یکم :
گفتگو با اسدالله ملک
اين مصاحبه در آخرين ماههاي زندگي اسدالله ملک ، توسط خانم فروغ بهمن پور انجام شده است انجام شده است و همانطور که قبلا هم گفتم با اجازه ایشان در این وبلاگ بصورت برگزیده و خلاصه در اختیار شما قرار می گیرد ؛ بنابریان دوستانی که خواهان متن کامل این مصاحبه و سایر مصاحبه ها هستند به کتاب ارزشمند چهره های ماندگار مراجعه کنند .
درضمن متن تایپ شده این مصاحبه توسط آقای هوشنگ کریمی در اختیار من قرار گرفته که از ایشان بسیار سپاس گذارم .
کار هنری را از چه موقع شروع کردید؟
من کار هنري را خيلي زود شروع کردم ، 5 ساله بودم که برايم ويولن کوچکي تهيه کردند و به دستم سپردند .
آن موقع برادرم حسین خان از سرشناس ترين شاگردان صبا و از دوستان او بود ؛ استاد صبا به خانه حسين مي آمد و آن خانه پاتوق بزرگان هنر موسيقي هم چون کلنل وزيري ، روح الله خالقي ، حسين خان ياحقي ، شکرالله قهرماني ، بانوي بي همتاي آواز قمر الملوک و ... شده بود .
من که از همه کوچکتر بودم آن چنان محو سخنان و هنرنمايي شان مي شدم که همه آن بزرگان به تعجب و تحسين واداشته مي شدند تا جايي که هماي سعادت بر شانه من نشست و استاد صبا تعليم مرا پذيرفتند .
آيا پس از مرگ صبا به مکتب خانه او رفته ايد ؟
ببينيد صبا در تمام زندگي من جاري است و روزي نيست که از ياد او غافل شوم ، شايد باور نکني که بگويم هر وقت سازي مي زنم يا آهنگي مي سازم که مورد قبول خودم و اهل دل واقع مي شود صبا را در مقابل چشمانم مي بينم ....
اصولأ منظور تو از اين سئوال چي بود ؟!
يک شيطنت ژورناليستي .
آره درست مي گويي ، چند وقت پيش هم از من پرسيدي که بعد از مرگ صبا چند بار به همسر و فرزندانش سر زده اي ؟ که من به حساب شيطنت تو گذاشتم ولي واقعيت اين است که من خودم را جداي از صبا نمي دانم ، صبا پدر معنوي من بود ، من هم مانند ياحقي و خرم و تجويدي ... يکي از پسران او هستم منتهي کوچکترين آنها .
حالا خودت چند بار به من به خاطر اينکه فرزند صبا هستم سر زده اي ؟!
حق با شماست .
حق با علي ( ع ) است (با خنده )
شما جزو اولين گروه شاگردان هنرستان موسيقي بوديد ، در هنرستان به غير از استاد صبا کدام يک از هنرمندان شما را تحت تأثير قرار مي دادند؟
استادان خالقي و حسين تهراني بيشتر از ديگران مرا تحت تأثير هنر و اخلاق خودشان قرار داده بودند و تا يادم نرفته بگويم که ضرب شناسي را از استاد تهراني آموختم .
باز گرديم به هنرستان موسيقي ...
11 ساله بودم که در هنرستان موسيقي ثبت نام کردم ؛
هنرستان موسيقي در آن سال ها هنوز از طرف وزارت فرهنگ و هنر به رسميت شناخته نشده بود ، آن روزها بعضي ها به ما مي گفتند که وقت خود را بيهوده تلف نکنيد ، وقتي ديپلم بگيريد هيچ کجا به شما کار نمي دهند ، حتي به عنوان معلم ساده گروه سرود مدرسه هم شما را قبول ندارند و از اين حرف ها .
ولي ما مثل خود استاد خالقي عاشق بوديم و عاشقي را چه کار به اين حرف ها ، روزي که استاد خالقي تصميم به بنيان گذاري هنرستان گرفتند نه از جانب کسي حمايت شدند و نه خودشان آن قدر پول و امکانات داشتند که کار را شروع کنند ، هنردوستي به نام سپانلو ، ملک شخصي خود را بدون گرفتن اجاره در اختيار استاد قرار دادند .و استاداني که آن جا تدريس مي کردند تا مدت ها پول نمي گرفتند ، خلاصه همه کارها با نيروي عشق جلو مي رفت .
وقتي شاگردان هنرستان به سال سوم نرسيدند همگي به حدي توانا شده بودند که مي توانستند در ارکستر انجمن موسيقي ملي نوازندگي کنند ، مرحوم استاد خالقي پس از سه سال اولين کنسرت را ترتيب دادند . يادم مي آيد در شب اجرا وزير فرهنگ و هنر وقت و همچنين چند نفري از وکلاي مجلس حضور داشتند . در آن شب تاريخي ارکستر به رهبري مرحوم خالقي چند اثر از ساخته هاي خود را اجرا کرد و مدعوين چنان محو برنامه شده بودند که پس از آن هنرستان به رسميت شناخته شد و حقوق و مزاياي مدرسين تا حدودي تأمين شد .
استادان هنرستان چه کساني بودند؟
آنان که هم استاد هنرستان بودند و هم نوازنده ارکستر انجمن عبارت بودند از : استادان مرحوم ابو الحسن صبا ، مرحوم موسي معروفي ، مرحوم جواد معروفي ، مرحوم مهدي مفتاح ، مرحوم زرين پنجه ، مرحوم وزيري تبار ، مرحوم حسينعلي ملاح ، مرحوم حسين صبا ، مرحوم حسين تهراني ، مرحوم محمود ذوالفنون ، مرحوم محمد مير نقيبي و مرحوم بيگلري پور ( پدر منوچهر و محمد بيگلري پور ) ، در ضمن گاهي هم مرحوم کلنل وزيري به هنرستان مي آمدند و کميسيون هايي به اتفاق استادان تشکيل مي دادند .
از همان ابتدا با ويولن کار کرديد ؟
بله ، البته با کمانچه هم کار کرده ام همين طور چند ساز ديگر ولي همان طور که مي دانيد ويولن شد همه چيز من .
خيلي ها معتقدند که ويولن يک ساز غربي است و سال ها بود که به خاطر همين برداشت ويولن از موسيقي ايران حذف شد .
بي انصافي است که بگوييم تمامي آن چه صرفأ از نقشه جغرافيايي ما بيرون است با ما بيگانه است ، ما ويولن را جذب کرده ايم به خاطر اين که زمينه جذب آن وجود داشته است و اگر ويولن در موسيقي ما جايي باز کرده است علتش اين است که به خوبي توانسته خود را با موسيقي ما تطبيق بدهد . من ساز را يک وسيله براي بيان احساسات نوازنده مي دانم .
ببينيد اگر شما يک ملودي غربي را با کمانچه و تار بزنيد باز هم مي توانيد بگوييد که تار و کمانچه چون غربي زدند ، غربي هستند ؟
صداي ساز معرف مليت ساز نيست ، ويولن صد سال است که به ايران آمده و در اين فرهنگ ريشه دوانيده است و پسند مردم را به همراه داشته به طوري که نمي توان آن را از مجموعه موسيقي ايراني حذف کرد ، البته متاسفانه همان طور که اشاره کرديد چند سالي از طرف برخي کوشش هايي براي حذف اين ساز از گستره موسيقي ملي انجام شد که خوشبختانه ديديد که اين کوشش ها بي ثمر بود .
در آن سال ها براي من و براي ديگراني که مثل من فکر ميکردند پرسش هايي وجود داشت که عموما بي جواب ماند ؛ مثلا ما را به اين خاطر که ويولن مي زديم غربزده مي ناميدند حالا چرا خودم هم نمي دانم ؟ آموزش ويولن را در هنرستان قدغن کردند . اصلا اين ساز را با همه امکانات و ظرفيت هايش از صحنه اجرا هم کنار گذاشتند ، من ابتدا اين موضوع را نمي دانستم .
چند قطعه در ماهور و همايون ساخته بودم که براي دريافت مجوز ضبط و پخش به مرکز سرود و آهنگهاي انقلابي مراجعه کردم و در کمال تعجب ديدم که کارم مورد تصويب قرار نگرفت ؛ آنها به من گفتند ويولن قدغن است برويد قيچک يا کمانچه بنوازيد ! من که پيش از اين برخورد فکر ميکردم که با تغييراتي که در مديريت امور موسيقي ايجاد شده است شرايط بهتر از گذشته است و مرکز سرود ، مرکزي براي جذب آهنگسازان اصيل است و مسئولان اين مرکز مي توانند زمينه را براي درخشان ترين برنامه ها و موسيقي مهيا کنند ، خشکم زد ، گيج شدم ...
چه واکنشي در برابر آن ها نشان داريد ؟
هيچي . خيلي آرام و مودبانه از مرکز بيرون آمدم ، البته مطمئن بودم که آنها روزي به اشتباه خود پي مي بردند ، به همين خاطر قطعاتي را که ساخته بودم کنار گذاشتم و به آموزش ويولن هم چنين ساختن و آماده کردن قطعات جديد پرداختم .
هيچ موقع به پيشنهاد آنان عمل نکرديد که گفتند به جاي ويولن کمانچه بنوازيد ؟
نه ، البته نه اين که با کمانچه مخالف باشم چون هر سازي شخصيت ويژه خود را دارد . آنها مي گقتند که براي تقويت کمانچه (ساز ملي) بايد ويولن (ساز غربي) را کنار بگذاريم .
ولي من هميشه با سياست اين به جاي آن مخالف بودم و به نظر من هم اين بايد باشد هم آن .
يعني شما با آنها که خواستار حذف کمانچه هشتند مخالفيد ؟
بله ، کاملا . کمانچه صداي بسيار مطبوعي دارد ، برويد به استاد بهاري و شاگردانش مراجعه کنيد تا پي به قدرت اين ساز ببريد .
البته منکر ضعف ها و نارسايي هاي اين ساز نيستم ولي معتقدم به جاي اين که آن را از سر خودمان باز کنيم بايد ضعف ها و نارسايي هاي آن را بشناسيم و براي رفع آنها تلاش کنيم .
جناب استاد ملک شما بداهه نواز ماهري هستيد ، چگونه به اين مرحله از هنر رسيده ايد ؟
نمي دانم چگونه بايد به اين پرسش پاسخ بدهم ، يک چيزهايي در درون هنرمند است که با کلام نمي توان آنها را بيان کرد که من خوشبختانه تا حدودي توانسته ام با سازم آنها را بيان کنم .
در بداهه نوازي گاه کيفيتي روي مي دهد که آن را مي توانيم الهام بخوانيم ، در بعضي از لحظه ها چنان مجذوب عالم درون مي شود که انگار نوازنده به منبع عظيمي از ملودي هاي ناشنيده متصل مي شود . البته الهام تنها براي کساني اتفاق مي افتد که مراحل اوليه کار و زحمت و تلاش را پشت سر بگذارند .
به گمان من و همه آنهايي که آثار شما را شنيده اند " گريه ليلي " از جمله آثار ماندگار در موسيقي ملي است ، آيا اين قطعه را بصورت بداهه نواختيد ؟
بله ، اين قطعه حاصل نوجواني من است ؛ 15 سال بيشتر نداشتم که گريه ليلي را نواختم ؛ دوران جذبه و شور و حيرت که با حال و هواي نوجواني و غم و شادي هاي آن روزگار من در هم آميخته شد که شايد هم به همين دليل است که با ذوق و پسند گروههاي متفاوت سني و سليقه هاي مختلف هماهنگي دارد .
سياست گذاري صدا و سيما تا چه اندازه مورد تاييد شماست ؟
اصلا نيازي به گفتن من نيست ، هر کسي پيچ راديو را باز کند خودش متوجه ميشود .
با اين که عملکرد اين رسانه مورد تاييدتان نيست چه اصراري براي ادامه همکاري تان وجود دارد ؟
(لازم به گفتن است که استاد ملک سرانجام توانستند بعد از انقلاب ارکستر همنوازان صدا و سیما را راه اندازی کنند و قطعات بسیاری را اجرا و ضبط کنند که احتملا شما بخشی از آنها را نیز با صدای آقای بهرام حصیری شنیده اید و ضمنا ایشان مدتی در افتتاح رادیو پیام مسئول بخش موسیقی آن بودند که موجبات پخش مجدد بسیاری از آثار موسیقی قدیم را فراهم کردند – توضیح از: وبلاگ گلها)
من به قول بچه هاي پايين شهر بيدي نبودم که با اين باد که نه ، نسيم ها بلرزم ، ماندم ، ايستادم ، همه سختي ها را به جان خريدم ، خود من و دوستانم مثل جهانگير ملک ، فضل الله توکل ، منصور نريمان و ... سال ها در اين رسانه کار کرده بوديم ، خون دل خورده بوديم ، چرا بايد مي رفتيم ؟ نرفتيم ، مانديم و کار کرديم .
من يکي هيچ وقت دست از هنرم نميکشم تا روزي که بميرم البته فکر ميکنم آن روز فارغ از قيل و قال زندگي بتوانم با خيال راحت کارم را ادامه بدهم (خنده) اين طور نيست ؟
انشاءالله که سالهاي سال سايه تان بر سر موسيقي گسترده باشد .
با اين همه بيماري که گريبان مرا گرفته فکر نميکنم به پايان سال هم بکشم ( متاسفانه استاد چند ماه پس از اين گفت و گو از دنيا رفت ) .
به عنوان آخرين پرسش نگراني عمده شما چيست ؟
خيلي کار دارم ، چند قطعه نوشته ام که بيماري مجال اجراي آن ها را از من گرفته است ، کلي کار نيمه تمام دارم ، کلي ملودي در ذهنم انباشته شده که مي ترسم فرصتي براي پرداختن به آنها نداشته باشم . براي همسر و فرزندم نگرانم ، براي ماهور ( پسرم که مي خواستم به او موسيقي و ویولن بياموزم ) نگرانم .
نه اين که فکر کني از اين نگرانم که فراموش شوم ؛ نه ، چه اهميتي دارد که من فراموش شوم . اگر مردم ، اين اتفاق مي افتد : شب هفتی ، سالگردي ، يادي ، بعد هم تمام . انگار نه انگار که اسدالله بود و سازي ... ؛ نه ، به اين سنت خو کرده ام ، نگراني من از اين چيزها بزرگتر است ، مي ترسم موسيقي ملي از بين برود ، اين هم نگراني کمي نيست ...
جناب استاد از شما سپاسگذاريم که برخلاف ميل باطني تان براي گفت و گو ، اين چند بار مرا به حضور پذيرفتيد ، از اين که خلوت شما را به هم زدم متاسفم .
تعارف را کنار بگذار ، بنشين مي خواهم برايت ساز بزنم که سازم کوک کوک است .
چه قدر تو دختر خوش شانسي هستي ، کوک دشتي دارد ( ر ، مي ، دو ، لا ) . گريه ليلي را مي نوازم و مي دانم تو هم مثل من شيفته اين قطعه هستي . تو حتي روز تولدم آمدي و در مقابل شاخه گلي که به من دادي گفتي گريه ليلي را بنوازم ، قطعه اي که ميدانم تو را خيلي غمزده مي کند ، نکند تو هم مثل من به اين باور رسيده اي که اسدالله ملک به زودي مي ميرد .
نه ، اسدالله ملک هيچگاه نمي ميرد که شهريار گفت : آتشکده عشق کجا مي ميرد ؟
گريه ليلي را گوش کن .
دوم : برنامه گلها
این برای شما دوستان ، برنامه ای از گلهای تازه که زنده یاد "ملک" یکی از زیباترین بیات ترک ها را در آن نواخته است و از طرفی یکی از زیباترین غزل های معاصر شعر فارسی از "شفیعی کدکنی" (سرایند شعر نو : به کجا چنین شتابان) با اجرای زیبای "شجریان" را در نظر گرفته ام (البته جای "محمودی خوانساری" یار دیرین ملک ، خالی است).
گلهای تازه 72
مهتاب شبانگاه
آواز : محمد رضا شجریان
غزل آواز : شفیعی کدکنی
نوازندگان : اسدالله ملک – فرهنگ شریف – امیر ناصر افتتاح
گوینده : آذر پژوهش
صدا بردار : محمد جهانفرد
مایه : بیات ترک
تاریخ اجرا : بهمن 1352
پس از مقدمه چهار مضراب بسیار زیبایی خواهید شنید که نکات بسیار ارزشمندی دارد که مانند یکی از برنامه های تکنوازان قابل بحث است ، امیدوارم مطلب زیر حوصله تان را سر نبرد ؛ ولی انصافا حیفم آمد بررسی این شاهکار هنری ، ناگفته بماند :
بررسی چهار مضراب
دقیقه 0 و ثانیه 35 – درآمد
دقیقه 1 و ثانیه 58 – جامه دران
دقیقه 4 و ثانیه 6 – چهارمضراب
دقیقه 6 و ثانیه 55 – دلکش
دقیقه 7 و ثانیه 37 – فرود
دقیقه 8 و ثانیه 14 – دشتی توسط شریف
دقیقه 8 و ثانیه 47 – شکسته
دقیقه 9 و ثانیه 19 – فرود با حزین
دقیقه 9 و ثانیه 54 – شکسته توسط ملک
دقیقه 10 و ثانیه 35 – فرود

درآمد
دارم سخنی با تو گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم
جامه دران
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
چون پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
تحریر فیلی - شکسته
دور از تو من سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
دلکش
فریاد ز بی مهریت ای گل که در دامن شب ها چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم
چهارمضراب کوتاه از شریف
* اشاره به چهارگاه !! (در دقیقه 21 و ثانیه 17)
فرود
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو گفتن نتوانم
* به چند نکته ارزشمند از مرکب نوازی آواز بالا دقت کنید :
- ورود به دشتی از بیات ترک (ورود به شکسته افشاری و دلکش شور بسیار معمول است)
- ورود به چهارگاه از دلکش شور توسط شریف که من یکی تاکنون نه دیده و نه شنیده بودم .
* کوک سه تار : دو – سل – دو – دو ، می باشد .
سوم : برنامه تکنوازان
* در بخش تکنوازان دو نوازی هنرمندان "ملک" و "احمد عبادی" که اجراهای بسیاری با هم داشته اند و به نوعی زوج هنری نیز بوده اند را می شنوید . البته این برنامه نیز در بیات ترک در نظر گرفته شده است تا مجموعه کاملی از این آواز با ساز ملک داشته باشید و کم کم بتوانید با مقایسه آثار گوناگون و تشخیص شباهت ها ، مجری هر اثری را تشخیص بدهید .
* در ضمن چون توضیحات این شماره به درازا کشید فقط برنامه را دانلود کنید و لذت ببرید .
* یک توضیح اینکه در مطلب شماره 13 اشتباها به جای تصنیف سیمین بری تصنیف مرا ببوس قرار داده شده بود که ضمن معذرت خواهی شما با مراجعه به آرشیو می توانید از همان لینک که اصلاح شده تصنیف درست را دانلود کنید .
تکنوازان 181
سه تار : احمد عبادی
ویلن : اسدالله ملک
ضرب : امیر ناصر افتتاح
مایه : بیات ترک
یکم :
به یاد
محمودی خوانساری
درباره محمودی گفتن مشکل است ... ولی امروز به این اندک زندگی نامه از وی که از کتاب "مرغ شباهنگ" نوشته حمید تجریشی گرد آوری کرده ام بسنده کنید تا بعد ...
سالشمار :
1313– تولد در محله "ری سان" خوانسار
1326 – درگذشت پدر که از روحانیان به نام خوانسار بود و مهاجرت به تهران
1330– نخستین اجرا در رادیو نیروی هوایی با آهنگ منصور احمدی
1333– خدمت سربازی
1335– آشنایی با استاد صبا
1337 – مهاجرت به شیراز و اجرا در رادیو شیراز
1339 – دعوت به برنامه گلها به سفارش جهانگیر ملک
1353 – کنسرت در انگلستان برای دانشجویان ایرانی
1366– درگذشت در تهران
دوم : برنامه گلها
مجموعه برنامه های یک شاخه گل که بیشتر خلاصه و برگرفته از گلهای رنگارنگ بوده اند و به معرفی شاعران ایران زمین نیز می پرداخته است و این برنامه نیز به بزرگداشت حافظ اختصاص داشته که در آغاز آن گفتاری با صدای خانم امیر معز در شرح حال "لسان الغیب" می شنوید :
یک شاخه گل 398
آواز : محمود محمودی (خوانساری)
اشعار : حافظ
همنوازان آواز : حبیب الله بدیعی – مجید نجاهی
ضرب : امیر ناصر افتتاح
آهنگ موزون : مهدی خالدی
دستگاه : سه گاه
گوینده : فیروزه امیر معز
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
جفا بریم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
به پیر میکده گفتم که چست راه نجات بخواست جام می و گفت راز پوشیدن
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
بود آیا که در در میکده ها بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند
در میخانه ببسیتند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان و صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
آواز :
درآمد با تحریر
زابل (همراه شعر)
من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
زابل
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور با خاک کوی دوست برابر نمی کنم
مویه
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم
فرود به سه گاه
حافظ جناب پیر مغان جای دوست است من ترک خاکبوس این در نمی کنم
یکم :
نظر سنجی صدا و سیما
سلام خدمت همه دوستان گرامی
در آدرس زیر یک نظر سنجی مهم در مورد میزان علاقه مندی مردم به انواع موسیقی توسط سازمان صدا و سیما انجام می گیرد ، خواهش می کنم دوستان جدا از علاقه مندیهای شخصی که به همه استادان دارند حتما در این نظر سنجی شرکت کنند و به موسیقی اصیل ایرانی رای بدهند .
البته تا کنون از این سازمان کارهای عجیب و غریب زیاد دیده ایم که مثلا :
- برنامه نیستان از رادیو فرهنگ که چند سال در جشنواره های سازمان ، بهترین برنامه رادیو انتخاب می شد ساعت پخش آن از 4 ساعت به 2 ساعت کاهش یافت و این جدا از این مسئله است که در زمان جلسات علنی مجلس شورای اسلامی پخش زنده آن هم به جای این برنامه قرار می گیرد .
- برنامه تلویزیونی آوای ایرانی از شبکه چهار سیما هم به اتهام این که در یکی از برنامه ها از هنر موسیقی و نه شخصیت سیاسی رکن الدین مختاری مطالبی گفته شد ، نه تنها زمان آن کاهش یافت بلکه مدیر شبکه چهار هم به عذر خواهی واداشته شد .
- دیگر اینکه برنامه ای درباره موسیقی کلاسیک پخش می شد که واقعا نام با مسمائی داشت چون در بهترین ساعات شبانه روز پخش می شد یعنی 2 تا 4 بامداد ، به نام از ستاره تا خورشید .
به هر حال علی رغم موضوعات فوق ، خدا را چه دیدید شاید هم این بار نظر ما اثری کرد .
به راه باده رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
دوم : معرفی کتاب
چهره های ماندگار
کتاب چهره های ماندگار حاصل تلاش های خانم فروغ بهمن پور می باشد که با تعدادی از استادان قدیم موسیقی ایرانی گفتگوهایی را انجام داده است که دربرگیرنده نکات بسیار ارزشمندی از تاریخ موسیقی کشورمان است که خواندن آن را به همه شما توصیه می کنم .
از آنجا که ایشان با نهایت سخاوت اجازه دادند که بخش هایی از کتاب شان را در وبلاگ گلها استفاده کنم از این به بعد گاهگاهی مطالبی از این کتاب را خواهید خواند .
برای نخستین بار نیز برگزیده ای از گفتگوی ایشان با جمشید شیبانی را (با تنظیم و تلخیص من) می خوانید :
سوم :
جمشید شیبانی
نخستین خواننده پاپ ایران (؟!)

شجره نامه :
پدر : عنایت الله خان شیبانی ، یکی از پیش گامان هنر تئاتر در ایران .
مادر : دختر مرحوم میرزا عبدالله بودند و استاد احمد عبادی نیز دایی ایشان بودند و همانطور که می دانید به علت اینکه در کودکی و سن 7 سالگی عبادی ، میرزا عبدالله درگذشت نزد خواهران خود آموزش سه تار را ادامه دادند که یکی از آنها مادر آقای شیبانی بوده اند .
* شیبانی در بخشی از گفتگو به نکته ای اشاره می کند که بسیار جالب توجه و قابل تحقیق است :
استاد صبا نیز نزد مادر من در سن 9 سالگی آموزش سه تار می دیدند و به اشتباه گفته اند که شاگرد میرزا عبدالله بوده است بلکه شخص دیگری به نام مرتضی صبا که هیچ نسبتی با صبا ندارد ، شاگرد میرزا بوده است (؟!) .
سالشمار :
1301 – تولد در تهران .
1317 – پیش پرده خوانی در تئاتر نصر .
1319 – با افتتاح رادیو به آنجا می پیوندد .
ترانه "بی تو" ساخته مین باشیان را اجرا می کند که با انتقاد بنان و تشویق خالقی روبرو می شود .
این ترانه را سرآغاز موسیقی پاپ ایران می دانند ضمن اینکه آقای محمد نوری نیز ایشان را به عنوان نخستین خواننده پاپ ایران دانسته اند .
1325 (1946 میلادی) - سفر به آمریکا جهت تحصیل .
1958 میلادی – برای فیلم "زن ایده آل" Dream Wife محصول "مترو گلدن مایر" هالیوود آهنگ می سازد که در این فیلم هنرمندانی چون کری گرنت ، دبو راکر ، والتر بیچمن و ... بازی می کردند .

عکس های شیبانی در هالیوود به ترتیب از راست :
کلارگ گیبل (بازیگر فیلم معروف بر باد رفته) - جان وین (بازیگر معروف فیلم های وسترن)
1954 – بازگشت به ایران و فیلم سازی .
آهنگها :
1- سیمین بری که در سال 41 یا 42 ساخته شده که آهنگی در بیات اصفهان است و استاد ابراهیم صفا (متولد 1291 همدان) شعری روی آن سرودند و با ارکستر آقای زرآبادی اجرا شد .
سیمین بری :
سیمین برای گل پیکری آری از ماه و گل زیباتری آری همچون پری افسون گری آری
دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من سرگشته کوین متن نذداری خبر از من
هر شب که مه در آسمان گردد عیان دامن کشان گویم به او راز نهان
که با من چه ها کردی به جانم جفا کردی
هم جان و هم جانانه ای اما در دلبری افسانه ای اما اما ز من بیگانه ای اما
آزرده ام خواهی چرا تو ای نوگل زیبا ؟ افسرده ام خواهی چرا تو ای آفت دلها ؟
عاشق کشی شوخی فسونکاری شیرین لبی اما دلآزاری با ما سر جور و جفا داری
می سوزم از هجران تو نترسی ز آه من در خرمن و دامان تو چه باشد گناه من
دارم ز تو نامهربان شوقی به دل ، شوری به جان می سوزم از سوز نهان
ز جانم چه می خواهی نگاهی به من گاهی
یارب برس امشب به فریادم بستان از آن نامهربان دادم بیداد او برکنده بنیادم
گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید تا شاهد امید من ز رخ پرده بگشاید
2- دلم می خواد به اصفهان برگردم ساخته شیبانی که معین اجرا کرده است .

اصفهان :
دلم می خواد به اصفهان برگردم بازم با اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود
خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق من و یار منو اون گل نازم همه اونجا
چه کنم با کی بگم عقده دل را پیش کی خالی کنم دردم و با چه زبون به این و اون حالی کنم
آسمون گریه کند بر سر جانانه من اشک ریزان شده دلدار در آن خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم همچو شبگرد غزلخون سوی میخانه شدم
مست و دیوانه شدم
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم بخدا بازم کمه
چهارم : برنامه آینده
* در شماره بعد آوازی از محمودی خوانساری خواهید شنید ، از دوستانی که عکس یا مطلبی درباره ایشان دارند خواهشمندم برای من ارسال کنند .
یکم : سرمقاله
با سلام
متاسفانه در 2 هفته گذشته سایتی که آهنگها را روی آن آپلود می کرد دچار مشکلاتی شد که مانع دانلود کردن دوستان می شد ، به این خاطر دفعه پیش سایت جدیدی در نظر گرفتم که باز هم مشکلاتی داشت و باعث ناراحتی مجدد دوستان شده بود (از طرفی پاره ای مشکلات شخصی هم باعث کمبود وقت من شده بود و ... ) ؛ به هر حال این بار سایت جدیدی را در نظر گرفتم که امیدوارم مشکلی نداشته باشد .
اما بعد ...
در پی مسائلی که گفتم برخی دوستان خوب من در بخش "نظرات" حسابی از من گله کردند ، که :
بی خیال هستی ، خداحافظ برای همیشه ، مسخره کردی و سرکاریه و ...
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عاشقانی چنین مستحق هجرانند
دوستان عزیز چند نکته را یادآور می شوم :
- دهها نفر از دوستان شما در اوضاعی که مسئولین کشور کاملا به موسیقی اصیل ایرانی بی توجه اند با تاسیس وبلاگهای موسیقی بدون هیچ پشتوانه ای مشغول خدمت فرهنگی هستند .
- این وبلاگها نه تنها هیچ سودی برای وبلاگ نویسان ندارد که برعکس هزینه مالی ، وقت ، چشم پای کامپیوتر گذاشتن ، توهین شنیدن و ... هم دارد ، در این میان فقط تشویق های شما در "ایمیل" و بخش "نظر دهید" باعث دلگرمی آنها می شود .
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
- بنابراین از شما دوستانی که سبب ناراحتی تان شده ام ،
نخست : پورش می خواهم ،
سپس : می خواهم از این به بعد شکیبایی بیشتری در مشکلات به خرج دهید و ما را هم مانند خود بدانید به قول معروف :
بیش از این مرغ سحر خون به دل ریش مکن که به کنج قفسم چون تو گرفتار امشب
و در نظر داشته باشید که تا کنون تعداد بسیار آپلودهای بدون مشکل هم داشته ایم .
- ضمنا این بار آهنگهایی که در این دو شماره آخر مشکل دانلود داشتند بازسازی کرده ام که امیدوارم بتوانید آنها را بدون مشکل دانلود کنید (پایین-بخش چهارم) .
- در پایان از همه دوستان خوبم که تا کنون مورد لطف یا انتقادشان قرار گرفته ام تشکر می کنم .
دوم :
به مناسبت بزرگداشت
ناصر مسعودی

گوش جان می طلبد نغمه داوودی را مخملین صـوت بنان لهجه محمودی را
حسـن صوت حسن لحنی و اقبال و ادیب جمع شد حنجره ناصر مسعودی را
مراسم بزرگداشت مسعودی روز شنبه 6 آبان 1385 در تالار وحدت تهران برگزار شد .
به این بهانه گزارشی از این مراسم همراه اثری از ایشان در برنامه گلهای تازه را در نظر گرفته ام که امیدوارم بپسندید :
گزارش مراسم :
- سخنرانی آقای احمد ابراهیمی (شاگرد بنان) .
- سخنرانی خانم ماهرخ که 20 ترانه ایشان را مسعودی اجرا کرده اند .
- هادی منتظری (1334- کرمانشاه) از شاگردان اصغر بهاری قطعاتی با کمانچه در دشتی اجرا کردند .
- اهدای تندیس توسط : محمد حسن اصغر نیا (مشاور وزیر فرهنگ) ، نوربخش ، گنجه ای و ... .

- اجرای موسیقی گروه همنوازان صدا و سیما با سرپرستی آقای مهیار فیروز بخت (شاگرد اسدالله ملک) و صدای مسعودی همراه هنرمندان : نشاط خالدی (ویلن – فرزند شادروان مهدی خالدی) ، علی اکبر پور (آلتو) ، محمود رحمانی پور (بریط) و ... .

- در این مراسم علاقه مندان به مسعودی از طبقات گوناگونی مانند بازیگران تلویزیون (محمد علی کشاورز و ... ) و ورزشکاران (ظلی - دروازه بان اسبق تاج = استقلال - ، جوادی – قهرمان 4 دوره کشتی آزاد جهان - و ...) و ... نیز شرکت داشتند .
- موسیقی دانان بزرگ کشورمان مانند : فضل الله توکل ، محمد منتشری ، حسن یوسف زمانی ، فریدون حافظی ، منصور نریمان ، دکتر محمد سریر ، صدیق تعریف ، بیژن بیژنی و ... نیز حضور داشتند .
سالشمار زندگی استاد مسعودی :
1314 – در رشت محله "صیقلان" متولد شد .
1317 – درگذشت پدر .
1328 – همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند و توانست در محضر علی اکبر شهنازی در خیابان "ناصر خسرو" از ایشان و همچنین نوازنده ویلن آقای بحرینی پور آموزش ببیند .
1334 – بازگشت به شهر رشت و بازیگری در تئاتر زیر نظر آقای میلانی .
1336 – افتتاح رادیو گیلان و همکاری مسعودی با آن .
1339 – آشنایی با احمد عبادی و راهیابی به برنامه گلها .
1342 – ازدواج (فرزندان : بنفشه ، بیتا و علی)
اما ...
پس از انقلاب : با اجرای ترانه "میرزا کوچک خان" در سریال "کوچک جنگلی" دوباره فعالیت خود را از سر گرفت .
آلبوم های ایشان پس از انقلاب نیز عبارتند از : کوراشیم – پرچین – هلاچین (همه به زبان گیلکی) و قلندر (به زبان فارسی) .
* در این قسمت بخشی از اجرای آواز توسط مسعودی را ، همچنین ترانه میرزا کوچک خان را دانلود کنید .
دانلود اجرای مراسم بزرگداشت (آواز + تصنیف میرزا کوچک خان)
سوم : برنامه گلها
گلهای تازه 95 – سیمرغ
آواز : ناصر مسعودی
شعر : علی فروغی
نوازندگان : سیروس حدادی (فلوت)
منصور صارمی (سنتور)
امیر ناصر افتتاح (تنبک)
گوینده : ناصر مسعودی
صدا بردار : محمد جهانفرد
مایه : دشتی
* چون این برنامه به زبان محلی زیبای گیلکی است و من هم آشنایی اندکی به جهت اندک شباهتی که با زبان مادری ام (شهسوار) دارد تا حدی که توانستم اشعار را نوشته ام ولی از دوستان گیلک زبان خواهش می کنم اشتباهات احتمالی را تذکر بدهند تا اصلاح شود .
من درد درم حس نکنه هیچکی می درده بی خود چره چکش بزنم آهینه سرده
ا درد نه از فقره نه از بیشه نه از کم ربطی نره ا درد به شادی و به ماتم
ای وای چه از درد مره ذله بورده فهمه می گبه هر کی خودش صاحب درده
من آب منستن به خدا صافم و بی غش از گرمی و پاکی زنمه طعنه به آتش
خاکم که به هر حال ایسم ثابت و یکرو نه باد که هر دّقه وزه اسو و اوسو
می ذات مین والله نه فنده نه شگرده فهمه می گبه هر کی خودش صاحب درده
سیمرغ ببم لانه به کوهان بکنم من همزاد ببم خانه به جنگل چه کنم من؟
آهو ببم و سر بنهم صحرا به صحرا ماهی ببم و دل بزنم دریا به دریا
ا درد جمن سایه منستن ونگرده فهمه می گبه هر کی خودش صاحب درده
* از نکات جالب این برنامه استفاده از فلوت به جای نی می باشد که به زیبایی نیز از اجرای موسیقی ایرانی برآمده است .
چهارم :
دانلود
پنجم :
تشکر و درخواست
- در هفته گذشته دوستان خوبم آقای نوغانی و همچنین آقا ابوالفضل به آدرس من تعدادی سی دی از گلها ارسال کردند که باعث خوشحالی بی اندازه من شدند ، از این دو دوست خوبم خواهش دارم حتما با ایمیل من تماس بگیرند و برنامه ها یا هنرمندانی که می خواهند اعلام کنند تا در اولین فرصت برایشان ارسال کنم .
- همچنین آقا داریوش حتما با ایمیل من تماس بگیرند و آدرسشان را بدهند تا آثاری از قوامی برایشان ارسال کنم .
ویژه دانلود
سلام خدمت همه دوستان عزیز :
به خاطر مشکلاتی که در دانلود از سایت قبلی پیش آمده است ، در سایت جدیدی آهنگها را Upload کرده ام که باز هم دوستان بخاطر مسیر پر پیچ خم دانلود مشکل دارند که امیدوارم توضیح زیر همراه با تصویر مشکل همه را حل کند :
1- روی کلمه "دانلود" کلیک چپ کنید (سایت Rapidshare باز می شود) .
2- در صفحه جدید گوشه سمت راست پایین روی کلمه Free (همانطور که در شکل می بینید دور آن "قرمز رنگ" شده) کیلک کنید .
3- در صفحه جدید منتظر بمانید تا "شمارش معکوس" صفر شود (به شکل دقت کنید) .
4- پس از پایان شمارش معکوس صفحه آخر باز می شود ، در این شکل ابتدا Password را که در حلقه قرمز سمت راست می بینید وارد قسمتHere کنید و سپس جایی که حلقه سمت راست کلمه Download نوشته شده کلیک کنید .
یکم : سرمقاله
1- در آغاز از همه خوانندگانی که از داخل و خارج کشور به من ایمیل زده اند و فهرست برنامه گلهای خود را برای من فرستادند تشکر می کنم .
2- البته عده ای دیگر (قابل توجه دوست خوبم ابوالفضل) هم در بخش نظرات اعلام آمادگی کردند که خواهش می کنم با ایمیل من sa_an57@yahoo.com تماس بگیرند تا نحوه انجام کار را برایشان توضیح بدهم .
3- دوست عزیزم که همیشه در بخش نظرات از ایشان بهره مند می شوم ، آقای امیر میثم دلاوری لطف کردند و 2 سی دی برایم پست کردند که اینجا از ایشان تشکر می کنم و بزودی با ارسال آثاری از محمودی خوانساری که مورد علاقه شان است ، جبران خواهم کرد .
4- اما از همه دوستان تقاضا دارم که فهرست خود از برنامه گلهایی (رنگارنگ ، جاویدان ، صحرایی ، تازه و یک شاخه گل) را که دارند برای من ارسال کنند تا با کمک همدیگر این مجموعه ارزشمند را که بخشی از تاریخ و هنر کشور عزیزمان ایران است را گردآوری کنیم .
دوم : برنامه گلها
برگ سبز 216
آواز : سیاوش بیدگانی (محمد رضا شجریان)
غزل آواز : حافظ
همنواز آواز : رضا ورزنده
تکنوازان : حسن کسایی – امیر ناصر افتتاح
سایر اشعار : عطار – فرصت شیرازی – عراقی
گوینده : فیروزه امیر معز
آواز : افشاری
قبلا توجه شما را به چند نکته جلب می کنم :
1- این برنامه نخستین اجرای استاد شجریان در برنامه گلها به سال 1346 می باشد .
2- شجریان هنگام اجرای این اثر 26 سال سن داشته است .
3- ایشان به علت اعتقادات مذهبی پدرشان با نام مستعار سیاوس بیدگانی (بیدگانی نام یکی از گوشه های آواز دشتی می باشد) تا سالها برنامه اجرا می کردند .
این بار نوبت گوینده ارجمند خانم فیروزه امیر معز است که دو بیت آغازین همه برنامه های برگ سبز از شاعر عارف عطار را بخواند :
چشم بگشا که جلوه دلدار به تجلی است از در و دیوار
این تماشا چو بنگری گویی لیس فی الدار غیره دیار

نی بسیار زیبای کسایی در ادامه گوش نواز شما شنوندگان است و در میان آن نیز ، امیر معز اشعاری بسیار عارفانه و پر شور از فرصت الدوله شیرازی را می خواند (این اشعار توسط شادروان ظلی در آواز بیات اصفهان به زیبایی وصف ناپذیری - که واقعا شنونده را به عرش می برد - اجرا شده است که حتما یک بار برای شما جهت دانلود خواهم گذاشت ) .
دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست
شرب می با لب شیرین تو ما راست حلال بی خبر زاهد از این ذوق که در مشرب ماست
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی در همه سال و مه این قصه روز و شب ماست
در تو یک یا رب ما را اثری نیست ولی قدسیان را به فلک غلغله از یارب ماست
خواستم تا که شوم بسته فتراکش گفت: فرصت این بس که خاک سرت مرکب ماست
با آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوخت بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت
جز آهنین دل تو که دارد توان و تاب دیگر دلی نماند که بر حال ما نسوخت
این آتشی که در دل من از هوای تست کی برگرفت شعله ؟ که مرغ هوا نسوخت
بر رند خرقه سوز ملامت چرا کند زاهد کز آتشی همه عمرش قبا نسوخت
در نی نوای عشق چو مطرب نمود ساز در حیرتم که نی ز چه از ین نوا نسوخت
بررسی آواز :

درآمد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند تا کار خود ز ابروی جانان گشوده ایم
عراق
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو می رود مددی ای دلیل راه انصاف می دهیم کز ره فتاده ایم
رهاب
چون لاله می مبین و قدح و در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
فرود
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟ نقش غلط مخوان که همان لوح ساده ایم
سوم : تکنوازان
البته قبلا مختصر توضیحی درباره تکنوازان نوشته بودم در تکمیل آن نوشتار - بنابر پرسش هموطن گرامی آقای مهدی پرستاران از انگلستان - کاملتر باید بگویم که :
برنامه تکنوازان توسط شادروان محمد میر نقیبی پس از کناره گیری از سرپرستی برنامه گلها (آقای ابتهاج جانشین ایشان شدند و برنامه گلهای تازه را بنیان نهادند) در دهه 50 بنیان گذاشته شد که در آن مجموعه ای از بهترین سولیست ها (تکنوازان) ی برنامه گلها به همراه گروهی دیگر از نوازندگان جدید (که مجال اجرای اثر در برنامه های گلها به دلایلی پیدا نکرده بودند و نمی کردند ؟!) به اجرای اثر می پرداختند و از شماره 101 تا 778 ادامه یافت .
* جالب است بدانید که بسیاری از آلبوم هایی که پس از انقلاب از تکنوازیهای استادان گوناگون منتشر می شود در اصل همان اجراهای برنامه تکنوازان می باشد .
تکنوازان 644
سنتور : رضا ورزنده
کمانچه : کامران داروغه
ضرب : جهانگیر ملک
مایه : افشاری
افشاری : از متعلقات دستگاه شور می باشد که البته گستردگی زیادی ندارد و مهمترین گوشه های آن عبارتند از :
- درآمد : که درجه چهارم گام شور است و نت متغیر است که گاهی ربع پرده ، بم تر می شود که با استفاده از این ویژگی جالب (مانند آواز دشتی) می توان حالت غمگین تری به آواز داد .
- عراق : که در اوج ، حالت شادی انگیزی به افشاری می دهد .
- رهاب : که حالتی شبیه دستگاه شور دارد و برای فرود به افشاری از آن استفاده می شود .
بررسی اثر :
* دقیقه 6 و 33 : گوشه عراق با اجرای داروغه ، سپس ورزنده .
* به تغییر ریتم آهنگ ضربی توسط ورزنده که بارها در طول اجرا انجام می شود ، دقت کنید که چگونه با مهارت و در کمال زیبایی انجام می شود .