف صبا را کامل نواخته است .
* امیدوارم دوستان با دانلود برنامه کوتاه فوق و راهنمایی و انتقاد یا تشویق ایشان را همراهی کنند .