X
تبلیغات
گلها
 

یکم : برنامه گلها

برگ سبز 299

آواز : ایرج

همنوازان : همایون خرم – رضا ورزنده – جهانگیر ملک

غزل آواز : نسیم

اشعار متن : سلمان ساوجی – عماد خراسانی

گوینده : روشنک

دستگاه : شور

 

نخست روشنک با صدای دلپذیر خود اشعار زیر را می خواند :

                                                   

زلفین سیه خم به خم اندر زده ای باز        بخت من شوریده به هم بر زده ای باز

در ساغر بختم زده ای سنگ ولیکن             با تو نتوان گفت که ساغر زده ای باز

من سر چو قلم بر سر فرمان تو دارم             با آنکه من سرزده را سر زده ای باز

از آه دل سوخته زنهار حذر کن                 کآتش به من سوخته دل در زده ای باز

شهباز غمت راست کبوتر دل سلمان               دریاب که بر صید کبوتر زده ای باز

 

در جهان هر چه به اندازه بود یار کم است                 قدر یار بسیار بدانید که بسیار کم است

بتی آن سان که پسندد دل و خواهد به کف آر       گر چه زین جنس گرانمایه به بازار کم است

دوش گفتم که به یک بار چو پروانه شوم       شمع خوش خنده زنان گفت که یک بار کم است

 

آواز :

 

ضربی شور :

زند هر شب خیالت راه خوابم                ولی هست آرزویت چون سرابم

اگر جویی دلم ای مه چه تابی ؟                       که آمد بر لب بام آفتابم

شهناز

گرم خواهی به یاری دست گیری          بگیر اکنون که بگذشت از سر آبم

ضربی زیبا در گوشه شهناز از خرم و ورزنده

قرچه

بریدی آن چنان از من که دیریست             خیالت هم نمی آید به خوابم

قرچه و رضوی

زند تا در دل افسرده آتش                         بیا ساقی شرابم ده شرابم

فرود با تحریر

 

* به کلمه محبوب من که تکیه کلام ایرج است ، در اواخر آواز دقت کنید .

 

سپس روشنک برنامه را با این بیت از عماد خراسانی پایان می دهد:

قدر دلدار ندانست و چنین سوخت عماد    دوستان قدر بدانید که دلدار کم است

 

نکته جالب در مورد ضربی که ایرج اجرا می کند این است که دقیقا ضربی اجرا شده بر وزن تصنیف قدیمی پرند شوشتری که شجریان در آلبوم معمای هستی اجرا کرده است ، می باشد که برای مقایسه این تصنیف زیبا نیز آورده می شود :

دانلود تصنیف پرند شوشتری

تصنیف پرند شوشتری

آهنگساز : قدیمی (؟)

شعر : بابا طاهر

خواننده : محمد رضا شجریان

سه تار : محمد رضا لطفی

نی : عبدالنقی افشار نیا

تنبک : همایون شجریان

دستگاه : شور

 

دو زلفونت بود تار ربابم               چه می خواهی از این حال خرابم

تو که با مو سر یاری نداری             چرا هر نیمه شو آیی به خوابم

پرند شوشتری ز گل نازک تری ندیده بودم حالا دیدم

اگر مستم من از عشق تو مستم   بیا بنشین که دل بردی ز دستم

 

دوم : تکنوازان

تکنوازان 219

ویلن : همایون خرم

سنتور : مجید نجاهی

بربط (عود) : منصور نریمان

تنبک : جهانگیر ملک

دستگاه : شور

 

چون برخی دوستان ، ظاهرا از مطالب زیاد در هر شماره سردرگم شده اند بدون هیچ توضیحی فقط برنامه را دانلود کنید و به قسمت بعد بروید .

* در ضمن اگر سایر خوانندگان هم همین نظر را دارند در بخش " نظر دهید" عنوان کنند تا شیوه وبلاگ را عوض کنم و کمتر بنویسم ولی اگر هم ، همین شیوه را می پسندید نظرتان را بازگو کنید .

 

سوم : آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی

(قسمت دوم)

گوشه چیست ؟


اصولا مي توان گوشه ها را به چهار دسته مهم تقسيم کرد :

 

1)    گوشه هاي اصلي  :

 

این گوشه های بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .

* از آنجا که گام هر دستگاهي از هشت نت (دو – ر - ... – سل - دو) تشکيل مي شود پس هر دستگاهي مي تواند داراي هشت گوشه اصلي نيز باشد .

* هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند

* گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاري کرده اند .

براي مثال درجه دوم گام ماهور گوشه " گشایش " ناميده شده است .

* جالب است بدانید جاي بعضي از گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف (که در آغاز بسياري از خانه هاي آن خالي بود و سپس کشف شد) اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه گوشه "بدر" را اختراع کرده اند (کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ)

وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند که این گوشه ها در قسمت بعد بیشتر توضیح داده شده است .

مثلا : گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود ، گوشه حجاز در ابو عطا شامل چهار پاره .

 

2)    گوشه های فرعی :

 

این گوشه ها در اصل زیر مجموعه گروه اول یعنی گوشه های اصلی هستند و داراي ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص آن دستگاه اجرا مي شوند ، البته ریتم این گوشه ها بدان معنی نیست که کاملا وزن دارند بلکه فقط ملودی ثابت و مشخص دارند .

مانند : رامکلي در ابوعطا ، ليلي مجنون در گوشه اصلی چکاوک همايون ، قرایی در عراق افشاری .

 

3) گوشه هاي مرکب نوازي :

 

از اين گوشه ها براي تغيير دستگاه (اصطلاحا مرکب نوازی) استفاده ميشود  و وِیژگی آنها این است که پرده های آنها (از نظر ربع و نیم پرده بودن) نسبت به دستگاه اصلی تغییر می کند .

مانند :

گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور (که درجه هفتم ربع پرده بم تر می شود ، مثلا در ماهور دو ، نت لا ، کرن می شود)

گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري

گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان

گوشه عشاق در اصفهان براي رفتن به شور

 

4)    گوشه هاي موزون  :

 

این گوشه ها داراي ساختار ملوديک و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از گوشه های اصلی بیبشتر دستگاهها اجرا کرد ؛ تفاوت این دسته با گوشه های فرعی در این است که کاملا وزن آنها احساس می شود و در نت نویسی می توان آنها را در غالب میزان و طبیعتا ، وزن جای داد ؛ فراموش نکنید که گوشه های فرعی را ، غیر از این موضوع وزن ، نمی توان در هر گوشه اصلی نیز اجرا کرد (مثلا نمی توان رامکلی ابوعطا در حجاز هم اجرا کرد) .

گوشه موزون مانند گوشه هاي : کرشمه ، چهار پاره ، زنگوله ، مثنوي ، ساقي نامه و  ....

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 5:35  توسط سعید 

یکم : استاد کیست؟

 

شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که استاد به چه کسی می توان گفت ؟

برای رسیدن به جوابی بگذارید که با تعریف این واژه از نقطه نظر منبع اطلاعات ادبی شروع کنیم .

در فرهنگ دهخدا آمده : ماهر , با مهارت , صاحب مهارت , حاذق .

همانطور که می بینیم , اگر به معنی لغوی و کلاسیک اکتفا کنیم , این واژه شامل خیلی ها میشود ، ولی من فکر می کنم که ما بایستی معنی بهتری برایش داشته باشیم .

در ضمن , ما یک مسئله فرهنگی هم اینجا داریم و آن این است که خیلی از واژه ها را برای چاپلوسی و تملق استفاده کرده و چیزی را که می گوییم قبول نداریم !! البته بعضی اوقات هم کلمه استاد برای کنایه زدن نیز استفاده می شود .  

کلمه استاد در علوم  آکادمیک , علمی , هنری و موسیقی نیز رایج است ؛ با اینکه صحبت من اینجا در رابطه با واژه استاد در موسیقی است ولی رابطه آن با دیگر موارد مشابه نیز منظور می باشد بنابراین فکر می کنم که ما برای تعریف بهتر آن بهتر است به سیستم عالیه آموزشی یعنی دانشگاه هم سری بزنیم .

در آنجا ما : استاد یار - دانش یار –  استاد داریم ، هر مرحله هم احتیاجات ویژه خودش را دارد .

ولی به نظر می رسد که این واژه در موسیقی بسیار لوث گردیده و کلمه استاد مثل نقل و نبات استفاده می شود ؛ برای اینکه از لوث بودن و استفاده بی رویه کلمه استاد قدری جلوگیری کنیم بایستی یک تعریف خاصی برای استاد در موسیقی (ساز و آواز) داشته باشیم که در راستای تعریف سیستم عالیه آموزشی باشد .

من این موارد را در رابطه با موسیقی , برای شخصی که استاد تلقی میشود پیشنهاد میکنم :

1- مهارت در نواختن و خواندن به نظر نوازندگان و خوانندگان چیره دست .

2- ابداع سبک خاص و متفاوت از دیگران که قابل تشخیص باشد  .

3- انتشار کتاب , مقاله و سخنرانی در راستای بخش علمی موسیقی (مثلا : راجع به ساز و یا آواز خویش ، مباحث تئوری موسیقی ، تاریخ هنر و ...) و ثبت و تایید آن توسط مراجع قابل قبول چون دانشگاه موسیقی (و شاید هم هنرستان موسیقی ایران) .

4- هنر آموزی و تربیت شاگردان برجسته .

فقط با داشتن شرایط بالا بایستی بتوان کسی را استاد تلقی کرد !

امیدوارم که بتوانیم این نظرات را کامل کرده , اشاعه داده  و شکل بهتری به جایگاه موسیقی غنی ایران بدهیم .

 به امید آن روز - جواد اسدی – کانادا

 

* لازم است بگویم این مقاله به تازگی در سایت گلهای رنگارنگ www.harmonia.ir   نیز انتشار یافت و اینجا با پاره ای اصلاحات و اضافات دوباره منتشر می شود .

اما چون حق میزبانی دارم همین جا نظر خودم را در رابطه با مقاله بالا می نویسم :

1- هر چقدر به ذهن خودم فشار آوردم تا چند نفر را طبق شرایط سخت گیرانه بالا به لقب استاد مفتخر کنم فقط دو نام یافتم :

علی نقی وزیری و ابوالحسن صبا که به حقیقت شایسته این لقب نیز هستند و در دوره خود توانستند با مجموعه خدماتشان عقب ماندگی چند صد ساله موسیقی ایرانی را تا حدی قابل قبولی جبران کنند .

2- در مرحله بعد سعی کردم با کمی ارفاق یکی از شرایط چهارگانه را در نظر نگیرم ولی با کمال تعجب باز هم تعداد معدودی به این فهرست اضافه شدند :

روح الله خالقی – حسن کسایی – فرامرز پایور .

3- جالب اینکه هیچ کدام از 7 خواننده پرکار برنامه گلها (بنان – قوامی – گلپا – شهیدی – ایرج – محمودی خوانساری – شجریان) در این شرایط مطابقت نمی کنند !

4- دقت کنیم که بسیاری موارد هم استاد را به معنی آموزگار به کار می بریم مثلا استاد محمود کریمی ردیف دان برجسته بیشتر معلم بوده اند هر چند شاگرد برجسته ای مانند خانم پریسا هم از شاگردان اوست .

5- ... و بیشتر موارد هم این کلمه برای احترام در مورد هنرمندان و ... به کار می رود .

۶- دوستان اگر نظری راهگشا دارند در قسمت "نظر دهید"  دوست نویسنده ما را از لطف خود برخوردار کنند و اگر تعدادی از استادان را من از قلم انداخته ام یادآوری کنند و یا شرایط چهارگانه بالا را به نقد بکشند و کم و زیاد و اصلاح کنند .

 

چون دوست خوب ما آقا "ایرج" در وبلاگشان "گل واژه های ایرانی" http://www.persianflowers.blogsky.com  افزونی بر مقاله دوست عزیز دیگرم آقای جواد اسدی (نوسینده مقاله استاد کیست؟) نوشتند که حاوی نکات آموزنده ای و اطلاعات عمومی خوبی دست کم برای خودم بود حیفم آمد که به این مقاله اضافه نکنم .

بنابراین (چون فرصت نبود) بی اجازه ایشان (امیدوارم ببخشند و در قسمت نظرات همین بخش اعلام آمرزش کنند) بخشی از جوابیه ایشان را اینجا می خوانید و البته برای خواندن بقیه مقاله ایشان حتما به وبلاگ خود ایشان مراجعه فرمایید .

 

... در سطح دانشگاه ، رتبه بندی های استاد و استادی مبتنی بر معیارها و شاخص های معینی می باشد :

 نخستین رتبه ی دانشگاهی مربی است که دارندگان مدرک فوق لیسانس را در بر می گیرد  که در صورت خذ مدرک دکترا ، چنین شخصی شانس دارد خود را به شرط ارائه ی مقاله های علمی- پژوهشی و پروژه های متعدد تا حد استادیار بالا بکشد .

 کسانی که مستقیما دارای مدرک دکترای تخصصی PhD)) باشند ، از مرتبه ی استادیاری آغاز می کنند و در صورتی که چند سال مقالات و کتاب ها و پروژه ها و تدریس های مختلف داشته باشند ، خواهند توانست چنانچه امتیازات لازم فراوان را کسب کنند ، خود را تا مرتبه ی دانشیاری (Associate Professor) ارتقا ببخشند .

در نهایت دانشیاران پس از چند سال که دوباره از صفر آغاز کرده و بتوانند مقاله ها و کتب و پروژه ها و تدریس های متعدد را ارائه دهند، به مدرک پرافتخار استادی (Professor)  نایل خواهند شد!!

شایان یادآوری است که در مجموع یک استاد 12 سال در مدرسه ، چهار سال برای لیسانس ، دست کم سه سال برای فوق لیسانس و دست کم چهار سال افزون (جمعا 23 سال) برای دریافت مدرک دکترای تخصصی عمر و وقت وانرژی و در واقع زندگی (!!) مصرف می کند تا در وهله ی نخست با درجه ی استادیاری (پایین ترین درجه ی استادی!!) آغاز کرده باشد !

                             حال خود حدیث بخوان مفصل بخوان از این مجمل دوست عزیز!

  

دوم : 27 مهر سالمرگ حبیب الله بدیعی :

(1371-1312)

 

به مرگ تلخ بديعی ترانه ای بايد    که تا ابد به مزار هنر کند زاری

 

... درباره بدیعی بیشتر اینکه :

همسر استاد بدیعی ، بانو شمس بودند که ایشان هم از خوانندگان آن دوره بودن و متاسفانه با خبر شدم ایشان هم چند سال پیش در دیار غربت درگذشته اند ، خدایشان بیامرزد .

           

                            (با تشکر  از استاد منصور احمدی که این عکس زیبا را در اختیارم قرار دادند)

مزار بدیعی در امامزاده طاهر کرج می باشد .

 

  بررسی قطعه دشتی :

(آلبوم برگ سبز 4)

 

در این برنامه استاد بدیعی تسلط کم نظیر خود را بر ردیف و سبک استادش صبا به نمایش می گذارد و با فاصله گرفتن از سبک نوازندگی خودش ، گویی خود صبا به اجرای اثرش می پردازد .

شما می توانید با مرجعه به کتاب های صبا نت دقیق این آثار را نیز مشاهده کنید .

دانلود قطعه دشتی 

معرفی گوشه ها :

0 و 0 – درآمد

2 و 13 – زرد ملیجه (قسمت اول)

3 و 54 – گیلکی : به اجرای ردیف شادروان کریمی نیز دقت کنید .

* ویژگی این گوشه تحریرهای چرخشی است که در پایان هر مصرع اجرا می شود که با کمی دقت - کاملا این تحریرهای یکسان و تکراری -  مشخص است .

 دانلود گوشه گیلکی

به مجنون گفت روزی عیب جویی                         که پیدا کن به از لیلی نکویی

که لیلی گر چه در چشم تو حوری است      به هر عضوی ز اعضای او قصوریست

ز حرف عببجو مجنون بر آشفت                      در آن آشفتگی خندان شد و گفت

اگر بر دیده مجنون نشینی                                   به غیر از خوبی لیلی نبینی

تو قد می بینی و من جلوه ناز                            تو چشم و من نگاه ناوک انداز

تو مو می بینی و من پیچش مو                                تو ابرو من اشارتهای ابرو

 

5 و 38 – دیلمان : به اجرای استاد بنان (گلهای رنگارنگ 217- با شعر سعدی) نیز دقت کنید که نخستین اجرای این گوشه انجام اوست ، شاید بدانید که صبا این گوشه را از گیلان به یادگار وارد ردیف موسیقی ایران کرد .

دانلود گوشه دیلمان

چنان در قـید مهرت پای بندم         که گویی آهوی سر در کمندم

گـهی بردرد بی درمان بگریم       گهی بر حال بی سامان بخندم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست     مده گر عاقلی بیـهوده پندم

 

7 و 58 – عشاق

8 و 54 – چهارمضراب عشاق برگرفته از ردیف راست کوک صبا .

9 و 35 – باز هم همان چهارمضرابی که پایه آن را در قسمت ماهور ذکر کردم توسط صبا با مهارت کم نظیر اجرا می گردد .

10 و 26 – بوسلیک : که توسط استاد بنان (گلهای رنگارنگ 210 – با شعر شهریار) به زیبایی اجرا شد .

دانلود گوشه بوسلیک 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟              بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی     سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

 

11 و 31 – فرود

 

در پایان تصنیفی بسیار زیبا از ساخته های بدیعی را بشنوید .

* ضمنا این تصنیف زیبا را آقای فرید دهدزی در اختیار من قرار دادند که از ایشان نهایت تشکر را می کنم .

دانلود تصنیف خاطرات

 

تصنیف خاطرات

آهنگ : حبیب الله بدیعی

ترانه سرا : تورج نگهبان

خواننده : کوروس سرهنگ زاده

مایه : دشتی

 

روزگاری ای آشنای من همزبان بودی        شب همه شب

دلفریب من دلربای من مهربان من بودی    شب همه شب

گذشته ها رفت و دگر نمی آید

کو آن یاری ها ؟ مهر و دلداری ها ؟ که جانم بیاساید ؟

گذشته ها رفت و دگر نمی آید

زین پس زاری ها ، شب ها بیداری ها ، غمی بر دل افزاید

مستی و بی خبری ، به کجا به کجا شد ؟

بی خبر از تو کنون ، دل خسته چرا شد ؟

زان همه بگذشته ما ، خاطره ای مانده به جا

صحبت و مستی کو ؟          لذت هستی کو ؟

کجا شد قرارم ؟                دریغا بهارم کو ؟

جز تو که چون جانی ، شمع شبستانی

نگاری که دل را به دستش سپارم کو ؟

خاطره تو به جا بود این شبها

بی تو دگر منم و غم تو تنها

شراب آرزوها ای شب به ساغرم کو ؟

نگاه گرم و گویا امشب برابرم کو ؟

دگر چه می خواهم من ، چو کشیده ای از بر من دامن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 7:3  توسط سعید 

 

 

قسمت سوم :

آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی 1 :

 

در طی یک سال گذشته سلسله مقالاتی در سایت گلهای رنگارنگ www.harmonia.ir می نوشتم که به بررسی ردیف موسیقی اصیل ایرانی و سایر پرسش های در رابطه با موسیقی ایرانی (مانند کوک سه تار و ...) می پرداخت .

از آنجا که خودم هنگام یاد گیری این مطالب دچار دشواری ها و پرسش های زیادی بودم که گاهی کاملا سردرگم و ناامید می شدم در این مقالات با تکیه بر تجربه های شخصی و درک و دریافت های خودم در آن زمان ، به زبانی ساده همراه با نمونه های گوناگون سازی و آوازی ، همراه نت گوشه ها مطالب را می نوشتم که البته مورد توجه علاقه مندان بسیاری شده بود .

این بار بنابر رویه پیش بر آن هستم که همان مقالات را مجددا با اصلاحات و شیوه تازه و کامل تری بیان کنم ؛ البته اصلا ادعای ردیف دانی ندارم و از دوستان بسیاری که در نظر سنجی قبلی اعلام آشنایی کامل با ردیف موسیقی ایرانی کردند خواهش می کنم به من در این باره کمک کنند و مطالب ارزشمند خود را برای من ارسال کنند و سایر خوانندگان و هنرآموزان می توانند با طرح پرسش های خود و بیان قسمت های نامفهوم توضیحات در قسمت " نظر دهید " وبلاگ با من و دیگران در ارتباط باشند .

 

فرق دستگاه با آواز چیست ؟

 

موسیقی ایرانی از 7 دستگاه و 5 آواز تشکیل شده است :

دستگاه ها : ماهور – شور – همایون – سه گاه – چهارگاه – نوا – راست پنجگاه .

آوازها : ابوعطا – دشتی – بیات ترک – افشاری – اصفهان .

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و...  " آواز" نامیده می شوند ؟

برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چه فرقی با هم دارند .

بیایید از پایه موسیقی ، یعنی نت ها آغاز کنیم :

همه می دانیم که موسیقی از 7 نت ساخته می شود :

دو – ر – می – فا – سل – لا – سی  .

پرسش 1 ) حال این پرسش پیش می آید که چگونه تنها با 7 نت می توان این همه آهنگ ساخت ؟

برای روشن تر شدن مطلب به این مثال توجه کنید :

الفبای فارسی را در نظر بگیرید که از 32 حرف تشکیل شده است ولی این 32 حرف دارای حروف کوچکی هستند که عملا تعداد آنها را بسیار زیاد می کند :

جمله زیر را در نظر بگیرید :

بلبل به لب آب آمد .

 

همانطور که می بینید در این جمله حرف ب ، با 4 ظاهر مختلف استفاده شده است .

الفبای موسیقی نیز دارای نت های فرعی می باشد یعنی هر نت دارای ربع پرده و نیم پرده هایی می باشد .

مثلا نت سل دارای :

-          سل بمل (نیم پرده بم تر)

-          سل کرن (ربع پرده بم تر)

-          سل سری (ربع پرده زیرتر)

-          سل دیز (نیم پرده زیرتر)

می باشد ، پس مجموعا دارای 5 نت سل گوناگون می باشیم .

پس تعداد کل نت ها 35=7×5 می شود .

دوستان اهل ریاضی می دانند که می توان با این تعداد نت ، ! 35 (فاکتوریل) آهنگ غیر تکراری (یعنی میلیاردها آهنگ) ساخت .

اینک برای مثال : ماهور ، شور و چهارگاه را در نظر بگیرید :

-          شباهت : هر سه دستگاه از 7 نت دو تا ... سل تشکیل شده اند .

-          تفاوت : در حالیکه پرده های ماهور همه اصلی هستند ، بعضی نت های چهارگاه و شور ربع پرده هستند و حتی این دو دستگاه هم ربع پرده هایشان با هم تفاوت دارد .

به این شکل که از روی دسته تار به دو علت انتخاب شده است ، توجه کنید:

-          چون تار اصلی ترین ساز و اصطلاحا شاه ساز موسیقی ایرانی است .

-          سایر سازها هر کدام نواقصی دارند مثلا ، سنتور همزمان همه پرده ها را ندارد و ویلن هم پرده ای که قابل دیدن باشد ندارد .

 

ماهور

شور

چهارگاه

دو

دو

دو

ر

ر - کرن

ر - کرن

می

می - بمل

می

فا

فا

فا

سل

سل

سل

لا

لا - بمل

لا - کرن

سی

سی

سی

دو

دو

دو

 

 

همانطور که در جدول و  شکل می بینید در حالیکه همه دستگاه ها از نت دو آغاز می شوند :

-          هر 3 دستگاه ، چند پرده یکسان (مانند سل) دارند .

-          دو به دو ، پرده یکسان (مانند ر کرن ، در شور و چهارگاه) دارند .

-          گاهی هم (مثلا پرده لا) اصلا مشابه نیستند .

 

حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :

اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند دقیقا مانند دستگاه شان هستند ولی دستگاهها همانطور که دیدید دستگاه ها در چند پرده با هم متفاوت هستند .

مثلا ابوعطا کاملا در پرده های شور نواخته می شود ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت .

پرسش 2 ) اینک این سوال پیش می آید که پس فرق آوازها با هم چیست ؟

فعلا مختصر بپذیرید که در هر آوازی یک نت خاص از دستگاه مادر بیشتر اجرا می شود ؛ مثلا در آواز بیات ترک از دستگاه شور ، بیشتر سی بمل اجرا می شود .

پرسش 3 ) سوال دیگر این است که مرکب خوانی چیست ؟

مرکب نوازی یعنی از یک دستگاه به دیگری رفتن ، مثلا ماهور به شور .


امروزه تقسیم بندی دستگاه ها و زیرمجموعه هایشان بدین صورت است  :

1-  دستگاه ماهور

2-  دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک است .

3-  دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .

4-  دستگاه چهارگاه

5-  دستگاه سه گاه

6- دستگاه نوا

7- دستگاه راست پنجگاه  


نکته 1- دسته بندی فوق بیشتر جنبه علمی و نظری دارد .

نکته 2 - طبق نظر استاد علی نقی وزیری راست پنجگاه زیر مجموعه ماهور و نوا جزء شور است ، که از نظر علمی نیز درست تر است چون دقیقا پرده هایشان یکسان است .

بنابراین بر خلاف قدما در این تقسیم بندی تعداد دستگاه ها 5 و آواز ها 7 می شود .

نکته 3 - اگر جنبه نظری را نیز کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن هم کاملا با هم تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این زیرمجموعه سازی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد بنابراین دکتر فرهت در کتابشان معتقد به نظریه 12 دستگاه مجزا هستند .

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 5:20  توسط سعید  |