یکم : برنامه گلها
برگ سبز 299
آواز : ایرج
همنوازان : همایون خرم – رضا ورزنده – جهانگیر ملک
غزل آواز : نسیم
اشعار متن : سلمان ساوجی – عماد خراسانی
گوینده : روشنک
دستگاه : شور

نخست روشنک با صدای دلپذیر خود اشعار زیر را می خواند :
زلفین سیه خم به خم اندر زده ای باز بخت من شوریده به هم بر زده ای باز
در ساغر بختم زده ای سنگ ولیکن با تو نتوان گفت که ساغر زده ای باز
من سر چو قلم بر سر فرمان تو دارم با آنکه من سرزده را سر زده ای باز
از آه دل سوخته زنهار حذر کن کآتش به من سوخته دل در زده ای باز
شهباز غمت راست کبوتر دل سلمان دریاب که بر صید کبوتر زده ای باز
در جهان هر چه به اندازه بود یار کم است قدر یار بسیار بدانید که بسیار کم است
بتی آن سان که پسندد دل و خواهد به کف آر گر چه زین جنس گرانمایه به بازار کم است
دوش گفتم که به یک بار چو پروانه شوم شمع خوش خنده زنان گفت که یک بار کم است
آواز :
ضربی شور :
زند هر شب خیالت راه خوابم ولی هست آرزویت چون سرابم
اگر جویی دلم ای مه چه تابی ؟ که آمد بر لب بام آفتابم
شهناز
گرم خواهی به یاری دست گیری بگیر اکنون که بگذشت از سر آبم
ضربی زیبا در گوشه شهناز از خرم و ورزنده
قرچه
بریدی آن چنان از من که دیریست خیالت هم نمی آید به خوابم
قرچه و رضوی
زند تا در دل افسرده آتش بیا ساقی شرابم ده شرابم
فرود با تحریر
* به کلمه محبوب من که تکیه کلام ایرج است ، در اواخر آواز دقت کنید .
سپس روشنک برنامه را با این بیت از عماد خراسانی پایان می دهد:
قدر دلدار ندانست و چنین سوخت عماد دوستان قدر بدانید که دلدار کم است
نکته جالب در مورد ضربی که ایرج اجرا می کند این است که دقیقا ضربی اجرا شده بر وزن تصنیف قدیمی پرند شوشتری که شجریان در آلبوم معمای هستی اجرا کرده است ، می باشد که برای مقایسه این تصنیف زیبا نیز آورده می شود :
تصنیف پرند شوشتری
آهنگساز : قدیمی (؟)
شعر : بابا طاهر
خواننده : محمد رضا شجریان
سه تار : محمد رضا لطفی
نی : عبدالنقی افشار نیا
تنبک : همایون شجریان
دستگاه : شور
دو زلفونت بود تار ربابم چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابم
پرند شوشتری ز گل نازک تری ندیده بودم حالا دیدم
اگر مستم من از عشق تو مستم بیا بنشین که دل بردی ز دستم
دوم : تکنوازان
تکنوازان 219
ویلن : همایون خرم
سنتور : مجید نجاهی
بربط (عود) : منصور نریمان
تنبک : جهانگیر ملک
دستگاه : شور
چون برخی دوستان ، ظاهرا از مطالب زیاد در هر شماره سردرگم شده اند بدون هیچ توضیحی فقط برنامه را دانلود کنید و به قسمت بعد بروید .
* در ضمن اگر سایر خوانندگان هم همین نظر را دارند در بخش " نظر دهید" عنوان کنند تا شیوه وبلاگ را عوض کنم و کمتر بنویسم ولی اگر هم ، همین شیوه را می پسندید نظرتان را بازگو کنید .
سوم : آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی
(قسمت دوم)
گوشه چیست ؟
اصولا مي توان گوشه ها را به چهار دسته مهم تقسيم کرد :
1) گوشه هاي اصلي :
این گوشه های بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .
* از آنجا که گام هر دستگاهي از هشت نت (دو – ر - ... – سل - دو) تشکيل مي شود پس هر دستگاهي مي تواند داراي هشت گوشه اصلي نيز باشد .
* هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند
* گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاري کرده اند .
براي مثال درجه دوم گام ماهور گوشه " گشایش " ناميده شده است .
* جالب است بدانید جاي بعضي از گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف (که در آغاز بسياري از خانه هاي آن خالي بود و سپس کشف شد) اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه گوشه "بدر" را اختراع کرده اند (کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ)
وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند که این گوشه ها در قسمت بعد بیشتر توضیح داده شده است .
مثلا : گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود ، گوشه حجاز در ابو عطا شامل چهار پاره .
2) گوشه های فرعی :
این گوشه ها در اصل زیر مجموعه گروه اول یعنی گوشه های اصلی هستند و داراي ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص آن دستگاه اجرا مي شوند ، البته ریتم این گوشه ها بدان معنی نیست که کاملا وزن دارند بلکه فقط ملودی ثابت و مشخص دارند .
مانند : رامکلي در ابوعطا ، ليلي مجنون در گوشه اصلی چکاوک همايون ، قرایی در عراق افشاری .
3) گوشه هاي مرکب نوازي :
از اين گوشه ها براي تغيير دستگاه (اصطلاحا مرکب نوازی) استفاده ميشود و وِیژگی آنها این است که پرده های آنها (از نظر ربع و نیم پرده بودن) نسبت به دستگاه اصلی تغییر می کند .
مانند :
گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور (که درجه هفتم ربع پرده بم تر می شود ، مثلا در ماهور دو ، نت لا ، کرن می شود)
گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري
گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان
گوشه عشاق در اصفهان براي رفتن به شور
4) گوشه هاي موزون :
این گوشه ها داراي ساختار ملوديک و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از گوشه های اصلی بیبشتر دستگاهها اجرا کرد ؛ تفاوت این دسته با گوشه های فرعی در این است که کاملا وزن آنها احساس می شود و در نت نویسی می توان آنها را در غالب میزان و طبیعتا ، وزن جای داد ؛ فراموش نکنید که گوشه های فرعی را ، غیر از این موضوع وزن ، نمی توان در هر گوشه اصلی نیز اجرا کرد (مثلا نمی توان رامکلی ابوعطا در حجاز هم اجرا کرد) .
گوشه موزون مانند گوشه هاي : کرشمه ، چهار پاره ، زنگوله ، مثنوي ، ساقي نامه و ....
یکم : استاد کیست؟
شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که استاد به چه کسی می توان گفت ؟
برای رسیدن به جوابی بگذارید که با تعریف این واژه از نقطه نظر منبع اطلاعات ادبی شروع کنیم .
در فرهنگ دهخدا آمده : ماهر , با مهارت , صاحب مهارت , حاذق .
همانطور که می بینیم , اگر به معنی لغوی و کلاسیک اکتفا کنیم , این واژه شامل خیلی ها میشود ، ولی من فکر می کنم که ما بایستی معنی بهتری برایش داشته باشیم .
در ضمن , ما یک مسئله فرهنگی هم اینجا داریم و آن این است که خیلی از واژه ها را برای چاپلوسی و تملق استفاده کرده و چیزی را که می گوییم قبول نداریم !! البته بعضی اوقات هم کلمه استاد برای کنایه زدن نیز استفاده می شود .
کلمه استاد در علوم آکادمیک , علمی , هنری و موسیقی نیز رایج است ؛ با اینکه صحبت من اینجا در رابطه با واژه استاد در موسیقی است ولی رابطه آن با دیگر موارد مشابه نیز منظور می باشد بنابراین فکر می کنم که ما برای تعریف بهتر آن بهتر است به سیستم عالیه آموزشی یعنی دانشگاه هم سری بزنیم .
در آنجا ما : استاد یار - دانش یار – استاد داریم ، هر مرحله هم احتیاجات ویژه خودش را دارد .
ولی به نظر می رسد که این واژه در موسیقی بسیار لوث گردیده و کلمه استاد مثل نقل و نبات استفاده می شود ؛ برای اینکه از لوث بودن و استفاده بی رویه کلمه استاد قدری جلوگیری کنیم بایستی یک تعریف خاصی برای استاد در موسیقی (ساز و آواز) داشته باشیم که در راستای تعریف سیستم عالیه آموزشی باشد .
من این موارد را در رابطه با موسیقی , برای شخصی که استاد تلقی میشود پیشنهاد میکنم :
1- مهارت در نواختن و خواندن به نظر نوازندگان و خوانندگان چیره دست .
2- ابداع سبک خاص و متفاوت از دیگران که قابل تشخیص باشد .
3- انتشار کتاب , مقاله و سخنرانی در راستای بخش علمی موسیقی (مثلا : راجع به ساز و یا آواز خویش ، مباحث تئوری موسیقی ، تاریخ هنر و ...) و ثبت و تایید آن توسط مراجع قابل قبول چون دانشگاه موسیقی (و شاید هم هنرستان موسیقی ایران) .
4- هنر آموزی و تربیت شاگردان برجسته .
فقط با داشتن شرایط بالا بایستی بتوان کسی را استاد تلقی کرد !
امیدوارم که بتوانیم این نظرات را کامل کرده , اشاعه داده و شکل بهتری به جایگاه موسیقی غنی ایران بدهیم .
به امید آن روز - جواد اسدی – کانادا
* لازم است بگویم این مقاله به تازگی در سایت گلهای رنگارنگ www.harmonia.ir نیز انتشار یافت و اینجا با پاره ای اصلاحات و اضافات دوباره منتشر می شود .
اما چون حق میزبانی دارم همین جا نظر خودم را در رابطه با مقاله بالا می نویسم :
1- هر چقدر به ذهن خودم فشار آوردم تا چند نفر را طبق شرایط سخت گیرانه بالا به لقب استاد مفتخر کنم فقط دو نام یافتم :
علی نقی وزیری و ابوالحسن صبا که به حقیقت شایسته این لقب نیز هستند و در دوره خود توانستند با مجموعه خدماتشان عقب ماندگی چند صد ساله موسیقی ایرانی را تا حدی قابل قبولی جبران کنند .
2- در مرحله بعد سعی کردم با کمی ارفاق یکی از شرایط چهارگانه را در نظر نگیرم ولی با کمال تعجب باز هم تعداد معدودی به این فهرست اضافه شدند :
روح الله خالقی – حسن کسایی – فرامرز پایور .
3- جالب اینکه هیچ کدام از 7 خواننده پرکار برنامه گلها (بنان – قوامی – گلپا – شهیدی – ایرج – محمودی خوانساری – شجریان) در این شرایط مطابقت نمی کنند !
4- دقت کنیم که بسیاری موارد هم استاد را به معنی آموزگار به کار می بریم مثلا استاد محمود کریمی ردیف دان برجسته بیشتر معلم بوده اند هر چند شاگرد برجسته ای مانند خانم پریسا هم از شاگردان اوست .
5- ... و بیشتر موارد هم این کلمه برای احترام در مورد هنرمندان و ... به کار می رود .
۶- دوستان اگر نظری راهگشا دارند در قسمت "نظر دهید" دوست نویسنده ما را از لطف خود برخوردار کنند و اگر تعدادی از استادان را من از قلم انداخته ام یادآوری کنند و یا شرایط چهارگانه بالا را به نقد بکشند و کم و زیاد و اصلاح کنند .
چون دوست خوب ما آقا "ایرج" در وبلاگشان "گل واژه های ایرانی" http://www.persianflowers.blogsky.com افزونی بر مقاله دوست عزیز دیگرم آقای جواد اسدی (نوسینده مقاله استاد کیست؟) نوشتند که حاوی نکات آموزنده ای و اطلاعات عمومی خوبی دست کم برای خودم بود حیفم آمد که به این مقاله اضافه نکنم .
بنابراین (چون فرصت نبود) بی اجازه ایشان (امیدوارم ببخشند و در قسمت نظرات همین بخش اعلام آمرزش کنند) بخشی از جوابیه ایشان را اینجا می خوانید و البته برای خواندن بقیه مقاله ایشان حتما به وبلاگ خود ایشان مراجعه فرمایید .
... در سطح دانشگاه ، رتبه بندی های استاد و استادی مبتنی بر معیارها و شاخص های معینی می باشد :
نخستین رتبه ی دانشگاهی مربی است که دارندگان مدرک فوق لیسانس را در بر می گیرد که در صورت خذ مدرک دکترا ، چنین شخصی شانس دارد خود را به شرط ارائه ی مقاله های علمی- پژوهشی و پروژه های متعدد تا حد استادیار بالا بکشد .
کسانی که مستقیما دارای مدرک دکترای تخصصی PhD)) باشند ، از مرتبه ی استادیاری آغاز می کنند و در صورتی که چند سال مقالات و کتاب ها و پروژه ها و تدریس های مختلف داشته باشند ، خواهند توانست چنانچه امتیازات لازم فراوان را کسب کنند ، خود را تا مرتبه ی دانشیاری (Associate Professor) ارتقا ببخشند .
در نهایت دانشیاران پس از چند سال که دوباره از صفر آغاز کرده و بتوانند مقاله ها و کتب و پروژه ها و تدریس های متعدد را ارائه دهند، به مدرک پرافتخار استادی (Professor) نایل خواهند شد!!
شایان یادآوری است که در مجموع یک استاد 12 سال در مدرسه ، چهار سال برای لیسانس ، دست کم سه سال برای فوق لیسانس و دست کم چهار سال افزون (جمعا 23 سال) برای دریافت مدرک دکترای تخصصی عمر و وقت وانرژی و در واقع زندگی (!!) مصرف می کند تا در وهله ی نخست با درجه ی استادیاری (پایین ترین درجه ی استادی!!) آغاز کرده باشد !
حال خود حدیث بخوان مفصل بخوان از این مجمل دوست عزیز!
دوم : 27 مهر سالمرگ حبیب الله بدیعی :
(1371-1312)
به مرگ تلخ بديعی ترانه ای بايد که تا ابد به مزار هنر کند زاری
... درباره بدیعی بیشتر اینکه :
همسر استاد بدیعی ، بانو شمس بودند که ایشان هم از خوانندگان آن دوره بودن و متاسفانه با خبر شدم ایشان هم چند سال پیش در دیار غربت درگذشته اند ، خدایشان بیامرزد .

(با تشکر از استاد منصور احمدی که این عکس زیبا را در اختیارم قرار دادند)
مزار بدیعی در امامزاده طاهر کرج می باشد .

بررسی قطعه دشتی :
(آلبوم برگ سبز 4)
در این برنامه استاد بدیعی تسلط کم نظیر خود را بر ردیف و سبک استادش صبا به نمایش می گذارد و با فاصله گرفتن از سبک نوازندگی خودش ، گویی خود صبا به اجرای اثرش می پردازد .
شما می توانید با مرجعه به کتاب های صبا نت دقیق این آثار را نیز مشاهده کنید .
معرفی گوشه ها :
0 و 0 – درآمد
2 و 13 – زرد ملیجه (قسمت اول)
3 و 54 – گیلکی : به اجرای ردیف شادروان کریمی نیز دقت کنید .
* ویژگی این گوشه تحریرهای چرخشی است که در پایان هر مصرع اجرا می شود که با کمی دقت - کاملا این تحریرهای یکسان و تکراری - مشخص است .
به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیدا کن به از لیلی نکویی
که لیلی گر چه در چشم تو حوری است به هر عضوی ز اعضای او قصوریست
ز حرف عببجو مجنون بر آشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو قد می بینی و من جلوه ناز تو چشم و من نگاه ناوک انداز
تو مو می بینی و من پیچش مو تو ابرو من اشارتهای ابرو
5 و 38 – دیلمان : به اجرای استاد بنان (گلهای رنگارنگ 217- با شعر سعدی) نیز دقت کنید که نخستین اجرای این گوشه انجام اوست ، شاید بدانید که صبا این گوشه را از گیلان به یادگار وارد ردیف موسیقی ایران کرد .
چنان در قـید مهرت پای بندم که گویی آهوی سر در کمندم
گـهی بردرد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی بیـهوده پندم
7 و 58 – عشاق
8 و 54 – چهارمضراب عشاق برگرفته از ردیف راست کوک صبا .
9 و 35 – باز هم همان چهارمضرابی که پایه آن را در قسمت ماهور ذکر کردم توسط صبا با مهارت کم نظیر اجرا می گردد .
10 و 26 – بوسلیک : که توسط استاد بنان (گلهای رنگارنگ 210 – با شعر شهریار) به زیبایی اجرا شد .
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟
11 و 31 – فرود
در پایان تصنیفی بسیار زیبا از ساخته های بدیعی را بشنوید .
* ضمنا این تصنیف زیبا را آقای فرید دهدزی در اختیار من قرار دادند که از ایشان نهایت تشکر را می کنم .
تصنیف خاطرات
آهنگ : حبیب الله بدیعی
ترانه سرا : تورج نگهبان
خواننده : کوروس سرهنگ زاده
مایه : دشتی
روزگاری ای آشنای من همزبان بودی شب همه شب
دلفریب من دلربای من مهربان من بودی شب همه شب
گذشته ها رفت و دگر نمی آید
کو آن یاری ها ؟ مهر و دلداری ها ؟ که جانم بیاساید ؟
گذشته ها رفت و دگر نمی آید
زین پس زاری ها ، شب ها بیداری ها ، غمی بر دل افزاید
مستی و بی خبری ، به کجا به کجا شد ؟
بی خبر از تو کنون ، دل خسته چرا شد ؟
زان همه بگذشته ما ، خاطره ای مانده به جا
صحبت و مستی کو ؟ لذت هستی کو ؟
کجا شد قرارم ؟ دریغا بهارم کو ؟
جز تو که چون جانی ، شمع شبستانی
نگاری که دل را به دستش سپارم کو ؟
خاطره تو به جا بود این شبها
بی تو دگر منم و غم تو تنها
شراب آرزوها ای شب به ساغرم کو ؟
نگاه گرم و گویا امشب برابرم کو ؟
دگر چه می خواهم من ، چو کشیده ای از بر من دامن
سوم : پایان دفتر :
برنامه آینده :
خدمت دوستان عرض کنم در شماره بعدی :
- برنامه ای از گلها با صدای ایرج خواهید شنید .
- برنامه ای از تکنوازان با ساز استادان همایون خرم ، مجید نجاهی و ... خواهید شنید .
درخواست :
چون مدتی است درباره برنامه گلهای تازه تحقیق می کنم ، از دوستان عزیزی که برنامه های گلهای تازه را در اختیار دارند خواهش می کنم به فهرست زیر توجه کنند در صورتیکه هر تعدادی از آنها را در اختیار دارید مرا مطلع کنید تا با هم بصورت پا یا 2 پای مبادله کنیم (یکی بدهید دو تا دریافت کنید) :
6 – 15 – 26 – 27 – 49 – 59 – 67 – 76 – 80 – 90 – 98 – 105 – 113 – 128 – 130 – 131 – 132 – 134 – 135 – 136 – 139 - 143 - 146 – 149 – 154 – 159 – 163 – 164 – 165 – 167 – 169 – 170 – 172 – 173- 174 – 175 - 177- 178 - 179 – 180 – 183 – 184 – 186 – 188 – 189 – 191 – 192 – 193- 194 – 195 – 196 – 197 – 198 – 199 - 200 .
به پايان آمد اين دفتر حکايت همچنان باقی
به صد دفتر نشايد گفت وصف الحال مشتاقی
قسمت نخست :
به یاد
حبیب الله بدیعی
به مناسبت 27 مهر ماه ، سالگرد درگذشت نوازنده کم نظیر ویلن کشورمان حبیب الله بدیعی ، طی دو شماره ، به بررسی دو اثر از ایشان می پردازم :
... درباره بدیعی خلاصه اینکه :
حبیب الله بدیعی نوازندگی را ابتدا نزد شادروان مفخم پایان (استاد دانشگاه و از نزدیکترین شاگردان صبا که نت نویسی کتاب ردیف ویلن استاد صبا کار اوست) آموخت و بعدها نزد استاد صبا به تکمیل هنر خود پرداخت .
آثار بدیعی :
از استاد بدیعی تا کنون 10 آلبوم توسط شرکت ایران صدا منتشر شده است که در طی جداول زیر ، دستگاه های اجرا شده را به نظر می رسانم :
در آلبوم های سدره علاوه بر تکنوازی ، همنوازی ایشان با استاد معروفی و شریف نیز گنجانده شده است .
برگ سبز ها نیز شامل تکنوازی ها و چند همنوازی با استاد توکل است .



|
سدره | ||
|
1 |
2 |
3 |
|
ماهور |
بیات ترک |
دشتی |
|
اصفهان |
چهارگاه |
اصفهان |
|
چهارگاه |
شور |
|
|
دشتی |
|
|
|
برگ سبز | ||||||
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
|
شور |
ابوعطا |
شوشتری |
دشتی |
شوشتری |
همایون |
چهارگاه |
|
شوشتری |
افشاری |
دشتی |
افشاری |
دشتی |
بیات ترک |
اصفهان |
|
دشتی |
چهارگاه |
سه گاه |
سه گاه |
شور |
|
|
|
ماهور |
بیات ترک |
شور |
بیات ترک |
سه گاه |
|
|
به جای توضیح بیشتر درباره شخص ایشان به سراغ آثار ایشان می روم (که بهترین معّرف هر هنرمندی می باشند) و به نوعی تازه (همراه معرفی مرجع ردیف) ، دو اثر از آلبوم های بالا را به طور مفصل برایتان بررسی می کنم :
1- ماهور از برگ سبز 1
2- دشتی از برگ سبز 4 (جهت جلوگیری از طولانی شدن مطلب ، شماره آینده بررسی خواهد شد)
قطعه ماهور :
در این اثر بدیعی همراه ضرب جهانگیر ملک به اجرای اثر می پردازد و من تنها گوشه های ضربی را برایتان بررسی می کنم و معادل ردیف آنها را هم ذکر می کنم .
0 و 0 – درآمد :
درآمد های بخصوص بدیعی در ماهور که شبیه موسیقی کلاسیک غربی می باشد (با توجه بیشتر به این قسمت و سایر درآمدهای ماهور ایشان ، که یکی از آنها در برنامه گلها ، قبلا برای شما ارائه شده بود ، سبک مخصوص بدیعی در ماهور برایتان مشخص خواهد شد) .
1 و 45 – چهارمضراب :
بخشی از این چهارمضراب زیبا ، اثر صبا می باشد که در کتاب سوم ایشان نوشته شده است و می توانید نت آن را نیز مشاهده کنید .
3 و 03 – ادامه چهارمضراب :
از این قسمت بدیعی پس از ادای دین به استادش صبا ، ادامه چهارمضراب را با سلیقه خود ادامه می دهد .
6 و 22 – چهارمضراب دیگر :
در اینجا اوج هنرنمایی بدیعی که برگرفته از دیگر چهارمضراب ، اثر صبا می باشد و نت آن در زیر می بینید به نمایش در می آید (البته اجرا دقیقا مطابق نت نیست ولی چون در آثار دیگر ، بدیعی اجرای کاملتری از این نوع چهارمضراب می کند و حتی در دستگاه های دیگر بدیعی مرتب از این چهارمضراب استفاده می کند ، جهت علاقه مندان آثار ایشان ، پایه این چهارمضراب آورده می شود) .
7 و 02 – گوشه مراد خانی :
که از گوشه ای ملودیک ماهور می باشد و با وزن مخصوص اجرا می شود را می شنوید .
شعر متناسب این گوشه از حافظ که توسط مرحوم استاد محمود کریمی در ردیفشان اجرا شده است را نیز برای مقایسه بشنوید :
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد
مغ بچه ای می گذشت راهزن دین و دل در پی آن آشـــــــا از همه بیگانه شد
10 و 54 – گوشه زنگوله :
که از گوشه های باز هم ملودیک ماهور است - که در همه دستگاهها هم اجرا می شود – این گوشه بصورت آوازی اجرا نمی شود و گوشه سازی است که اجرای ردیف میرزا عبدالله با تار نورعلی خان برومند نیز جهت آشنایی و مقایسه آورده می شود .
همچنین در قسمت نت نیز ، یک نمونه نت زنگوله از ردیف صبا آورده شده است و می بینید که ملودی آن سه ضربی است ؛ ضمنا علامت عرضی نت های دو و فا ، دیز ، است .

قسمت دوم :
برنامه گلها
... این بار به درخواست مکّرر شما خوانندگان ، آوازی از استاد اکبر گلپایگانی همراه ویلن بدیعی در دستگاه سه گاه - که مورد علاقه بسیار ایشان بوده است - تقدیم شما می گردد :
گلهای رنگارنگ 537
آهنگساز : حبیب الله بدیعی
ترانه سرا : بیژن ترقی
خواننده : الهه
آواز : اکبر گلپایگانی
غزل آواز : بهادر یگانه
همنوازان آواز : حبیب الله بدیعی – مجید نجاهی
ضرب : جهانگیر ملک
گوینده : آذر پژوهش
اشعار متن : حافظ – خلقی – محتشم کاشانی
دستگاه : سه گاه
نخست خانم پژوهش با اشعاری پرمعنا از حافظ چنین برنامه را آغاز می کند :
گوهر مخزن اســــــــــرار همانست که بود حقّه مهر بدان مــــهر و نشان است که بود
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
تصنیف :
چون ببینم روی تو فریاد من از سینه خیزد رو مکن بر آئینه آه از دل آئینه خیزد
گر چه ز تو این درد و بلا شد قسمت ما از عشق تو غم شد نصیبم
ای مه اگر رفتی همه شب در بزم طرب با کس نگو دادی فریبم
نو گلی با خون دل پرورده ای اما به دست دیگرانی
من شدم مدهوش آن چشمان تو اما تو مست دیگرانی
همچو مستان عهد خود نابسته ، ای زیبا شکستی
یا ز من دیوانه تر یا مست مستی ؟
در چنین شبها که من می سوزم از داغ جدایی
شمع بزم آرای شبهای که هستی
چه سازم؟ چه گویم؟ به بلایی که کرده مبتلایم؟
چه کردم؟ که دردم به دوایی نکرده آشنایم؟
حسرت خورده آغوش توام غمم همین باد !
افسون گشته چشمان توام به داد من رس
بی وفایی ز تو کی باور شود ؟ گل چو باشد بی وفا پرپر شود
در ادامه پژوهش با شعری از خلقی ادامه می دهد که :
روزگار و هر چه درو هست بس ناپایدارست ای شب هجران تو پنداری برون از روزگاری
آفتــابـــا از در میخانه مگــــذر کیــــن حریفان یا بنوشندت که جامی یا ببوسندت که یاری
و سپس شعری از محتشم کاشانی :
روزگاری که رخت قبله جان بود مرا روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا
یاد باد آنکه به خلوتگه وصلت شب و روز دل سراپرده صد راز نهان بود مرا
در ادامه چهارمضراب بسیار زیبا از بدیعی و سپس آواز گلپا :
آواز :
1- زابل و فرود به سه گاه
مستی و شور و جنون از من دیوانه بپرس
گرمـی باده از آن نرگـــــس مستانه بپرس
2- زابل و فرود به سه گاه
عقل از زمزمه بی خبری بی خبرســت
وصف این لذت جانبخش ز دیوانه بپرس
3- مخالف (توجه کنید با وجود اینکه که زیبایی مخالف در اجرای بالای آن است ولی گلپا با زیبایی تمام در ناحیه بم به هنرنمایی می پردازد)
تو چه دانی ز سرانجام من خانه خـــــــراب
سرگذشت ما دو سه دیوانه ز ویرانه بپرس
4- ادامه مخالف (بین دو مصرع گلپا تحریر تسبیحی معروف خود را اجرا می کند)
شمع را نیست بجز شعله آتش به زبان
سخن عشق ز خاکستر پــــروانه بپرس
5 - فرود با تحریر و تکرار مصرع آخر در سه گاه
در پایان هم پژوهش چنین می خواند :
نســـــیم گلم ، آرمـــــیدن ندانم طرف چمن پا کشـیدن ندانم
به نوعی اسیرم که گر بر تن من قفس بال گردد ، پریدن ندانم
قسمت سوم :
آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی 1 :
در طی یک سال گذشته سلسله مقالاتی در سایت گلهای رنگارنگ www.harmonia.ir می نوشتم که به بررسی ردیف موسیقی اصیل ایرانی و سایر پرسش های در رابطه با موسیقی ایرانی (مانند کوک سه تار و ...) می پرداخت .
از آنجا که خودم هنگام یاد گیری این مطالب دچار دشواری ها و پرسش های زیادی بودم که گاهی کاملا سردرگم و ناامید می شدم در این مقالات با تکیه بر تجربه های شخصی و درک و دریافت های خودم در آن زمان ، به زبانی ساده همراه با نمونه های گوناگون سازی و آوازی ، همراه نت گوشه ها مطالب را می نوشتم که البته مورد توجه علاقه مندان بسیاری شده بود .
این بار بنابر رویه پیش بر آن هستم که همان مقالات را مجددا با اصلاحات و شیوه تازه و کامل تری بیان کنم ؛ البته اصلا ادعای ردیف دانی ندارم و از دوستان بسیاری که در نظر سنجی قبلی اعلام آشنایی کامل با ردیف موسیقی ایرانی کردند خواهش می کنم به من در این باره کمک کنند و مطالب ارزشمند خود را برای من ارسال کنند و سایر خوانندگان و هنرآموزان می توانند با طرح پرسش های خود و بیان قسمت های نامفهوم توضیحات در قسمت " نظر دهید " وبلاگ با من و دیگران در ارتباط باشند .
فرق دستگاه با آواز چیست ؟
موسیقی ایرانی از 7 دستگاه و 5 آواز تشکیل شده است :
دستگاه ها : ماهور – شور – همایون – سه گاه – چهارگاه – نوا – راست پنجگاه .
آوازها : ابوعطا – دشتی – بیات ترک – افشاری – اصفهان .
برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و... " آواز" نامیده می شوند ؟
برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چه فرقی با هم دارند .
بیایید از پایه موسیقی ، یعنی نت ها آغاز کنیم :
همه می دانیم که موسیقی از 7 نت ساخته می شود :
دو – ر – می – فا – سل – لا – سی .
پرسش 1 ) حال این پرسش پیش می آید که چگونه تنها با 7 نت می توان این همه آهنگ ساخت ؟
برای روشن تر شدن مطلب به این مثال توجه کنید :
الفبای فارسی را در نظر بگیرید که از 32 حرف تشکیل شده است ولی این 32 حرف دارای حروف کوچکی هستند که عملا تعداد آنها را بسیار زیاد می کند :
جمله زیر را در نظر بگیرید :
بلبل به لب آب آمد .
همانطور که می بینید در این جمله حرف ب ، با 4 ظاهر مختلف استفاده شده است .
الفبای موسیقی نیز دارای نت های فرعی می باشد یعنی هر نت دارای ربع پرده و نیم پرده هایی می باشد .
مثلا نت سل دارای :
- سل بمل (نیم پرده بم تر)
- سل کرن (ربع پرده بم تر)
- سل سری (ربع پرده زیرتر)
- سل دیز (نیم پرده زیرتر)
می باشد ، پس مجموعا دارای 5 نت سل گوناگون می باشیم .
پس تعداد کل نت ها 35=7×5 می شود .
دوستان اهل ریاضی می دانند که می توان با این تعداد نت ، ! 35 (فاکتوریل) آهنگ غیر تکراری (یعنی میلیاردها آهنگ) ساخت .
اینک برای مثال : ماهور ، شور و چهارگاه را در نظر بگیرید :
- شباهت : هر سه دستگاه از 7 نت دو تا ... سل تشکیل شده اند .
- تفاوت : در حالیکه پرده های ماهور همه اصلی هستند ، بعضی نت های چهارگاه و شور ربع پرده هستند و حتی این دو دستگاه هم ربع پرده هایشان با هم تفاوت دارد .
به این شکل که از روی دسته تار به دو علت انتخاب شده است ، توجه کنید:
- چون تار اصلی ترین ساز و اصطلاحا شاه ساز موسیقی ایرانی است .
- سایر سازها هر کدام نواقصی دارند مثلا ، سنتور همزمان همه پرده ها را ندارد و ویلن هم پرده ای که قابل دیدن باشد ندارد .
|
ماهور |
شور |
چهارگاه |
|
دو |
دو |
دو |
|
ر |
ر - کرن |
ر - کرن |
|
می |
می - بمل |
می |
|
فا |
فا |
فا |
|
سل |
سل |
سل |
|
لا |
لا - بمل |
لا - کرن |
|
سی |
سی |
سی |
|
دو |
دو |
دو |
همانطور که در جدول و شکل می بینید در حالیکه همه دستگاه ها از نت دو آغاز می شوند :
- هر 3 دستگاه ، چند پرده یکسان (مانند سل) دارند .
- دو به دو ، پرده یکسان (مانند ر کرن ، در شور و چهارگاه) دارند .
- گاهی هم (مثلا پرده لا) اصلا مشابه نیستند .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند دقیقا مانند دستگاه شان هستند ولی دستگاهها همانطور که دیدید دستگاه ها در چند پرده با هم متفاوت هستند .
مثلا ابوعطا کاملا در پرده های شور نواخته می شود ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت .
پرسش 2 ) اینک این سوال پیش می آید که پس فرق آوازها با هم چیست ؟
فعلا مختصر بپذیرید که در هر آوازی یک نت خاص از دستگاه مادر بیشتر اجرا می شود ؛ مثلا در آواز بیات ترک از دستگاه شور ، بیشتر سی بمل اجرا می شود .
پرسش 3 ) سوال دیگر این است که مرکب خوانی چیست ؟
مرکب نوازی یعنی از یک دستگاه به دیگری رفتن ، مثلا ماهور به شور .
امروزه تقسیم بندی دستگاه ها و زیرمجموعه هایشان بدین صورت است :
1- دستگاه ماهور
2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک است .
3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
4- دستگاه چهارگاه
5- دستگاه سه گاه
6- دستگاه نوا
7- دستگاه راست پنجگاه
نکته 1- دسته بندی فوق بیشتر جنبه علمی و نظری دارد .
نکته 2 - طبق نظر استاد علی نقی وزیری راست پنجگاه زیر مجموعه ماهور و نوا جزء شور است ، که از نظر علمی نیز درست تر است چون دقیقا پرده هایشان یکسان است .
بنابراین بر خلاف قدما در این تقسیم بندی تعداد دستگاه ها 5 و آواز ها 7 می شود .
نکته 3 - اگر جنبه نظری را نیز کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن هم کاملا با هم تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این زیرمجموعه سازی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد بنابراین دکتر فرهت در کتابشان معتقد به نظریه 12 دستگاه مجزا هستند .
ادامه دارد ...
یکم :
سرمقاله
بعضی دوستان در قسمت "نظر دهید" از من خواسته اند که از صدای گلپا و ایرج یا شجریان – که مورد علاقه خاص من هم هستند - نیز در وبلاگ استفاده کنم ؛ بنابراین چند نکته را متذکر می شوم :
1- به عقیده من این سه هنرمند بزرگوار مانند مثلث برمودا هستند ، یعنی اگر زیادی به آنها نزدیک شویم ممکن است ما را در گرداب خود - با طرفداران پر و پا قرص شان - فرو برند ، همانطور که هفته پیش در وبلاگ تحریر مقاله شجریان زدگی چنین سرانجامی داشت .
2- از طرفی چون درباره سایر استادان کمتر در وبلاگ ها مطلبی نوشته می شد من به سهم خود بر آن شدم که با تاسیس این وبلاگ به سایر هنرمندان نیز بپردازم .
3- علاقه مندان می دانند که وبلاگ های دوستانم (گلپا – آوای گلپا – ایرج – تحریر که لینک آنها در قسمت لینک ها موجود است) مرتب درباره این استادان گرامی مطلب می نویسند و آواز می گذارند .
4- از آنجا که وبلاگهای اشاره شده از دوستان من هستند و من هم به راههای گوناگون تا کنون با آنها همکاری کرده ام و می کنم (از تبادل آهنگ و نوشتن مطلب و ... ) درست ندیدم وارد کار تخصصی آنها بشوم و تکیه بر جای بزرگان بزنم .
5- با این حال اگر دوستان اصرار دارند ، در صورتیکه مدیران وبلاگهای اشاره شده در قسمت "نظردهید" وبلاگم ، اجازه این کار را رسما به من بدهند من در خدمت شما خوانندگان هستم .
دوم :
گفتگو با
استاد منصور احمدی
روز 14 شهریور 85 حین بزرگداشت قمرالمولک وزیری در آرامگاه ظهیرالدوله با استاد احمدی آشنا شدیم .
طبق قرار 10 شهریور همراه دوست گرمابه و گلستانم آقای ناصر محمد نیا (که عکس هایی که از استاد می بینید کار ایشان می باشد) خدمت ایشان رسیدیم که با روی باز پذیرای ما شدند .
دوباره روز 1 مهر ماه همراه دوست گرامی ام آقای جمال امامی (که با در اختیار قرار دادن کامپیوترشان ، اسکن عکس های آلبوم استاد را امکان پذیر کردند) و دوست بسیار خوبم آقای بهمن مهدوی (مدیر وبلاگ استاد ایرج) خدمت استاد رسیدیم .
اکنون حاصل این دیدارها را می خوانید :
شناسنامه استاد :
– استاد در آغاز بفرمایید چند سالتان است ؟
– بله از نظر سنی من 40 سال و 400-500 ماه هستم (خنده) .
من متولد 28/دی/1309 هستم و الان 76 سال دارم البته شاید ظاهرم به این سن نخورد و دلیلش هم این است که خودم را آلوده بعضی مسایل نکردم و به شما جوانها هم این نصیحت را دارم که خودتان را حفظ کنید و خودتان حافظ خودتان باشید و گول بعضی دوستان ناباب را نخورید که خدای نکرده مسئله ای برایتان پیدا بشود .
آشنایی با موسیقی :
- چه طور با موسیقی آشنا شدید ؟
- من 13 ساله بودم که که یک سنتور شکسته و کهنه در منزلمان بود که برای شوهر خواهرم بود و به او نیز از پدرش که کمی اهل موسیقی بود ، رسیده بود .
من سنتور زدن را دیده بودم و در عالم بچگی به عنوان اسباب بازی از آن خوشم آمده بود و با مضرابها بازی می کردم و سر کلاس مدرسه همه حواسم به سنتور بود و اینکه بیایم خانه تا سنتور بزنم . البته سنتور کوک درست حسابی هم نداشت ولی بخاطر شوق موسیقی که روز به روز در من بیشتر می شد ، کم کم مضرابم هم بهتر می شد طوری که دیگر قشنگ مضراب می زدم ، البته آن موقع نمی دانستم کوک سنتورم چیست ولی بعد ها فهمیدم که کوک آن همایون بوده و آهنگهایی مانند شد خزان آقای بدیع زاده را روی آن در آورده بودم به طوری که از ذوق داشتم پر در می آوردم .
شوهر خواهرم که توجه اش به کار من جلب شده بود ، وقتی ذوق مرا در موسیقی دید برای تشویق من ساز را برد و کوک کرد .
اندک اندک به مرحله ای رسیدم که آهنگهایی که در آن کوک وجود داشت می زدم ، حتی رنگ هایی هم می زدم .
در مدرسه هم سعی می کردم دوستانی انتخاب کنم که با موسیق آشنا باشند مثلا نی بزنند و ... .
اولین کلاس موسیقی :
زمانی رسید که وارد دبیرستان شدم ؛ درچهارراه مخبرالدوله مدرسه ایرانشهر که از مدارس معروف آن زمان بود .
در آن زمان دیگر آتش عشق موسیقی در من شعله ور شده بود .
اما پدرم که وکیل دادگستری بود و 1 پسر و 7 دختر داشت داشت ، و روی تک پسر خود بسیار حساس بود و من به این خاطر می ترسیدم از او بخواهم من را به کلاس موسیقی ببرد و مانده بودم چه کار کنم ؟ اما به هر حال دنبال برنامه ای بودم تا بتوانم در یک کلاس موسیقی ثبت نام کنم ولی باید ساعت کلاس با مدرسه یکی می شد تا سر موقع به خانه بیایم و پدرم متوجه نشود .
سرانجام کلاس موسیقی آقای میثاقیان در خیابان نادری را پیدا کردم ، به او گفتم دارم که دیوانه می شوم و از طرفی از پدرم هم می ترسم . خواهش کردم چون کلاس مدرسه ساعت 4 تمام می شود اگر امکان دارد من ساعت 3 بیایم و ساعت 4 به منزل بروم تا پدرم متوجه نشود .
گفت : پس مدرسه را چکار می کنی ؟
گفتم : آنرا خودم درست می کنم .
مدیر مدرسه آقای امینی بودند که همه از او می ترسیدند اگر به او می گفتم که با اردنگی من را بیرون می انداخت .
ولی ناظم مدرسه اهل ذوق بود داستان را برایش تعریف کردم و پیشنهاد کردم که اگر سنتور یاد بگیرم بعدا برای مدرسه برنامه هم اجرا خواهم کرد ؛ ایشان قبول کردند و برنامه مدرسه را نگاه کردند .
گفتند : سه شنبه ها که ورزش داری 1 ساعت زودتر برو ولی در منزل ورزش ات را انجام بده و ولی اگر پدرت متوجه شود دیگر با من نیست ... .
سرانجام توانستم با جمع کردن پول تو جیبی ام در کلاس آقای میثاقیان ثبت نام کنم که مرحوم استاد روشن در آن به شاگردان تازه کار درس می دادند ، من درس ها را به سرعت یاد می گرفتم بطوریکه معلم تعجب می کرد ، گویی مانند ضبط صوت بودم هر چه که می شنیدم بلافاصله حفظ می شدم البته آن زمان برای سنتور نت نبود و با علامات فارسی ابداعی که البته کامل هم بود درس می دادند .
پدرم هم که سرکار بود متوجه نمی شد و خانواده فکر می کردند من بازی می کنم و من هم با سرعت ردیف را یاد گرفتم و کامل شدم .
این موقع سال 23-22 بود که به تدریج در جشن های مدرسه هم ساز می زدم .
(عکس بالا : از راست به ترتیب منصور احمدی ، حسین خواجه امیری (ایرج) : سال 29 اردوی دبیرستان در شیراز . سرپرست رادیو شیراز که شنیده بود گروه موسیقی از تهران به آنجا آمده است آنها را به رادیو دعوت می کند و ایرج ، برای نخستین بار در رادیو با گروهی که می بینید برنامه ای اجرا میکند .)
یک اتفاق جالب :
بکروز پدرم اتفاقا برای برداشتن پرونده ای به منزل بر می گردند و من هم داشتم ساقی نامه اصفهان را می زدم ، پدرم صدای ساز را می شنود فکر می کند رادیو است ولی متوجه می شود که صدا قطع و وصل می شود و تکرار می شود دنبال صدا تا اتاق من می آید ناگهان در را باز کردند همین که من ایشان را دیدم زدم زیر گریه که مرا بخشید و من اشتباه کردم و .... .
پدرم گفت : چرا گریه می کنی ؟ تو چطور ساز یاد گرفتی ؟ و ...
ماجراها را برایشان تعریف کردم .
ایشان گفتند : چون این کار از ترس ات بوده اشکال ندارد اگر می دانستم این قدر استعداد و علاقه داری خودم به کلاس موسقی می بردمت و ... با این حرف ایشان من آرام شدم .
بعد گفت : حالا همان آهنگ را که می زدی بزن که کلی کیف کردم .
اولین کلاس تدریس :
کم کم کار به جایی کشید که بعضی دوستان اصرار می کردند به ما هم ساز یاد بده .
گفتم : نمی شود من که کلاسی و جایی ندارم .
گفتند : ما برای تو کلاس پیدا می کنیم رفتند و جایی در چهاراه مخبرالدوله در شاه آباد در تئاتر سعدی پیدا کردند (آن زمان در آنجا هنرمندان معروف : آقای نوشین و لرتا و جعفری کار می کردند) .
بالای تئاتر آقای عامری کلاس ویلن داشتند گفتند که من مراجعه کننده برای سنتور زیاد دارم اگر شما درس بدهید خیلی خوب هم می شود و 2 روز در هفته به من کلاس دادند ؛ به سرعت تعداد شاگردان زیاد شد طوری که جای خالی وجود نداشت و از مدرسه که می آمدم تا شب تدرس می کردم .
آن موقع حدود 20 - 18 ساله بودم .
به سالهای مربوط به دوره 28 مرداد و 30 تیر رسیده بودیم و احزاب مانند توده ای ها و ... با هم درگیر می شدند و حتی روزی در همان میدان تیر اندازی شد و من کنار پنحره ایستاده بودم که
(عکس :منصور احمدی - حبیب الله بدیعی)
ناگهان تیری هوایی برای ترساندن مردم شلیک شد و شیشه بغلی من را سوراخ کرد و به سقف اتاق خورد که من روی زمین دراز کشیدم و نزدیک بود کشته شوم .
من که اوضاع را این طور دیدم از آنجا رفتم و کلاس مستقلی برای خودم در کوچه مهران نبش خیابان سعدی دایر کردم و کم کم ساز های دیگر هم آوردم .
شاگردی استاد صبا :
در آن زمان نت علمی برای سنتور نبود که روزی شنیدم استاد صبا نت علمی برای سنتور نوشته اند من مشتاق یاد گرفتن آن شدم و اینکه سیستم درس دادنم را عوض کنم و خدمت ایشان رفتم .
آن موقع استاد پایور و حسین ملک (برادر بزرگ اسدالله ملک) از شاگردان ایشان بودند .
من ماجرا و علاقه خودم را برایشان تعریف کردم .
نگاهی به من کردند و گفتند : تا کنون هر دو نفری که همکار بودند آن دیگری را قبول نداشتند چطور شما چنین درخواستی داری ؟
گفتم : خواهش می کنم استاد من حتی حاظرم پای شما را ببوسم که مرا به شاگردی قبول کنید .
ایشان دستی به پشت من زدند و گفتند آفرین من با اینکه این روزها به علت مشغله زیادی که دارم شاگردی قبول نمی کنم ولی شما تشریف بیاورید .
با قبول کردن ایشان موفق شدم دوره های ایشان را طی کنم .
بعدا خودشان گفتند که ، شما به هنرستان موسیقی و کلاس استاد حسین صبا برو - که شاگرد صبا بودند - و مدرکی هم از آنجا بگیر که عکس آن را در بالا مشاهده می کنید :
آشنایی با خانم الهه :
چون این ماجرا را قبلا نوشته ام این بار فایل صوتی آن را با صدای دلنشین خود استاد برای دانلود شما می گذارم :

آشنایی با محمودی خوانساری :
آن موقع در سه راه ژاله کلاسی داشتم روزی یکی از دوستانم ایشان را معرفی کردند و نزد من آوردند . دیدم جوان بسیار مودبی هستند . آزمایشی هم از ایشان گرفتم و مانند ماجرای خانم الهه کارمان ادامه یافت .
در سال 35 هم آقای محمودی خوانساری را به رادیو معرفی کردم ، یعنی تصنیفی را با نام "من مست و تو دیوانه" با شعر مولانا در سه گاه برایشان ساختم که در رادیو نیروی هوایی در تاریخ 15 اسفند 1335 اجرا کردیم . (این تصنیف را در قسمت ددوم خواهید شنید)
من چون قصد کناره گیری از کار را داشتم ایشان را به دیگران مانند استاد صبا معرفی کردم .
او بعدا به شیراز رفت تا اینکه بعدها به گلها راه پیدا کردند .
کناره گیری از موسیقی :
من سال 36 از موسیقی کنار رفتم و در مجامع هنری هم دیگر ظاهر نشدم و ارتباطم را با هنرمندان قطع کردم .
- استاد علت آن چه بود :
- چون عده ای از هنرمندان آن زمان آلوده مواد مخدر بودند مثلا آقای داریوش رفیعی که در مدرسه ما درس می خواندند و 2 سالی بزرگتر بودند ، آن اتفاقات ناگوار برایشان افتاد که در روحیه من تاثیر بدی گذاشت و همانجا قسم خوردم که مراقب خودم باشم و آلوده به این مسایل نشوم و تا الان یک پک سیگار نزدم و حتی مزه هیچ کدام از مشروبات را نمی دانم و به همین خاطر تا الان تقریبا بدن سالمی دارم .
بنابراین از رادیو استعفا دادم و کلاس موسیقی را هم تعطیل کردم .
بعدا شرکتی تاسیساتی با دیگران راه انداختیم و ... تا اینکه سال 73 خودم را از کار بازنشسته کردم .

فعالیت مجدد :
اولین بار بعد از بازنشستگی در یک مجلس دوره ای ، خانوادگی که داشتیم توسط صاحب خانه به آقای کمال زین الدین معرفی شدم و به خواهش ایشان ساز زدم دیگر ایشان مرا رها نکردند و از همان طریق به گروههای علمی و هنری دیگر هم دعوت شدم و اکنون عضو افتخاری 10 انجمن هستم و اوقات زندگی را به این گونه طی می کنم .
در پایان دیدار استاد با فروتنی بسیار با وجود کهولت سن قطعاتی زیبا را به همان سبک دلنشین گذشته (نزدیک به سبک مرحوم ورزنده) برای ما اجرا کردند که من دو قسمت از آنها را در سه گاه و همایون برای شما در نظر گرفته ام :

1- قطعه سه گاه :
آن صدایی که در دقیقه 3 و ثانیه 13 می شنوید ، اجرا با ناخن به سبک ساز قانون می باشد .
در پایان هم استاد تصنیف مست و دیوانه را اجرا کردند .
2- قطعه همایون :
استاد در پایان تصنیف شد خزان که همانطور که در خاطرات شان خواندید ، نخستین آهنگی است که آموختند ، اجرا کردند .
با آروزی طول عمر ، همراه سلامتی برای استاد اکنون تصنیفی که آقای محمودی نخستین بار با اجرای آن به رادیو راه پیدا کردند را بشنوید .
این تصنیف سالها بعد با ارکستر استاد همایون خرم ظاهرا در برنامه موسیقی ایرانی رادیو اجرا شده است :
برنامه موسیقی ایرانی
تصنیف ساز : منصور احمدی
خواننده : محمود محمودی خوانساری
شعر ترانه : مولانا
غزل آواز : ؟
ویلن : همایون خرم
تار : فرهنگ شریف
سنتور : مجید نجاهی
عود : محمود رحمانی پور
دستگاه : سه گاه
تصنیف
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا به خرابات آی تا لذت جان بینی جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
هر گوشه یکی مستی ، دستی زده بر دستی وآن ساقی سرمستی با ساغر شاهانه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی اکنون که در افکندی صد فتنه فتانه
آواز
1- درآمد
من عاشق جانبازم از عشق نپرهیزم من مست سراندازم از عربده نگریزم
از این جا به بعد ، ارکستر رنگ زیبایی در سه گاه اجرا میکند و همراه آن محمودی به اجرای آواز می پردازد :
2- زابل
گویند رفیقانم از عشق نپرهیزی ؟ از عشق بپرهیزم پس با چه در آمیزم ؟
3- مخالف
پروانه دمسازم می سوزم و می سازم از بی خودی مستی می افتم و می خیزم
4- مخالف
.....؟...... در پای تو اندازم .....؟..... اندر قدمت ریزم
5- مخالف
فردا که خلایق را از خاک برانگیزند بیچاره من مسکین از خاک تو برخیزم
6- (مصرع اول) حصار – (مصرع دوم) مویه
فردا که خلایق را از خاک برانگیزند بیچاره من مسکین از خاک تو برخیزم
7- فرود به سه گاه با تحریر
سوم :
17 مهر
سالروز تولد وزیری
تا اکنون چون تکرار مکررات بوده ، کمتر به نوشتن زندگینامه استادان پرداخته ام ، از طرفی دوستان با کمی جستجو در اینترنت می توانند مختصر زندگینامه ای از هر کدام از درگذشتگان موسیقی ایرانی بدست آورند .
ولی در مورد استاد وزیری چوت تا کنون سالشماری این چنین ، ندیده بودم با صرف وقت زیادی ، این تاریخچه را از جلد دوم و سوم کتاب "سرگذشت موسیقی ایران" نوشته روح الله خالقی گرد آوری و خلاصه کرده ام .
در مورد سال دقیق حوادث ممکن است در موارد معدودی به دلایل زیر حداکثر یکی دو سال اختلاف وجود داشته باشد که در این صورت ، اگر مرا آگاه کنید سپاسگذار می باشم :
1- خالقی بارها هنگام نوشتن مطلب به ضرورت به گذشته و آینده می رود که رشته کلام و ترتیب حوادث از دست می رود .
2- ایشان به دلایلی گاهی سال حوادث را ذکر نکرده اند مثلا گفته اند که یک سال و نیم بعد و ... و از این دست .
3- گاهی هم گفته اند که مثلا در بیست سالگی وزیری و ... که من با محاسبه سال آن را استخراج کرده ام .
4- گاهی همزمانی با حوادث تاریخی را گفته اند مثلا پایان جنگ اول و ... که از کتابهای تاریخ سال آنها را درآورده ام .
5- برای مقایسه ، سال وقوع حوادث مهم آن روزگار را هم درج کردم تا ببینید در چه دوره پر آشوبی وزیری چه کارهایی کرده است .
سالشمار استاد وزیری :
1266- وزیری در تهران به دنیا آمد .
1280- همراه پدر خود موسی خان که افسر قزاق بود راهی استرآباد شد و در حالیکه 14 سال داشت ، قزاق شد .
1281- نخستین درس های موسیقی را از دایی خود حسین علی خان با تار فرا گرفت .
1286- نخستین درس های نت موسیقی را در قزاقخانه از یاور آقا خان صاحب منصب یاد گرفت .
- تئوری موسیقی و هارمونی را نزد کشیش پرژوا فروا ی فرانسوی تحصیل کرد .
- وارد انجمن اخوت شد و با درویش خان نیز آشنا شد .
- وزیری ردیف های میرزا عبدالله را در مدت یک سال و نیم به نت موسیقی نوشت .
- سپس ردیف های آقا حسین قلی را هم به نت نوشت .
1287- به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی توسط محمد علیشاه و آغاز استبداد صغیر .
- از نظام خارج می شود و به مشروطه طلبان می پیوندد .
1288- پس از فرار محمد علیشاه دوباره به منصب خود باز می گردد .
1290- موضوع اولتیماتوم روس پیش آمد و باعث شد او برای بار دوم از نظام کناره گیری کند .
- در این دوره او کنج عزلت می گیرد و به مدت سه سال به تمرین تار پرداخت .
1293- ورود دوباره به نظام .
1294- آغاز جنگ جهانی اول
- برای آخرین بار از نظام کناره گیری می کند .
1298- پایان جنگ .
- راهی پاریس می شود و 3 سال در رشته موسیقی تحصیل می کند .
1300- بعدا 2 سال هم در آلمان ادامه تحصیل میدهند .
- نوشته شدن کتاب دستور تار (نخستین کتاب موسیقی ایرانی پس از دوره صفویه) .
1302- بازگشت به تهران و تاسیس مدرسه عالی موسیقی .
- در این دوره شاگردانی مانند : روح الله خالقی ، ابوالحسن صبا ، موسی معروفی و ... هنرجوی هنرستان شدند .
1303- آهنگ خریدار تو را ساخت که نخستین آهنگ به سبک جدید بود .
- تشکیل ارکستر مدرسه که نخستین ارکستر دارای هارمونی بود .
- تشکیل کلوب موزیکال که حتی ادیبان معروف آن زمان از جمله دهخدا ، رشید یاسمی ، سعید نفیسی ، عباس اقبال ، علی دشتی و ... به عضویت آن درآمدند .
- شرکت سردار سپه رئیس الوزرا وقت در کلوب موزیکال .
1304- نخستین کنسرت های وزیری برگزار شد .
- سلطنت قاجار به پهلوی تغییر می کند .
- کنسرت برای ساختن آرامگاه فردوسی .
1305- رضا شاه رسما تاجگذاری می کند .
1306- روح انگیز به عنوان خواننده با وزیری آشنا می شود .
- نخستین کنسرت در خارج از تهران در شهر رشت .
- صفحاتی از وزیری توسط شرکت های خارجی ضبط می شود که عبارتند از :
الف) دخترک ژولیده : چهارگاه
ب) بند باز : ماهور
پ) ژیمناستیک موزیکال : دشتی
ت) حاضر باش : اصفهان
ث) تصنیف خریدار تو : ماهور با صدای روح انگیز
ج) تصنیف ای وطن : دشتی با صدای روح انگیز
1307- وزیری مدیر مدرسه موسیقی دولتی از طرف وزارت معارف شد .
1308- نام مدرسه به مدرسه موسیقار تغییر کرد .
1312- وزیری کتاب سرودهای مدارس را برای دوره ابتدایی تهیه می کند .
1313- دوباره نام مدرسه به هنرستان موسیقی تغییر کرد .
- کتاب موسیقی نظری را می نویسد که نخستین کتاب درباره تئوری موسیقی ایرانی است .
- وزیری به علت اختلاف با دربار از موسیقی کنار گذاشته مس شود .
1320- پایان جنگ دوم جهانی و تبعید رضا شاه از ایران .
- دوباره به عنوان ریاست هنرستان موسیقی برگزیده می شود .
1325- کناره گیری مجدد از هنرستان به علت کارشکنی ها .
- وزیری به عنوان استاد دانشگاه تهران به دانشگاه می رود و رشته های باستان شناسی ، زیبا شناسی و تاریخ هنر را تاسیس می کند .
1358 - درگذشت در تهران .
در دفعه قبل رنگ ناز ایشان را برایتان قرار داده بودم و این دفعه چند قطعه دیگر از نواخته های وزیری را برایتان در نظر گرفته ام ، البته بخاطر فشردگی مطالب این دفعه ، توضیح بیشتر درمورد آثار ایشان و برخی تصنیف ها و ... را برای یک جلسه دیگر می گذارم .
قسمت یکم :
داوود پيرنيا
پایه گذار برنامه گلها
1350- 1279
(لازم به گفتن است که این مقاله برگرفته از چند مقاله گوناگون می باشد که بوسیله من بخش های همانند در هم ترکیب شده و قسمت هایی هم به تناسب کم و اضافه کرده ام امیدوارم دوستانی که این مقاله ها را نوشته اند جسارت من را ببخشند) .
پيرنيا در سال ۱۲۷۹ش در تهران متولد شد .
او موسيقي دان نبود چون مادرش دختر علاء الدوله از رجال بزرگ قاجار بود و به دلايل گرايشات و اعتقادات مذهبي اجازه حضور در عرصه موسيقي را به او نداد اما تعليمات پدرش (مرحوم حسن پيرنيا) كه از روشنفكران آن دوران بود بر او بسيار مؤثر بود . تحصيلات ابتدايي را در منزل ، نزد معلمان وقت فرا گرفت . سپس براي ادامه تحصيل و فراگيري دروس زبان و… وارد مدرسه سن لويي شد . بعدها براي ادامه تحصيلات به سوئيس رفت .
پس از فراغت از تحصيل در رشته حقوق ، به وطن مراجعت چون در خانواده اي اهل سياست به دنيا آمده بود بیشتر شغل هاي دولتي داشت بطوری که بنيانگذار و مؤسس كانون وكلا در ايران بود . پس از انتقال از وزارت دادگستري به وزارت دارايي ، اقدام به تأسيس اداره آمار در ايران كرد .
در سال 1325 شمسي هنگامي كه احمد قوام (قوام السلطنه) نخست وزير شد او را مدير كل بازرسي نخست وزير كرد و پس از چند ماه معاون نخست وزير شد .
پيرنيا در زمان تحصيل علم حقوق درسوئيس ، نواختن پيانو را فراگرفته بود و با اصول و قواعد موسيقي كلاسيك آشنا شد ولی سرانجام عشق به موسيقي اصيل و سنتي ايران ، او را بر آن داشت پس از سقوط دولت قوام مشاغل دولتي را كنار بگذارد و با ميراث سرشاري كه از پدر به او رسيده بود ، به مطالعه در زمينه موسيقي ايران بپردازد و به جمع آوري آهنگ هاي اصيل ايراني مشغول شود ؛ او با جديت هدف خود را دنبال كرد و برنامه هاي ارزنده اي كه امروزه ، چون گنجينه اي گرانبها ازگذشته به يادگار مانده را از خود به جاي گذارد و موسيقي اصيل ايراني را نه تنها به مردم ايران بلكه به ساير ممالك معرفي كرد .
پيرنيا درمورد تأسيس برنامه گلها و علاقه اش به موسيقي مي گويد : از اوان كودكي ، علاقه بسياري به گل بخصوص گل لاله داشتم به خاطر دارم ، وقتي كه دبير ادبيات تكليفي داد تا بر قطعه اي از روسو شاعر و نويسنده فرانسوي تفسيري بنويسم ، وقتي براي چندمين بار آن قطعه را خواندم ، از خانه همسايه آهنگي به گوشم رسيد كه از نظر مفهوم با قطعه روسو شباهت داشت ، رابطه آن شعر و آهنگ به اندازه اي مشغولم كرد كه به خانه همسايه رفتم و پس از عذرخواهي اسم آن آهنگ را پرسيدم .
گفتند: تنهايي ، كه يكي از آثار غيرمشهور شوپن است .
باتوجه به اينكه ترانه ها و تصنيف هايي كه درآن زمان از راديو توليد و پخش مي شد ، اغلب اصيل و ناب نبودند ، پيرنيا با كوشش فراوان توانست نظر مقامات سازمان برنامه و بودجه را به اهميت موضوع جلب كند و با اختصاص اعتباري ، اقدام به تشكيل اركستري با شركت نوازندگان ، خوانندگان و آهنگسازان صاحب نام آن دوره كند كه برنامه گلهاي رنگارنگ در سال ۱۳۳۴ حاصل آن بود .
سيد عليرضا مير علي نقي محقق و مورخ موسيقي درباره پيرنيا مي گويد : پيرنيا به اعتبار نام پدرش كه مرد خوش نامي بود، در محافل و مجامع سياسي و ادبي رفت و آمد داشت و با اكثر شخصيت هاي نامدار و نويسندگان و موسيقي دانان دوره خود دوست بود ، به این خاطر توانست در اين برنامه از بهترين نوازندگان ، خوانندگان و آهنگسازان عصر خود استفاده كند و برنامه گلها با حضور هنرمندان بزرگي چون ابوالحسن صبا و غلامحسين بنان آغاز شد .
اوايل برنامه گلها بيشتر خواندن شعر و همراهي يك ساز بود كه بعدها رفته رفته به آواز و موسيقي تبديل شد یعنی با قطعه اي ضربي و بدون كلام آغاز مي شد و بعد از آن قطعه اي به صورت ساز و آواز به اجرا درمي آمد و درپايان برنامه ، قطعه اي ضربي به صورت تصنيف توسط خواننده ، همراه با اركستر اجرا مي شد .
برنامه گلها از سال ۱۳۳۹ ش به علت گسترش برنامه هاي راديو گسترش و تنوع يافت و بيشتر اوقات در دو قسمت اجرا و پخش مي شد :
1- گل هاي جاويدان كه درآن يك يا دو ساز ، به همراهي صداي خواننده ، به اجراي برنامه مي پرداختند و اشعار انتخابي آن اغلب از شاعران گذشته چون مولوي ، سعدي و حافظ بود و تصنیف نداشت .
آغاز برنامه با این اشعار زیبای گلستان سعدی بود :
به چه کار آیدت ز گــــــــــل طبقی
از گلســـــــــــــــتان من ببر ورقی
گـــل همین پنج روز و شش باشد
این گلستان همیشه خوش باشد
زمان این برنامه در حدود 45 دقیقه بود و پایان برنامه با این جمله ها بود :
این هم گلی بود جاویدان از گلزار بی همتای ادب فارسی
گلی که هرگز نمیرد
2- گل هاي رنگارنگ كه اشعار آن بيشتر از شاعران معاصري همچون رهي معيري ، نواب صفا ، شهريار ، معيني كرمانشاهي و… انتخاب مي شد و تصنیف هایی هم در آن با ارکستر معروف گلها به رهبری روح الله خالقی اجرا می شد .
زمان برنامه در حدود 30 دقیقه بود و اولین برنامه نیز با صدای خانم اشرف السادات مرتضایی ، ویلن علی تجویدی ، تار شاپور رحیمی و ضرب عمیدی اجرا شد .
... و پایان برنامه با این دعا بود که :
همیشه شاد و همیشه خوش باشید
از ديگر برنامه هايي كه بعدها به برنامه گلها افزوده شد و به آن تنوع و گيرايي بخشيد عبارتند از :
3- برگ سبز كه به ساز و آواز و شعرخواني اختصاص داشت و تصنیف اجرا نمی شد .
برنامه در شب های جمعه در حدود 30 دقیقه پخش می شد و اولین برنامه با صدای سید جواد ذبیحی و نی کسایی و تار شهناز بود .
در آغاز برنامه اين دو بيت شعر عارفانه از عطار خوانده مي شد :
چشم بگشا كه جلوه دلــدار
به تجلي است از در و ديـوار
اين تماشا چون بنگري گويي
ليس في الدار غيـــــــره دّیار
و برنامه با اين درخواست از پروردگار با شعر عراقی پايان مي يافت :
زیبد که ز درگــــــــاهت نومید نگردد باز
آن کس که به امیدی بر خاک درت افتد
و سپس این جمله که :
اين هم برگ سبزي بود تحفه درويش
علي نگهدارتان
4- یک شاخه گل ، عنوان برنامه اي ۱۵دقيقه اي بود كه به معرفي يك شاعر و خواندن چند بيت از همان شاعر و سپس اجراي يكي از ترانه هاي گل هاي رنگارنگ مي پرداخت .
زمان برنامه معمولا حدود 15 دقیقه بود و اولین برنامه با خانم آذر (حنانه) با سنتور پایور و ویلن صبا بود .
5- گلهای صحرایی هم به موسیقی محلی می پرداخت که اولین برنامه با صدای خانم انوشه بود .
6- گلهای تازه : (این برنامه بعدها در زمان آقای ابتهاج تاسیس شد) .
آنچه باعث محبوبيت و استقبال مردم هنردوست از برنامه گلها شد ، يكي شناخت عميق مرحوم پيرنيا از شعر ، ادب و موسيقي ايران و عامل ديگر ، دقت و وسواس او در انتخاب اشعار و قطعات موسيقي بود ، بارها يك قطعه موسيقي را مي شنيد و قسمتهايي از آن را انتخاب و قسمت ديگر را حذف مي كرد . پس از انتخاب شعر ، آنها را با موسيقي تلفيق كرده و نوار ضبط شده را به دفعات مي شنيد و حتي براي كساني كه به ديدنش مي آمدند ، پخش مي كرد و از نظرات افراد صاحب نظر بهره مي جست .
پخش برنامه گلها از راديو ، موجب تجديد چاپ مكرر ديوان هاي گوناگون شاعران گذشته و معاصر ايران ، بالارفتن شناخت و آگاهي هرچه بيشتر مردم نسبت به شعر و ادب فارسي و آشنايي مردم جهان با فرهنگ ، هنر ، شعر و ادب ايران زمين شد .
نخستين برنامه كودكان راديو هم از كارهاي او به شمار مي آيد حتي براي اولين بار پسر خردسال خود را به گويندگي اين برنامه گماشت .
گاهي هم پيرنيا دستي به قلم مي برد و مقالاتي مي نوشت ، آثار او در برخي نشريات سال هاي 1330 و 1340 منتشر شده اند .
میر علی نقی اين برنامه را از معتبرترين برنامه هاي موسيقي تاريخ راديو و تلويزيون مي داند و می گوید :
1- در اين برنامه شاعران مختلف از رودكي تا شاعران معاصر معرفي مي شدند.
2- بسياري از هنرمندان جوان آن دوره به واسطه اجراهايي كه در گلها داشتند در جامعه شناخته شدند ، مثلا استاد علي تجويدي را كسي قبل از اينكه به اين برنامه بپيوندد نمي شناخت .
وی در ادامه مي گويد : بسياري از هنرمندان موسيقي معتقد بودند كه پيرنيا كه يك هنرمند موسيقي نيست و سابقه اي در اين هنر ندارد نبايد مسئول برنامه گلها باشد اما واقعيت اين است كه او بسيار خوب از عهده اين كار برآمد و در گلها از هنرمندان مطرحي استفاده كرد در صورتي كه سال ها بعد كه برنامه توسط ديگران اداره مي شد پاي هنرمندان متوسط هم به آن باز شد.
پیرنیا بار نخست در فروردین 43 روزی که برنامه گلها ضبط می شد اظهار ناراحتی می کرد و راهی بیمارستان شد ؛ در غیاب ایشان تا بهبودی کامل هیچ برنامه ای ضبط نشد .
پس از بازگشت ایشان ، در آبان 45 دو تن از خوانندگان علیه پیرنیا شروع به تحریک می کنند و وزیر اطلاعات کسانی را جهت بازرسی کارهای پیرنیا اعزام می دارد در حالیکه ایشان در ازای کارهایی که می کرد حقوقی دریافت نمی کرد و ... اصولا پولی در اختیار او نبود که احتیاج به بازرسی داشته باشد .
پس از این ماجرا پیرنیا بلافاصله استعفا داد و اصرار دوستان نیز مفید واقع نگردید و برنامه گلهای 405 آخرین برنامه ای است که زیر نظر وی ضبط شد .
زماني كه پيرنيا دچار سكته قلبي و در بيمارستان بستري شده بود ، دكتر معين افشار ، دوست صميمي و با وفاي او ، كه تا پايان دوره خدمت پيرنيا در راديو ، با وي همكاري داشت ، سبدي از گل برايش هديه آورد كه بر روي كارت همراه گل ها اين رباعي متناسب با گلها را نوشته بود:
تا مــــــــــهر درخشنده و مــــــه تـــابــــان باد
عمر تو چون گلهاي تو جاويـــــــــــــدان باد
چون آن همه شاخه هاي گل كز تو شكفت
(پيوسته دلـــــــت شاد و لـــــــــبت خندان باد)
سرانجام او يازده آبان 1350 در سن 71 سالگي در تهران درگذشت.
گلها سال ها پس از مرگ پيرنيا نيز ادامه داشت و راهي براي ورود هنرمندان نوگرا شد . پس از او برنامه به همت محمد ميرنقيبي (که بعد از گلها پایه گذار برنامه تکنوازن شد) و سپس هوشنگ ابتهاج (که بنیان گذار گلهای تازه و گلچین هفته شد) پيگيري شد ولی هنرمنداني كه در تهيه برنامه گلها نقش داشتند ، هر كدام به دنبال كار خود رفتند و اوضاع تغيير كرد . ديگران كوشيدند كه راه او را ادامه دهند ، اما گلهاي آنان رنگ و بوي گلهاي پيرنيا را نداشت .
|
بطور خلاصه حاصل كار برنامه گلها عبارت است از : |
|
ـ گلهاي جاويدان : ۱۵۷ برنامه ـ گلهاي رنگارنگ : ۵۸۱ برنامه (اين برنامه از شماره ۱۰۰شروع شده و تعدادي از برنامه ها داراي شماره الف و ب هستند) ـ برگ سبز : ۳۱۲ برنامه ـ یک شاخه گل : ۴۶۵ برنامه ـ گلهاي صحرايي : ۶۲ برنامه ـ گلهاي تازه : ۲۰۱ برنامه |
قسمت دوم : برنامه گلها
گلهای جاویدان 137
خوانندگان : امیر حیاتی – فاخته ای – بنان
نوازندگان : کسایی - محجوبی – تجویدی
دستگاه : ماهور – چهارگاه
غزل های آواز : ؟ (آواز ی که قوامی می خواند را نمی دانم) - مولانا
رباعی ها : ابوسعید ابوالخیر - مولانا
گویندگان : فرنگیس اردلان – بهرام سلطانی
نخست صدای قره نی (کلارینت) شادروان شیرخدایی را می شنوید و گوینده با خواندن این اشعار سعدی که سمبل گلهای جاویدان نیز می باشد ، شنوندگان را دعوت به برچیدن گلی از گلستان برنامه گلها می کند :
به چه کار آیدت ز گــــــــــل طبقی از گلســـــــــــــــتان من ببر ورقی
گـــل همین پنج روز و شش باشد این گلستان همیشه خوش باشد
گوینده با رباعی ابوسعید ابوالخیر ادامه می دهد :
روزی که به محشر اندر آید زن و مـرد از بیــم حساب روی ها گــــردد زرد
من عشق تو را به کف نهم پیش آرم گویم که حساب من از این باید کرد
خوانندگان گلهای جاویدان :
چهار خواننده اصلی گلهای جاویدان استادان عبدالعلی وزیری ، بنان ، قوامی و گلپایگانی بوده اند ، البته در کنار آنان تا جاییکه من دیده ام آقای شهیدی و ... هم برنامه هایی داشته اند ؛ دراین میان صدای درویش امیر حیاتی نیز گاهی زینت بخش برنامه های عرفانی گلها بوده است .
در این برنامه صدا و تنبور ایشان را می شنوید :
تصنیف علی گویم علی جویم
با صدا و تنبور درویش امیر حیاتی
متاسفانه بعضی قسمت ها خوب شنیده نمی شود ، از دوستانی که متوجه این قسمت ها می شوند یا شعر را در اختیار دارند تقاضا دارم من را نیز مطلع کنند :
مرا در ...................... علی گویم علی جویم
چه در پیدا چه در پنهان علی گویم علی جویم
به کامم تا زبان باشد زبان تا در دهان باشد
به هر لحظه ............. علی گویم علی جویم
ز قدسیات سبحانی هم از آیات قرآنی
به هر تفسیر و هر تبیان علی گویم علی جویم
اگر .......................................................
به هر مرز و به هر سامان علی گویم علی جویم
علی مولای درویشان صفا بخش دل ریشان
به هر دردی پی درمان علی گویم علی جویم
...........................................................
................................ علی گویم علی جویم
چو بلبل غرق .................. به یاد شاه مردانم
به هر نغمه به هر الحان علی گویم علی جویم
به مهرش مست و حیرانم غم و شادی نمی دانم
چه در باغ و چه در زندان علی گویم علی جویم
با رباعی های مولانا برنامه چنین ادامه می یابد :
امشب شب آن نیست که از خـانه روند از یار یگـانه سوی بیگانه روند
امشب شب آن است که جانهـای عزیز در آتش اشتیاق مستانه روند
در ادامه ...
استاد کسایی ، رنگ بسیار بسیار زیبایی در ماهور می نوازد که حتما باید شنید و گویندگان رادیو نیز این اشعار را در ضمن نوازندگی می خوانند :
بر آتش خویش چون همی جوش کنم خواهم که دمی تو را فراموش کنم
گیرم جــــامی که عقـل مدهوش کند بر جــــام در آیی و تو را نـوش کنـم
مولانا
عاشق که تواضع ننماید چه کند شبها که به کوی تو نیاید چه کند
گر بوسه دهد زلف تو را طیره مشو دیـوانه که زنجیر نـــخاید چه کند
ابوسعید
سوز دل عاشقان شـــررها دارد درد دل بی دلان اثـــــرها دارد
نشنیدستی که آه دلسوختگان بر حضرت رحمتش گذرها دارد
مولانا
سپس استاد قوامی با غزلی از ؟ آغاز برنامه می کند :
بررسی آواز :
1- درآمد
چنان سرمست و حیرانم من امشب که خود را هم نمی دانم من امشب
دلا زین سان که می یابی خرابم یقین می دانی که زین سانم من امشب
2- چهارمضراب کسایی
3- گشایش
گهی شمع و گهی پروانه ام من گهی جان و گاه جانانم من امشب
4- ضربی شکسته کسایی (به شباهت گوشه شکسته و آواز افشاری دقت کنید)
5- شکسته (به مناسب خوانی در اجرای کلمه ظلمت در گوشه شکسته که حالتی غمگین تری نسبت به ماهور دارد ، دقت کنید)
گهی با ظلمت کفرم من امروز گهی با نور ایمانم من امشب
6- فرود با تحریر
7 – فرود با شعر زیر
ز من ذوق ادب امشب مدارید که بس مجنون و حیرانم من امشب
8- اشاره به درآمد عراق (44/23) در نی کسایی
9- اشاره به کرشمه (12/24) در نی کسایی
به دکلمه دو نفره و زیبای گویندگان در این بخش با رباعی ابوسعید ابوالخیر توجه کنید :
گفتم : چشمم گفت : به راهش می دار
گفتم : جگرم گفت : بر آهش می دار
گفتم : که دلم گفت : چه داری در دل
گفتم : غم تو گفت : نگاهش می دار
در بین دو برنامه ویلنی در سه گاه می شنوید و گویندگان ادامه می دهند :
مجنون و پریشانم توام دستم گیر سرگشته و حیرانم توام دستم گیر
هر بی سروپــــای دستگیری دارد من بی سروسامان توام دستم گیر
ابوسعید
در اینجا چهارمضراب چهارگاه با پیانو استاد محجوبی را می شنوید :
زان دم که تو را به عشق بشناخته ام بس نرد نهان که من با تو درباخته ام
بــــــــخرام تو سرمست به خرگاه دلم کــــــــز بهر تو این خـــانه بپرداخته ام
مولانا
سپس استاد بنان با غزلی از مولانا برنامه را گاهی با ساز محجوبی و گاه ویلن تجویدی ، ادامه می دهد :
1- درآمد
عاشق روی جانفزای توایم رحمتی کن که در وفای توایم
تو به رخسار آفتابی و من ماهم ای ذره بر هوای توایم
2- زابل
تا تو زین پرده روی بنمایی منتظر بر در سرای توایم
3- مویه – (تکرار در مخالف همراه ویلن تجویدی)
ای که ما در میان مجلس انس بی خود از شربت لقای توایم
خیره چون دشمنت مکش ما را کآخر ای دوست آشنای توایم
تو رضا می دهی به کشتن ما ما همه بنده رضای توایم
4- در تکرار بیت آخر فرود
قسمت سوم :
ماه رمضان و شجریان
باز هم ماه مبارک رمضان فرا رسید و همان طور که همه می دانیم بخشی از خاطره جمعی همه ما ایرانیان در این ماه بوِیژه در وقت افطار با صدای ملکوتی استاد شجریان شکل گرفته است .
اهمیت این موضوع تا حدی است که حتی وقتی ایشان پخش صدایشان را از صدا و سیما ممنوع اعلام کردند پخش دعای افطار را از این قاعده مستثنی کردند .
من هم ضمن تبریک رسیدن این ماه پربرکت به همه مسمانان و آروزی سلامتی برای شما و خانواده گرامی تان بر آن شدم به عنوان هدیه آواز مثنوی افشاری و دعای ربنا را تقدیم شما کنم .
1- آواز در گوشه مثنوی افشاری با شعر مولانا :
اين دهان بستی، دهانی باز شد تا خورند لقمههای راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو اين انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شير شيطان باز کن بعد از آنش با ملک، انباز کن
چند خوردی چرب و شيرين از طعام امتحان کن چند روزی در صيام
چند شبها، خواب را گشتی اسير يک شبی بيدار شو، دولت بگير
2- دعای ربّنا از آیات قرآن با معنی آن تقدیم شما می گردد :
ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
" آل عمران 8"
پروردگارا دلهای ما را میل به باطل مده ، پس از آنکه هدایت کردی و به ما از لطف خود رحمتی کن که تو بخشنده بی منت هستی .
ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خير الراحمين
"مومنون 109"
پروردگارا ما به تو ایمان آوردیم تو از گناهان ما درگذر و در حق ما مهربانی کن که تو بهترین مهربانانی .
ربنا آتنا من لدنک رحمه و هيی لنا من امرنا رشدا
" کهف 10"
پروردگارا تو در حق ما لطف کن و بر ما وسیله رشد را فراهم کن .
ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرين
" بقره 250"
پروردگارا به ما شکیبایی بده و ما را ثابت قدم گردان و بر شکست کافران یاری فرمای .
آمین